ارائه‌ی مقاله در دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی

یکشنبه نهم تیرماه ۱۳۹۲، دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی در ایران برگزار شد؛ من هم مقاله‌ای درباره‌ی موانع گسترش شبکه‌های اجتماعی در سازمان‌ها ارائه کردم که در این‌جا می‌توانید فایل ارائه‌ی آن را ببینید. ———- + تسنیم: یک کارشناس ارشد تحقیقات در رسانه عنوان کرد: اولویت نداشتن فضای مجازی در بودجه های سازمانی خبرگزاری تسنیم:… Continue reading ارائه‌ی مقاله در دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی

ثبت‌نام در دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی آغاز شد

امسال دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی در نهم تیرماه برگزار می‌شود؛ اگر به این موضوع علاقمند هستید حتما در این همایش ثبت‌نام کنید؛ من هم با مقاله‌ای با عنوان «بررسی علل و موانع بکارگیری شبکه‌های اجتماعی در سازمان‌های ایرانی» در این همایش سخنرانی خواهم داشت. #smday1392 دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی را با این تگ… Continue reading ثبت‌نام در دومین همایش روز رسانه‌های اجتماعی آغاز شد

شوخی‌ به سمت کوتاه شدن می‌رود

در هفته‌نامه‌ی همشهری جوان این هفته یعنی شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۲، پرونده‌ای درباره‌ی شوخی‌های متفاوت نسل‌ها کار شده است؛ من هم گفتگویی درباره‌ی همین شوخی‌های نسل جدید دارم. به من هم گفته‌اند «موجود بامزه». این‌جا می‌توانید این گفتگو را ببینید.

سرو که افقی نمی‌شود

پاییز ۱۳۷۹ بود؛ من دانشجوی ترم اول تازه از تخم درآمده‌ی مهندسی بودم در دانشگاه امیرکبیر؛ فراخوان زده بودند که دفتر طنز حوزه‌ی هنری می‌خواهد نخستین جشنواره‌ی طنز دانشجویان کشور را برگزار کند. رفتم باجه‌ی پست دانشگاه تا آثارم را بفرستم و طرف گفت وقتی حوزه‌ی هنری همین روبه‌روست، خب ببر به خودشان کارهات را… Continue reading سرو که افقی نمی‌شود

پیدا شوید، پیدا

یکم: معمولی بودن غمگین نیست؛ آدمی که بخواهد خاص باشد و غیرمعمولی زندگی کند، لابد لذت های کوچک معمولی زیادی را از دست خواهد داد. آدم اگر معمولی باشد، از همین هوای بهارانه، از بوی غذایی که یکی با عشق برایش پخته است، از خنده های آن هایی که حتی نمی شناسندشان، لذت می برد.… Continue reading پیدا شوید، پیدا

کمبود تیتر و حوصله

ذهنم می‌رود سراغ دکه‌ی میدان ـ چهارراه آرامگاه. زمستان هفتاد و هشت. کنکوری‌ام و معمولا شب‌ها تا حوالی ساعت ده در مدرسه برای درس‌ خواندن می‌مانیم. روزهای پرشور بعد از انتخابات مجلس بود. با بچه‌ها هر روز توی مدرسه بحث داشتیم و به دعوا می‌کشید حتی. هرروز صبح جلوی دکه شاید حتی یک ربعی می‌ماندم… Continue reading کمبود تیتر و حوصله

اتهام یا ابهام؟

برای دوستی که درباره‌ی نوشتن نوشته بود، گفتم که می‌نویسم تا از خاطره‌هام انتقام بگیرم. بعد دیدم جمله‌ی بی‌رحمانه‌ای‌ست؛ انتقام گرفتن از گذشته نه تنها بی‌رحمانه است، که بی‌فایده و فرساینده هم هست؛ یکی می‌گفت خاطره‌ها مثل سایه به آدم می‌چسبند و ول‌ش نمی‌کنند. راست می‌گفت. برای من خاطره‌ها دو دوران مشخص دارد؛ دوران بچگی… Continue reading اتهام یا ابهام؟