پرش به محتوا

جلال سمیعی | #استراتژی_محتوا و #روابط_عمومی آن‌لاین

یادداشت‌های من درباره‌ی فضای آن‌لاین، ژورنالیسم و طنز

content-low

 

به نظر می‌رسد نگرانی بسیاری برندها این است که برای رسانه‌هایی که در فضای مجازی و واقعی دارند، چه‌طور باید محتوا تامین کنند؛ واقعیت هم این است که تامین یا تولید محتوا هزینه و دردسر زیادی دارد؛ بسیاری از اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی برندها با مراجعه به گوگل عزیز و همیشه مهربان کارشان را راه می‌اندازند و به‌دلایل نداشتن بودجه و حوصله و البته اهمیت، با برداشتن متن یا عکس و طرح آماده ستاره‌ای دیگر به آسمان محتوای وب می‌افزایند.

اما سوای ماجراهای کوچک‌تر شدن هرروزه‌ی دنیا و این که دیگر ممکن است افشای کپی کردن‌ها و دزدیدن‌ها سریع اتفاق بیافتد، مسیر محتوایی هدف شما یا همان استراتژی محتوا هم بعید است با محتوای تامینی و اهدایی (!) رعایت شود. این‌جاست که #استراتژی_محتوا نقشه‌‌ی راه شما را برای تولید و تامین کم‌هزینه و بهینه برای رسانه‌های برند و سازمان‌تان مشخص می‌کند.

در واقع وقتی از استراتژی محتوا حرف می‌زنیم، منظورمان سندی‌ست که بتواند دستورالعمل عملیاتی روابط‌عمومی و شبکه‌های اجتماعی شما برای تولید و تامین و بازنشر پیام‌تان باشد. چیزی که بسیاری از برندها با دادن هزینه‌های گزاف مالی و حیثیتی، تازه به لزوم تدوین‌ش پی می‌برند.

درباره‌ی این موضوع بیشتر خواهم نوشت؛ به‌ویژه تجارب بانمکی که در کشورمان سراغ دارم.

راستی منبع عکس بالا این‌جاست :)) http://www.hattrickpr.co.uk/storytelling/how-video-can-help-your-content/

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#ContentStrategy #PublicRelations #SocialMedia

جلال سمیعی در آستانه روز خبرنگار گفت: بخش قابل توجهی از آثار معاصر کشورمان از فرم‌های جدید زبانی و ساختاری مربوط به رسانه‌ها استفاده کرده‌اند. حتی فرم‌های مکالمه و مکاتبات اینترنتی به عنوان بخشی از حوزه رسانه و روزنامه‌نگاری در ادبیات معاصر ما وارد شده است.

جلال سمیعی، نویسنده، روزنامه‌نگار و مجری طنزپرداز کشور، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری با بیان اینکه ادبیات و روزنامه‌نگاری از هم جدا نیستند، اظهار کرد: ادبیات و روزنامه‌نگاری از هم تاثیراتی می‌گیرند و معمولا روزنامه‌نگاری می‌تواند عامل جذب مخاطب برای ادبیات باشد و ادبیات هم می‌تواند برای روزنامه‌نگاری مسیر زبانی و دغدغه تازه ای ایجاد کند.

وی ادامه داد: ادبیات و روزنامه‌نگاری دائما با هم در حال کنش و واکنش هستند. چه از بابت کنش و واکنشی که برای هم تعیین می‌کنند و چه برای تقویت مخاطب. طبیعی است که اگر رسانه‌ها نباشند که اتفاقات و رویدادهای ادبی را به مخاطب انتقال دهند، ادبیات مهجور خواهد ماند. چرا که بخش زیادی از راه ارتباطی با مخاطب از روزنامه‌نگاری عبور می‌کند.

سمیعی خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از آثار معاصر کشورمان از فرم‌های جدید زبانی و ساختاری مربوط به رسانه‌ها استفاده کرده‌اند. حتی فرم های مکالمه و مکاتبات اینترنتی به عنوان بخشی از حوزه رسانه و روزنامه‌نگاری در ادبیات معاصر ما وارد شده است. اصولا نبض زبان و ذهن مخاطبان و کشف نیاز مخاطب در هر حوزه موضوعی بر مبنای تعاملی است که با حوزه روزنامه‌نگاری دارند و به همین دلیل هم تاکید دارم ادبیات و روزنامه‌نگاری نمی‌توانند از هم جدا باشند.

این نویسنده، روزنامه‌نگار و مجری طنزپرداز با اشاره به اینکه ‌اگر روزنامه‌نگارها نباشند که ادبیات را معرفی کنند آثار ادبی در بخش‌های زیادی از جامعه مهجور خواهند ماند، عنوان کرد: پیوند زیادی در ادبیات با روزنامه‌نگاری داریم. آدم‌هایی که هم کار ادبی و هم روزنامه‌نگاری انجام می‌دهند، دروازه‌های بزرگی برای ارتباط بین دو طیف هستند. شخصی که هم روزنامه‌نگاری و هم کار ادبی انجام می‌دهد، ارتباط بهتری با مخاطبانش برقرار می‌کند و از سوی دیگر، فرم‌های زبانی تاثیر خود را در ادبیات و حتی در شعر نشان می‌دهند.

وی همچنین گفت: اصولا در ارتباطات دو مکتب داریم. نظریه‌ای معتقد است که جامعه همیشه تحولات رسانه‌ای را رقم زده است و نظریه مقابل می‌گوید که تحولات رسانه‌ای به تغییر در جامعه منجر شده است. من به عنوان کسی که درس ارتباطات خوانده‌ام و هم در روزنامه و هم ادبیات فعالیت داشته‌ام، معتقدم ادبیات هم به عنوان بخشی از اجتماع، در تحول رسانه دخالت داشته و البته رسانه هم بر ادبیات تاثیر داشته و این دو از هم جدا نبوده‌اند.

سمیعی در پایان گفت: ادبیات محتوا را تعیین می‌کند و رسانه موتور ادبیات برای انتشار و دیده شدن است. امیدوارم این کنش و واکنش ادبیات و روزنامه‌نگاری روز به روز سالم‌تر و جدی تر دنبال شود.

مجموعه طنز «تاکسی هفت» جلال سمیعی که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است، از جمله آثار طنز این هنرمند است که در دوره‌ای به صورت مستمر در روزنامه «هفت صبح» منتشر می‌شد.

لینک خبر

فیش-حقوقی

همه این روزها از ماجرای رقم‌های کلان #فیش_حقوقی اعضای دولت یا همان #فیش_گیت صحبت می‌کنند؛ مثال بسیاری از آدم‌های از هر قشری در بحث‌ها به همین قصه‌ی رقم‌های حقوق دولتی‌ها می‌رسد. هر چند روز یک بار هم یکی به‌عنوان متهم دستگیر یا حکوم می‌شود و هیزمی تازه‌ برای آتش ماجرا.

ماجرای فیش‌های حقوقی که دولت فعلی سعی کرده است با چند روش رسانه‌ای و قضایی آن را مدیریت کند، ماجرای تازه‌ای نیست؛ #انتخابات سال آینده‌ی ریاست‌جمهوری و گزاره‌هایی از این دست اما معنای پیام‌های رسانه‌ای این #بحران #روابط_عمومی را تغییر می‌دهد. اگر نظر من را به‌عنوان یک درس‌خوانده‌ی رسانه و روابط‌عمومی بخواهید، معتقدم دولت آقای روحانی تا کنون نه تلاش زیادی برای مدیریت این پیام‌های آسیب‌زننده به هویت شفاهی و تصویر خود داشته است و نه موفقیت چندانی هم. حتی ممکن است مخالفان دولت استراتژی محتوای شفاف و قوی برای این موضوع داشته باشند.

به‌گمان‌م اتفاقا یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در قصه‌ی فیش‌های حقوقی، مساله‌ی نبود #استراتژی_محتوا در تجربه‌های قبلی دولت‌ها هنگام بحران رسانه‌ای‌ست. به نظر می‌رسد رقبای دولت تا امروز بهتر توانسته‌اند با افکار عمومی و فشار به دولت بازی را پیش ببرند و باید دید تا انتخابات این ماجرا به چه دعواهای رسانه‌ای منجر خواهد شد.

بگذارید خلاصه بگویم؛ استراتژی محتوا همان نجات‌دهنده‌ای‌ست که از پیش برای بحران‌های خرد و کلان هر سازمان و فرد و حتی دولتی می‌تواند نسخه‌های شفابخش بنویسد… اگر نسخه‌ها با دارو و درمان خوب هم همراه نشد، دست‌کم در تجربه‌‌های گران‌بها ذخیره خواهد شد. فرار به جلو در ماجراهایی با سطح ملی، نتایج مبهمی خواهد داشت.

جلال سمیعی ـ استراتژيست محتوا

#ContentStrategy #Crisis #PublicRelations

58429-Change-Is-In-The-Challenge

شتاب تغییرات زمین بازی و بازیگران عرصه‌های درآمدزایی و فناوری چنان زیاد و گاهی پیش‌بینی‌نشدنی‌‌ست که ممکن است یک سازمان یا برند مشهور و موفق و کهنه‌کار را ناگهان دچار بحران مخاطب و مشتری کند. برای مثال در این سال‌ها بسیاری از پلتفرم‌های پرداخت در بخش B2C به سمت ترویج سامانه‌های USSD یا همان ستاره‌های مشهور در شماره‌های تلفنی رفته است… اما تا چند ماه دیگر این سرویس به‌دلیل ناامنی ذاتی در ایران دچار محدودیت جدی خواهد شد.

حال تصور کنید یک اپلیکیشن موبایلی که به یک بانک مشهور وابسته است و با تبلیغات پرهزینه در این سال‌ها توانسته است این زیرساخت را در انبوه مخاطبان ترویج کند، حالا باید در این فرصت کوتاه چطور از ریزش شدید احتمالی مشتریان در امان بماند؟ طبعا باید زیرساخت فنی سرویس‌های خود را فورا تغییر بدهد و ابزارها را به سمت سرویس امن جدیدی ببرد… اما مخاطب چطور باید با سرویس جدید آشنا بشود و همراه بماند؟

این‌جاست که وجود #استراتژی_محتوا ضروری‌ست و عملا آخرین مرحله‌ی نجات از خطر فراموش شدن سازمان و خدمات او خواهد بود. استراتژی محتوا در آخرین گام مهم تغییرات شما، برای معرفی چهره‌ و ابزار جدیدتان به مشتریان نقشه‌ی تغییر راه محتوایی را می‌چیند و گام‌به‌گام با شناخت مخاطبان وفادار و نیازهای جدیدشان، شما را به‌عنوان بازیگر باسابقه و روزآمد رفع نیازهاشان معرفی می‌کند.

فراموش نکنید مهم‌ترین کارکرد استراتژی محتوا، همین ارتباط منطقی و عملیاتی حل بحران ارتباط با مخاطب و مشتری‌ست. این یادداشت‌ها ادامه دارد.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#ContetntStrategy #challenge #crisis

جمعه‌ای که می‌آید، هجدهم تیرماه، ۳۴ سال تمام از عمرم می‌گذرد. اگر زنده باشم و ببینم جمعه را، مهلتی که این همه مدت به خودم داده بودم تا چیزهایی را عوض کنم و دورانی تازه در زندگی شخصی و کاری‌م شروع کنم، فرا رسیده است.

برای هر آدمی روز تولدش ممکن است غم پیر شدن باشد؛ برای هر آدمی روز تولدش می‌تواند تنها روزی باشد که صاف و بی‌نگرانی گذشته‌ش را مرور کند و درس‌هایی بگیرد. برای من که این طور است دست‌کم و اتفاقا غم‌انگیز نیست… امسال سال مهمی بود در بستن چند پرونده‌ی مهم سخت و باز کردن یکی دو پرونده‌ی کاری بزرگ که مدت‌ها در ذهنم به در و دیوار می‌کوبیدند. برای من روز تولدم روز تولد این مسیر تازه است.

امسال قرار است خیلی چیزها عوض بشود. از اول اردیبهشت که شد. قرار است اسفند امسال بنویسم که چه‌قدر از خودم و سال ۱۳۹۵ راضی بودم… حالا در شروع ۳۵سالگی مردی هستم با تجربه‌های متنوع کاری، امیدها و آرزوهایی که نگه داشته‌ام و برای‌شان می‌دوم؛ مسیر کاری پرشتاب و سختی که تحقق یکی از آرزوهای اصلی زندگی‌م بود و مثل همیشه سرمایه‌هایی دارم: خانواده و دوستان و کلمه‌هام.

امیدوارم اگر برای عزیزانم مبارک و یار نباشم، بار هم نباشم! از امروز تا جمعه تولدم مبارک باشد لطفا. ؛)

برای بسیاری از سازمان‌ها و برندها و حتی افراد مشهور، رسانه‌ها ذاتا ترسناک‌اند! رسانه‌های آن‌لاین که دیگر غول مرحله‌ی آخرند و بسیاری‌شان درباره‌ی مضرات این شبکه‌های ویران‌گر نطقی طولانی آماده دارند.

اما واقعیت این است که دیگر مدت‌هاست حضور نداشتن در فضای مجازی به‌عنوان حوزه‌ی جدید انتشار محتوا و پیام، متاسفانه اجباری‌ست! گزاره‌ی مشهوری درباره‌ی آینده بود که اگر سواد استفاده از رایانه را نداشته باشید، به‌زودی بی‌سواد شمرده خواهید شد… این آینده مدت‌هاست که فرارسیده و حالا درباره‌ی حضور در اکوسیستم‌های حرفه‌ای این گزاره‌ی جدید وجود دارد: «اگر چهره‌ی معقول و حضور درستی در فضای آن‌لاین نداشته باشید، غیرحرفه‌ای شمرده خواهید شد!».

بسیاری از برندها و افراد برای شهرت و #برندینگ حرفه‌ای و موفقیت‌های تجاری توانسته‌اند از فرصت‌های ارزان و توفانی شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی استفاده کنند؛ هم‌چنان که بسیاری از همین موفقیت‌ها یک‌شبه با یک اشتباه درونی یا ناتوانی در حل #بحران #روابط‌_عمومی و مدیریت #شایعات، سقوطی جدی داشته‌اند. #استراتژی_محتوا نقشه‌ی راه حضور هوشمندانه و پیش‌بینی بحران‌هاست. آیا شما تصویر درستی از خود در فضای آن‌لاین دارید؟

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#PublicRelations #Branding #VerbalIdentity #

pr

بسیاری از سازمان‌های رسمی و نهادهای حکومتی در ایران مدتی‌ست که اهمیت حضور در فضای مجازی را فهمیده‌اند و می‌دانند دیگر نمی‌شود حضور در اینترنت را انکار کرد. سازمان‌های زیادی از بدنه‌ی دولت و حکومت در این سال‌ها حتی ساختارهای جدیدی در خود ایجاد کردند که ماموریت و اهداف و چشم‌انداز آن‌ها را متناسب با فضای مجازی بازنگری و بازتعریف می‌کند.

تجربه‌ی من از رفتار رسانه‌ای نهادهای رسمی نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها ذاتا در بازخوردگیری و انتشار بازخورد مخاطبان خود محافظه‌کار هستند و تعامل ذاتی اینترنت را نمی‌توانند چندان تحمل کنند؛ کانال‌های یک‌سویه‌ی تلگرام اتفاقا برای همین روابط عمومی ها جذاب‌اند! مشکل اصلی اما همین شفافیت حتی ظاهری اما ذاتی اینترنت است که دست‌کم از تحمل تجربه‌ی سنتی سازمان‌ها بسیار فراتر است.

نیاز مهم سازمان‌ها و نهادهای رسمی برای حضور رسمی در شبکه‌های اجتماعی همان بخش مهمی از استراتژی محتوا و رسانه است که باید در تعریف جدید روابط عمومی‌شان هم در نظر گرفته شود؛ این نیاز بیش‌تر از هر چیزی همان نقشه‌ی راه مدیریت واکنش‌های رسانه‌ای رسمی و حتی مدیریت تصویر برند و هویت شفاهی سازمان‌ها در فضای غیررسمی انتشار محتواست. روابط‌عمومی جدید دیگر فقط راهبری فکس و تکذیبیه نیست. سند استراتژی محتوا بحران‌های روابط‌عمومی جدید را برای یک سازمان رسمی و محافظه‌کار پیش‌بینی و مدیریت می‌کند.

درباره‌ی این تجربیات خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی ـ استراتژیست محتوا و مشاور روابط عمومی جدید

6a01a511c63c50970c01b8d0e73ad0970

برای نوشتن یک سند عملیاتی #استراتژی_محتوا باید به پرسش‌های مهمی درباره‌ی ماهیت کار فرد/#سازمان/#برند بتوانیم پاسخ بدهیم؛ این پرسش‌ها عملا خودشان بخش مهمی از نقشه‌ی راه ما برای معرفی ما و مذاکره با سطوح مختلف جامعه‌ی هدف هستند.

پرسش‌های پایه برای نوشتن استراتژی محتوا برای هر کارفرمای مشخصی باید دقیق و متناسب‌سازی شوند؛ اما کلیت این پرسش‌ها برای کشف و تفاهم مشترک درباره‌ی ماهیت کار، مدل‌های درآمدی و بوم کسب‌وکار، مخاطبان هدف‌گرفته‌شده در جامعه‌ی هدف و از همه مهم‌تر کانال‌ها و محتوای رسانه‌ای لازم برای معرفی به مخاطب هستند. یکی از ارزش‌های مهم استراتژی محتوا، که بسیاری از سازمان‌های بزرگ یا مجموعه‌های خیریه و برندها اهمیت آن را به خوبی درک کرده‌اند، تعیین لحن مناسب برای معرفی و مذاکره با هر دسته از مخاطبان است؛ برای مثال در سند استراتژی محتوا و هویت شفاهی یک شرکت بزرگ وابسته به یک بانک کلیدی، لحن مذاکره برای سهام‌داران و مدیران با لحن معرفی و مذاکره با نخبگان و طبعا با لحن ارتباط با مخاطب عام فرق دارد و هر یک تعریف و چارچوب و کلمات کلیدی خود را دارند؛ برای مثال، یادتان باشد برای مذاکره با افراد هیات مدیره‌ی یک بانک، با زبان طنز و شوخی نمی‌توانید مسیر درستی را در شروع ارتباط پیش ببرید!

درباره‌ی لحن‌ها خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا    #contentstrategy   #branding  #tone

content-strategy

+

نوشتیم که #استراتژی_محتوا معنای مهم‌ترش همان آخرین مرحله‌ی خلق یک برند یا مجموعه یا روند درآمدی‌ست؛ آخرین مرحله به این معنا که شما وقتی همه‌ی ابزارها و خدمات و فرایند ارایه‌ی محصول خودتان را طی می‌کنید، می‌رسید به بیان چرایی و چیستی و چگونگی؛ ممکن است برای مخاطب و مشتری شما یک یا دو بخش این سه‌گانه مهم باشد؛ مثلا او فقط برای چگونگی فرایند کار و خدمت و محصول شما دچار ابهام است… اما شما برای تعریف خودتان برای خودتان و دیگران در تبیین این سه بخش، نهایتا محتاج استراتژی محتوا خواهید بود.

درواقع، استراتژی محتوا به معنای یک سند پایه در ویترین کاری شما برای #برندینگ و پیش از آن، برای معرفی‌تان به دیگران نقشه‌ی راه می‌سازد؛ نقشه‌ای که در آن با تعیین اهداف، جامعه‌ی هدف، بخش مشتریان در جامعه‌ی هدف، رسانه‌ها و در پایان، سیاست راهبردی شما برای نوع تولید و انتشار #محتوا در #رسانه‌ های شماست. سندی که حتی بحران‌های #روابط_عمومی و #بازاریابی شما را باید حدس بزند و برای آن‌ها و پرسش‌های کلیدی در هر سطح از مخاطبان، پاسخ شفاف و کامل داشته باشد.

چه پرسش‌هایی ممکن است وجود داشته باشند؟ خواهیم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا   #contentstrategy  #branding  #crisis

چیزی که در توجه روزافزون به #استراتژی_محتوا تاثیر دارد، تازگی این مفهوم نیست؛ اتفاقا استراتژی محتوا مفهوم تازه‌ای نیست، تازه کشف‌ش کرده‌اند، چون فهمیده‌اند حالا که خیلی از رقبا ابزار یا سرویس مشابه را دارند و با خریدن یا متناسب‌سازی نرم‌افزارهای منبع‌باز، رقابت را در بخش سخت‌افزاری کارها تنگاتنگ و نزدیک کرده‌اند، باید به‌دنبال مزیت‌های رقابتی جدیدی باشند، که هر کسی به آن دسترسی ندارد.

ذهن شما به‌عنوان مدیر #سازمان یا #برند و محتوایی که در ذهن‌تان برای معرفی خدمت یا محصولی که برای تبلیغ و فروش‌ش باید مذاکره کنید، می‌تواند مزیت رقابتی شما باشد! این مزیت را #استراتژی_محتوا ایجاد می‌کند. بسیاری از ایده‌های نو و ساختارشکنی‌های فنی و فرایندی در مدت کوتاهی پس از ارایه ممکن است تماما لو بروند و حتی با رفع نقص‌های ایده‌ی اصلی بهتر هم کپی و ارایه بشوند؛ اما محتوا، به معنای نقشه‌aی مشخص برای ساختار تولید و بازنشر پیام شما برای جامعه‌ی هدف، ممکن است تنها یا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های شما باشد.

تفاوت در القای جذابیت و خاص بودن خدمت یا محصول شما به مخاطبان جامعه‌ی هدف، اگرچه همه‌ی ماجرای کار شما نیست، اما می‌تواند فریاد بلندتر در دعوای جلب توجه برای ذهن مخاطبان مشکوک و فراری باشد! همین محتوای لعنتی‌ست که همه به شوق دیده شدن سراغ‌ش می‌روند و همه هم از ترس چه‌طور دیده شدن، از آن فراری‌اند.

چرا اشتیاق و فرار؟ خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#contentstrategy  #branding  #competition

Content-Diversity-in-Online-Marketing1

برای این که بدانیم #استراتژی_محتوا برای #سازمان یا #برند یا #استارتاپ ما باید از چه نقطه‌ای شروع شود، باید ابتدا تکلیف‌مان با کارمان و مخاطبان مشخص باشد. برای این که بدانیم دل‌مان می‌خواهد کجای جهان باشیم، باید اول بفهمیم دقیقا کجا ایستاده‌ایم!

در یادداشت نخست گفته بودم که در تجربه‌ی مشاوره‌ی این سال‌ها فراوان دیده‌ام که بیزینس‌های حتی موفق و بزرگ، ممکن است اسناد پایه‌ی کافی نداشته باشند. منظور ما از #اسنادپایه آن بخش از #اسنادسازمانی هستند که به تعریف ماهیت و چشم‌انداز و ماموریت کار مربوط‌اند؛ کافی‌ست با چند مدیر یک مجموعه صحبت کنید و بسنجید ذهنیت‌های آن‌ها درباره‌ی هویت #برند و خدمت یا محصولی که می‌فروشند، چه‌قدر با هم منطبق است؛ در موارد زیادی این ذهنیت‌ها ممکن است خیلی از هم دور باشند.

یکی از گام‌های مهم برای تدوین استراتژی محتوا همین بررسی یا حتی تدوین اسناد ناموجود هویتی و پایه‌ی یک بیزینس است؛ در واقع پی‌ریزی یک سند و فرایند عملیاتی و بلندمدت روند تولید و بازنشر محتوایی و رسانه ای، روی همین اسناد اتفاق می‌افتد؛ بنابراین استراتژیست محتوا ممکن است ابتدا شروع به تدوین و تکمیل اسناد پیشینی‌تر از سند محتوا و رسانه کند.

contentstrategy# #verbalidentity #branding

*

ادامه دارد.

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

content-strategy

واقعیت امروز بسیاری از #بیزینس‌ها و برندها این است که ممکن است راه طولانی و موفقی را در راه‌اندازی و پیشرفت خود طی کرده باشند؛ اوضاع درآمد و هویت شفاهی‌شان هم در اکوسیستم کاری و عمومی خوب باشد؛ حتی در قله‌ی رقابت و درآمد ایستاده باشند و به گواهی خودشان و مشتری‌ها توپ تکان‌شان ندهد.

اما این تکان‌ خوردن یا نخوردن را توپ بحران معلوم می‌کند! بحران‌هایی مانند شایعات یا شبهات و اتهاماتی که در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی علیه سازمان یا برند مطرح می‌شود؛ بحران‌هایی مثل حضور یا رشد ناگهانی رقبایی که قدرت و شهرت ریشه‌دار یک برند را می توانند به خطر بیندازند؛ بحران مالی یا تغییرات ناشی از ادغام و توسعه و توقف مقطعی بخش‌هایی از سازمان یا سرویس های برند… همه‌ی این بحران‌ها کافی‌ست نام شما را در سپهر رسانه‌ای و ارتباطی گسترده‌ی امروز جوری سر زبان‌ها بیندازند که خودتان هم تصاویر و روایت‌های عجیبی از خودتان بشنوید.

مثال نزدیک این بحران‌ها در سال گذشته، عکسی از معدوم کردن انبوهی از محصولی مشهور از یک #برند قوی و پرمشتری در مرز کشور همسایه بود، که سکوت روابط‌عمومی آن برند در پاسخ گویی شفاف به آن اتهام و وجود زمینه‌های تقویت و تکثیر شایعه درباره آن دسته از محصولات، زیان‌های انکارنشدنی‌ای به آن محصول و برند در ذهن‌ها و فروش وارد کرد. این در حالی بود که بعدها مشخص شد اتهامی به محصول وارد نبوده و ماجرا به قوانین گمرکی کشور مقصد برمی‌گشت.

اگر می‌گوییم تعریف جدید #روابط_عمومی دیگر به فکس و تکذیبیه و نشست خبری محدود نمی‌شود، منظورمان همین داشتن #استراتژی_محتوا و بازنشر رسانه‌ای در هدایت روابط‌عمومی و تصویر برند در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی‌ست؛ امروزه روابط عمومی باید به هر دو حوزه‌ی رسمی و غیررسمی انتشار محتوا توجه کند؛ مراقبت از تصویر و هویت برند و #سازمان، دیگر چندان در اختیار شما نیست. یک اکانت ناشناس یا خارج از دسترسی شما، اگر قوی کار کند و زمینه‌ها و روش‌های انتشار ویروسی #شایعه و اتهام را بشناسد، می‌تواند بسیاری از زحمت‌های شما را بر باد بدهد.

درباره‌ی این بحران‌ها بیشتر خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#contentstrategy  #startups  #branding  #content

content-is-king

این روزها #استراتژی_محتوا دارد به یکی از واژه‌های پرتکرار برندها و استارتاپ‌ها تبدیل می‌شود. این که #محتوا چه اهمیتی در یک فعالیت تجاری یا اجتماعی دارد، تا حدودی برای همگان ظاهرا روشن و بدیهی‌ست… اما در تجربه‌های مشاوره‌ای که در این سال‌ها برای سازمان‌های بزرگ و برندهای باسابقه و #استارتاپ‌های نوپا داشته ‌ام، می‌بینم بسیاری از آن‌ها در معرفی خود نه تنها بسیاری از #اسنادپایه‌ی اولیه را ندارند، بلکه حتی در پاسخ‌گویی به سوالات اساسی برای معرفی خدمت و محصول و ارزشی که مدعی ارایه‌ی آن هستند، ضعف و تناقض دارند. در این یادداشت‌ها قرار است کلیاتی درباره‌ی محتوا و اهمیت پایه‌ای #استراتژی محتوا حرف بزنیم. یکی هم حرف عجیبی گفت: محتوا پادشاه است.

#contentstrategy
 #startups  #branding  #content

می‌خواستم به رسم هر سال نوشته‌ی پایانی سال را بنویسم، که یادم افتاد امیر مهرانی عزیز دعوت‌م کرده است تا کوله‌پشتی‌م برای سال ۱۳۹۵ را ببندم؛ پس چه بهتر که این کوله‌پشتی همان یادداشت آخری باشد در امسال؛

برای کوله‌پشتی سال ۹۵ این‌ها را برمی‌دارم:

۱. از سال ۹۴ برای من چند دوستی و اعتماد تازه و چند بازنگری مهم در روابط قدیمی‌م باقی مانده است؛ بازنگری در فاصله‌هام و اولویت‌بندی معاشرت‌ها و اعتماد کردن‌هایم در کار و رفاقت را برای ۹۵ برمی‌دارم.

۲. در کوله‌پشتی‌ای که برای سال نو می‌بندم، حتما عادت همیشگی انداختن کارها به دقیقه‌ی نود را کنار خواهم گذاشت! تقویت برنامه‌ریزی و تمرین بیشتر برای نظم و بازنگری دایمی کارهایم را برمی‌دارم.

۳. در سالی که دارد تمام می‌شود، هم ناگزیر و هم با انتخاب، زودتر از تصورم به مسیر تازه‌ی کاری‌ام قدم گذاشتم؛ مسیر جدی‌تری از مشاوره در راهکار و استراتژی تولید و انتشار محتوا در رسانه‌های آن‌لاین… سختی چهار ماه پایانی سال، تجربه‌های مهمی در بازنگری در روش و جهت کار و برندینگ شخصی‌م داشت؛ این تجربه‌ی گران را هم در کوله‌پشتی سال نو خواهم گذاشت. تجربه‌ی مهم بعدی این بود که در کار کردن با نزدیک‌ترین رفقا هم باید به نفع رفاقت و حیثیت کاری شفاف و حرفه‌ای بود؛ وگرنه نه کار پیش خواهد رفت و نه از رفاقت چیز زیادی خواهد ماند.

۴. مهم‌ترین درسی که به سال جدید می‌برم، این است که برای هر تغییری باید هزینه داد و «تا چیزی تغییر نکند، چیزی تغییر نمی کند!». من با همه‌ی تلاش‌هام به‌دلایل و بهانه‌های مختلف کارمند قانعی شده بودم که تحرک و مسیریابی تازه را عملا رها کرده بود؛ حالا اما به سطح انرژی چندسال پیش برگشته‌ام و کمی راضی‌ام.

۵. میان این همه ماجرا برای کار و تغییر و معاشرت، یک چیز مهم دیگر را هم می‌برم؛ دلم را و امیدم را… می‌دانم که تا وقتی زنده‌ام که آرزوهایی داشته باشم؛ می‌دانم هنوز چند آرزوی مهم برای من مانده‌اند که به خاطرشان کوله‌پشتی سنگین و مهمم را بردارم و راه بیافتم!

بد نیست شما هم برای خودتان و ما بنویسید از کوله پشتی‌تان برای سال ۱۳۹۵؛ بهارتان بهار باشد؛ بهارتان پر از آرزو باشد.

نشست تخصصی «تحلیل نقش شبکه‌های اجتماعی در انتخابات» با سخنرانی جواد افتاده و جلال سمیعی  با عنوان تلگرام در خیابان‌های انتخابات یکشنبه در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) برگزار می‌شود.

زمان: یک شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ / ساعت ۱۷-۱۵

مکان: آمفی تئاتر دانشکده عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر

http://socialmedia.ir/social-media/events/election-2016-telegram-iran.html

 

بازتاب ها:

سمیعی: جامعه با فضای مجازی می‌تواند مارپیچ سکوت را بشکند

+

فیلم نشستِ «تلگراف به خیابان‌های انتخابات» که در شانزدهم اسفند در پلی‌تکنیک برگزار شد، بر روی سایت یوتیوب قرار گرفت. از طریق لینک‌های زیر می‌توانید این جلسه را ببینید؛ جلال سمیعی و جواد افتاده درباره‌ی فضای مجازی و انتخابات سخنرانی کردند؛

قسمت اول:

قسمت دوم:
youtube.com/watch?v=79uzwGaC6Mc

قسمت سوم:

قسمت چهارم:
youtube.com/watch?v=jLjPbSfx9D4

همین فیلم‌ها در آپارات هم هستند:

قسمت اول:
http://www.aparat.com/v/ZQJ21
قسمت دوم:
http://www.aparat.com/v/O0buy
قسمت سوم:
http://www.aparat.com/v/TI0X2
قسمت چهارم:
http://www.aparat.com/v/3Z2NO