پرش به محتوا

بایگانی

بایگانی مرداد, ۱۳۹۰

این خانه‌ی دوطبقه در محله‌ای از شهرری، که هنوز اطراف‌ش پر است از سبزی‌کاری، به‌زودی خراب می‌شود. این را وقتی باور کردم، که آخرهای کارتن‌کشی امروزم، داشتم تابلوها و آویزان‌های روی دیوار را راحت می‌کندم و می‌انداختم توی کیسه‌ی زباله.

کلنگ آقای پیمان‌کار به‌زودی بر دیوارهای خانه‌ای می‌نشیند که جوانی و شادابی مادرم در پله‌هاش فرسوده شد؛ و همیشه غر می‌زدیم به جان بابا که آخر این خانه است که شر ما را خواهد کند، با این سرویس‌های داخل حیاط‌ش و سرماخوردگی‌ها زمستانه‌‌ای که فاصله‌ی حمام تا اتاق می‌دهد… اما از عصر که شروع کردم به تفکیک مانده‌های این بیست و نه سال، کلی کتاب و نشریه و قرتی‌جات از زیرزمین و پس‌کوچه‌های قفسه‌ها درآمدند، که حتی فراموش‌شان کرده بودم.

چیزهایی را راحت گذاشتم برای دور ریختن یا بخشیده شدن، که چندین بار برای نگه داشتن‌شان با خانواده جنگیده بودم؛ نوشته‌هایی را گیر آوردم و با کلی مکث و دودلی ریختم دور، که نوجوانی‌م بودند. چقدر پول توجیبی‌هام بالای این کتاب‌ها رفته بود؛ چقدر نمایشگاه کتاب هر سال، مهم‌ترین اتفاق زندگی‌م بود؛ چقدر برای این نوشته‌ها خودم را جدی گرفته بودم.

یک‌بار دیگر این کار را کرده بودم؛ آخرین روز سال 77 یا 78 شاید، که هرچه دلبستگی داشتم گذاشته بودم دم در تا رفتگر ببردشان؛ آن روز سخت‌م بود و امروز با همه‌ی اشک‌ها و خنده‌هایی که مرور این 29 سال برام آورد، خوشحالم. دارم می‌پرم از روی خیلی چیزها؛ راحت‌تر از تصورم.

تو یکی همه‌ی این‌ها را می‌دانی البته و خوشحالم که می‌دانی.

باید تصمیم بگیرم که وقت خراب شدن این دیوارها، این‌جا باشم یا نه.

درباره‌ی کوتاه‌نوشته‌های سرایت‌پذیر اینترنتی

درباره‌ی رایج شدن قالب‌های کوتاه نوشتاری یا به قول شما مینی‌مال در رسانه‌ها، که البته من ترجیح می‌دهم نام کوتاه‌نویسی را بر آن بگذارم و تعریف‌های مختلف مینی‌مال را در آن دخالت ندهم، مهم‌ترین نقطه‌ای که باید تحلیل را از آن شروع کرد، مساله‌ی رسانه‌های اجتماعی (Social Media) و تغییر در سبک نوشتن و سبک خواندن است. چه در اینترنت و چه در فضای پیامکی، شتابی ذاتی در  نوشتن و خواندن وجود دارد که برای آنانی که طبعا در جستجوی دیده شدن و خوانده شدن‌اند، رعایت این قواعد نانوشته‌ی پرشتاب برای بیشتر خوانده شدن، امری ناگزیر است. خواننده‌های عجول در اینترنت ایران، در بیشتر موارد در محل کارشان مشغول فعالیت ساکت در دنیای مجازی‌اند و نشانه‌ش همین که در روزهای تعطیل، شبکه‌های اجتماعی فارسی عملا راکدند!

همین ملاحظات فنی و کاری در سبک آنلاین شدن کاربرهای ایرانی، که با این وضع نامعلوم اینترنت، کم‌تر می‌توانند به دیدن فیلم و شنیدن صدا در فضای مجازی دل خوش کنند و ناگزیر بیشتر رسانه‌ی متن را درمی‌یابند، سبب شده است تا نوشتن و خواندن متن یکی از رایج‌ترین فعالیت‌های ایرانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی باشد.

پیامک‌های طنزآمیز و نت‌هایی که واکنشی بلادرنگ به اخبارند و کامنت‌های کاربرانی که در سایت‌هایی چون گوگل‌ریدر و فیس‌بوک و فرندفید می‌نویسند و نیز، فراگیر‌ شدن سایت‌های میکروبلاگینگ مثل توییتر که اساس‌شان بر کوتاه نوشتن است، به این موج کوتاه نویسی دامن می‌زند. علاوه بر آن، قابلیت به اشتراک گذاشتن فوری محتوایی که یک کاربر با شبکه‌ی کاربران دیگر در این سایت‌ها هم‌خوان می‌کند، به فزایندگی دامنه‌ی این موج کمک زیادی می‌کند. هر چه متنی کوتاه‌تر باشد، خواننده رغبت بیشتری به خواندن‌ش دارد و با یک کلیک در شبکه‌ی اجتماعی یا فوروارد پیامک گوشی‌ش، آن را برای انبوهی از اطرافیان‌ش می‌فرستد.

نکته‌ی مهم دیگری که در رایج شدن کوتاه‌نوشته‌ها هست، آزادی نسبی اشتراک و انتشار محتوا در اینترنت، نسبت به رسانه‌های رسمی موجود است؛ کاربران فضای مجازی خبرها و واکنش‌ها به رویدادهایی را در فضای مجازی می‌بینند و منتشر می‌کنند، که در رسانه‌های رسمی کتمان می‌شود. التهاب فضای سیاسی و حساسیت‌های قانونی و فراقانونی انتشار اخبار و بازخوردها در رسانه‌های رسمی، کاربران را به جایی هدایت می‌کند که در آن با نگرانی کمتر و بی سایه‌ی سردبیرهای محافظه‌کار، بتوانند هر چه می‌خواهند بنویسند و از ابزارهای انتشار آن‌لاین هر چه بیشتر استفاده کنند تا بیشتر علیه فضای رسمی رسانه‌ای طغیان کنند. این محتوا، طیفی گسترده است از خبرهای پشت‌پرده تا شوخی‌ها (به عنوان بارزترین واکنش غیررسمی به رویدادهای سیاسی ـ اجتماعی) و تجربه‌هایی از زندگی روزمره که هرگز در هیچ نشریه یا خبرگزاری‌ای دیده نمی‌شوند. سرایت‌پذیری در استقبال از انتشار یک نوشته و حتی تقلید از شیوه‌ی نگارش آن، ویژگی مهم دیگری‌ست که انتشار کوتاه‌نوشته‌ها مدیون این فضای سرایت‌پذیر شبکه‌ها‌ی اجتماعی‌اند.

اما این را هم یادتان باشد که تب‌های تند رسانه‌ای، معمولا زود فرو می‌نشینند؛ گاهی قالب‌های نوظهور کوتاه‌نوشته‌ای که در واکنش به یک اتفاق فراگیر اما زودگذر سیاسی ـ اجتماعی ایجاد می‌شوند و به سرعت همه‌جا را می‌گیرند، با همان سرعت هم از ایده‌ی اصلی پدیدآورندگان‌ش منحرف می‌شوند و در گذر زمان با کمرنگ شدن اصل خبر، کمرنگ و فراموش می‌شوند.

باید یادمان باشد که اهالی رسانه در توفان پرشتاب انتشار دیجیتال، همواره باید تعریف‌های جدیدی برای «ماندگاری پیام» و «رسانه‌های فراگیر» بیابند.

(منتشرشده در هفته‌نامه‌ی یکشنبه ـ 16 مرداد 1390 )