رونمایی از کتاب تاکسی هفت در نودودومین نشست دگرخند

  به گزارش روابط عمومی دفتر طنزحوزه هنری ،‌ نود و دومین نشست «دگرخند» با موضوع  رونمایی از کتاب «تاکسی هفت» جلال سمیعی؛ با حضور آرش خوشخو، حسام الدین مقامی کیا و جلال سمیعی ساعت ۱۷ روز دوشنبه  ۲۶ بهمن ماه ۱۳۹۴ در سالن زنده یاد امیر حسین فردی حوزه هنری واقع در خیابان سمیه …

رونمایی از کتاب تاکسی هفت در نودودومین نشست دگرخند ادامه »

آیا IPTV در ایران شکست نخواهد خورد؟

خبر راه‌اندازی تلویزیون تعاملی در ایران هم رسید؛ فارغ از این که تعاریف تلویزیون #تعاملی با IPTV# چه‌قدر انطباق دارد و در ایران چه‌قدر رعایت شده است، این اتفاق می‌تواند پهنه‌ی تازه‌ی گسترده‌ای از تولید و انتشار محتوا را بسازد. با این همه سؤال‌هایی در این ماجرا هست که پاسخ گفتن به خیلی‌هاشان نیاز به زمان …

آیا IPTV در ایران شکست نخواهد خورد؟ ادامه »

جلال سمیعی در گفتگو با ایسنا: احتمال قربانی شدن طنزپردازان در فضای انتخابات زیاد است!

جلال سمیعی با بیان این‌که انتخابات معمولا برای طنز تهدید محسوب می‌شود می‌گوید: طنزنویس‌ها اولین قربانی‌های سوءتفاهم‌ها و اختلافات سیاسی هستند. این طنزنویس در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) درباره وضعیت کنونی طنز گفت: طنز امروز ایران به سمت اجتماعی شدن می‌رود. تا دوره‌های قبل سیاست در طنز پررنگ بود و آن …

جلال سمیعی در گفتگو با ایسنا: احتمال قربانی شدن طنزپردازان در فضای انتخابات زیاد است! ادامه »

دوران شبه‌آگاهی

نوشته‌ی #امیرقادری، که در سرمقاله‌ی امروز روزنامه‌ی #هفت‌صبح هم چاپ شده، بهانه‌ی خوبی‌ست برای من که از تصورات‌م درباره‌ی جدال تازه‌ی رسانه‌ها بنویسم. قادری در پایان یادداشت‌ش می‌گوید دوران تازه‌ی آگاهی شروع شده است و من می‌گویم دوران #شبه‌آگاهی! به این معنا که رسانه‌ها در جدالی تازه انبوهی از اطلاعات را روی سر مردم می‌ریزند …

دوران شبه‌آگاهی ادامه »

تهران من {به‌جز یک‌وقت‌هایی} حراج!

تهران را عاشقانه دوست دارم و از آن بیزارم در عین حال. من از شلوغی‌ها و ترافیک و هوارهوار و قیافه‌های عصبی مردمان پایتخت فراری هستم و عاشق سکوت و آرامش و زندگی متفاوت شب‌های این شهرم. تهران هیچ مانندی ندارد؛ شهری عجیب، که خودش به کشوری شباهت دارد با ساکنان و مناسبات و مکان‌ها …

تهران من {به‌جز یک‌وقت‌هایی} حراج! ادامه »

تو تمیز نشو، باشه؟

یه درمونگاهی بود به اسم استخر، نزدیک میدون گمرک، که بچگی‌های ما تنها دندون‌پزشکی شبانه‌روزی مرکز و جنوب شهر بود. شما نصفه‌شب هم می‌رفتی مثلا هفتاد نفر تو صف بودن با قبض آماده… بعد یکی با لباس سفید می‌اومد از اول صف بی‌حسی رو می‌زد می‌رفت تا ته، ته که می‌رسید دیگه از اول صف …

تو تمیز نشو، باشه؟ ادامه »

نقد تبلیغات: سفر به دور دنیا با یک تراکنش

تیزر خوش آب و رنگ یک بانک خصوصی اخیرا بسیار پخش می شود و در آن، به شما وعده می دهند که شاید با استفاده از کارتخوان این بانک، برنده سفر به دور دنیا شوید. البته کمپین تبلیغاتی استفاده از کارت خوان این بانک، که تجربه شخصی ام می گوید تا مدت ها فقط کارت …

نقد تبلیغات: سفر به دور دنیا با یک تراکنش ادامه »