#استراتژی_محتوا؛ پیش‌گیری از فرار به جلو -۱۰ – درباره‌ی ماجراهای #فیش_حقوقی

فیش-حقوقی

همه این روزها از ماجرای رقم‌های کلان #فیش_حقوقی اعضای دولت یا همان #فیش_گیت صحبت می‌کنند؛ مثال بسیاری از آدم‌های از هر قشری در بحث‌ها به همین قصه‌ی رقم‌های حقوق دولتی‌ها می‌رسد. هر چند روز یک بار هم یکی به‌عنوان متهم دستگیر یا حکوم می‌شود و هیزمی تازه‌ برای آتش ماجرا.

ماجرای فیش‌های حقوقی که دولت فعلی سعی کرده است با چند روش رسانه‌ای و قضایی آن را مدیریت کند، ماجرای تازه‌ای نیست؛ #انتخابات سال آینده‌ی ریاست‌جمهوری و گزاره‌هایی از این دست اما معنای پیام‌های رسانه‌ای این #بحران #روابط_عمومی را تغییر می‌دهد. اگر نظر من را به‌عنوان یک درس‌خوانده‌ی رسانه و روابط‌عمومی بخواهید، معتقدم دولت آقای روحانی تا کنون نه تلاش زیادی برای مدیریت این پیام‌های آسیب‌زننده به هویت شفاهی و تصویر خود داشته است و نه موفقیت چندانی هم. حتی ممکن است مخالفان دولت استراتژی محتوای شفاف و قوی برای این موضوع داشته باشند.

به‌گمان‌م اتفاقا یکی از مهم‌ترین بحث‌ها در قصه‌ی فیش‌های حقوقی، مساله‌ی نبود #استراتژی_محتوا در تجربه‌های قبلی دولت‌ها هنگام بحران رسانه‌ای‌ست. به نظر می‌رسد رقبای دولت تا امروز بهتر توانسته‌اند با افکار عمومی و فشار به دولت بازی را پیش ببرند و باید دید تا انتخابات این ماجرا به چه دعواهای رسانه‌ای منجر خواهد شد.

بگذارید خلاصه بگویم؛ استراتژی محتوا همان نجات‌دهنده‌ای‌ست که از پیش برای بحران‌های خرد و کلان هر سازمان و فرد و حتی دولتی می‌تواند نسخه‌های شفابخش بنویسد… اگر نسخه‌ها با دارو و درمان خوب هم همراه نشد، دست‌کم در تجربه‌‌های گران‌بها ذخیره خواهد شد. فرار به جلو در ماجراهایی با سطح ملی، نتایج مبهمی خواهد داشت.

جلال سمیعی ـ استراتژیست محتوا

#ContentStrategy #Crisis #PublicRelations

#استراتژی_محتوا؛ نقشه‌ی تغییر راه – ۸

58429-Change-Is-In-The-Challenge

شتاب تغییرات زمین بازی و بازیگران عرصه‌های درآمدزایی و فناوری چنان زیاد و گاهی پیش‌بینی‌نشدنی‌‌ست که ممکن است یک سازمان یا برند مشهور و موفق و کهنه‌کار را ناگهان دچار بحران مخاطب و مشتری کند. برای مثال در این سال‌ها بسیاری از پلتفرم‌های پرداخت در بخش B2C به سمت ترویج سامانه‌های USSD یا همان ستاره‌های مشهور در شماره‌های تلفنی رفته است… اما تا چند ماه دیگر این سرویس به‌دلیل ناامنی ذاتی در ایران دچار محدودیت جدی خواهد شد.

حال تصور کنید یک اپلیکیشن موبایلی که به یک بانک مشهور وابسته است و با تبلیغات پرهزینه در این سال‌ها توانسته است این زیرساخت را در انبوه مخاطبان ترویج کند، حالا باید در این فرصت کوتاه چطور از ریزش شدید احتمالی مشتریان در امان بماند؟ طبعا باید زیرساخت فنی سرویس‌های خود را فورا تغییر بدهد و ابزارها را به سمت سرویس امن جدیدی ببرد… اما مخاطب چطور باید با سرویس جدید آشنا بشود و همراه بماند؟

این‌جاست که وجود #استراتژی_محتوا ضروری‌ست و عملا آخرین مرحله‌ی نجات از خطر فراموش شدن سازمان و خدمات او خواهد بود. استراتژی محتوا در آخرین گام مهم تغییرات شما، برای معرفی چهره‌ و ابزار جدیدتان به مشتریان نقشه‌ی تغییر راه محتوایی را می‌چیند و گام‌به‌گام با شناخت مخاطبان وفادار و نیازهای جدیدشان، شما را به‌عنوان بازیگر باسابقه و روزآمد رفع نیازهاشان معرفی می‌کند.

فراموش نکنید مهم‌ترین کارکرد استراتژی محتوا، همین ارتباط منطقی و عملیاتی حل بحران ارتباط با مخاطب و مشتری‌ست. این یادداشت‌ها ادامه دارد.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#ContetntStrategy #challenge #crisis

#استراتژی_محتوا؛ زبان غیررسمی سازمان و برند _۷

برای بسیاری از سازمان‌ها و برندها و حتی افراد مشهور، رسانه‌ها ذاتا ترسناک‌اند! رسانه‌های آن‌لاین که دیگر غول مرحله‌ی آخرند و بسیاری‌شان درباره‌ی مضرات این شبکه‌های ویران‌گر نطقی طولانی آماده دارند.

اما واقعیت این است که دیگر مدت‌هاست حضور نداشتن در فضای مجازی به‌عنوان حوزه‌ی جدید انتشار محتوا و پیام، متاسفانه اجباری‌ست! گزاره‌ی مشهوری درباره‌ی آینده بود که اگر سواد استفاده از رایانه را نداشته باشید، به‌زودی بی‌سواد شمرده خواهید شد… این آینده مدت‌هاست که فرارسیده و حالا درباره‌ی حضور در اکوسیستم‌های حرفه‌ای این گزاره‌ی جدید وجود دارد: «اگر چهره‌ی معقول و حضور درستی در فضای آن‌لاین نداشته باشید، غیرحرفه‌ای شمرده خواهید شد!».

بسیاری از برندها و افراد برای شهرت و #برندینگ حرفه‌ای و موفقیت‌های تجاری توانسته‌اند از فرصت‌های ارزان و توفانی شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی استفاده کنند؛ هم‌چنان که بسیاری از همین موفقیت‌ها یک‌شبه با یک اشتباه درونی یا ناتوانی در حل #بحران #روابط‌_عمومی و مدیریت #شایعات، سقوطی جدی داشته‌اند. #استراتژی_محتوا نقشه‌ی راه حضور هوشمندانه و پیش‌بینی بحران‌هاست. آیا شما تصویر درستی از خود در فضای آن‌لاین دارید؟

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#PublicRelations #Branding #VerbalIdentity #

#استراتژی_محتوا؛ مدیریت واکنش‌ها به سازمان-۶

pr

بسیاری از سازمان‌های رسمی و نهادهای حکومتی در ایران مدتی‌ست که اهمیت حضور در فضای مجازی را فهمیده‌اند و می‌دانند دیگر نمی‌شود حضور در اینترنت را انکار کرد. سازمان‌های زیادی از بدنه‌ی دولت و حکومت در این سال‌ها حتی ساختارهای جدیدی در خود ایجاد کردند که ماموریت و اهداف و چشم‌انداز آن‌ها را متناسب با فضای مجازی بازنگری و بازتعریف می‌کند.

تجربه‌ی من از رفتار رسانه‌ای نهادهای رسمی نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها ذاتا در بازخوردگیری و انتشار بازخورد مخاطبان خود محافظه‌کار هستند و تعامل ذاتی اینترنت را نمی‌توانند چندان تحمل کنند؛ کانال‌های یک‌سویه‌ی تلگرام اتفاقا برای همین روابط عمومی ها جذاب‌اند! مشکل اصلی اما همین شفافیت حتی ظاهری اما ذاتی اینترنت است که دست‌کم از تحمل تجربه‌ی سنتی سازمان‌ها بسیار فراتر است.

نیاز مهم سازمان‌ها و نهادهای رسمی برای حضور رسمی در شبکه‌های اجتماعی همان بخش مهمی از استراتژی محتوا و رسانه است که باید در تعریف جدید روابط عمومی‌شان هم در نظر گرفته شود؛ این نیاز بیش‌تر از هر چیزی همان نقشه‌ی راه مدیریت واکنش‌های رسانه‌ای رسمی و حتی مدیریت تصویر برند و هویت شفاهی سازمان‌ها در فضای غیررسمی انتشار محتواست. روابط‌عمومی جدید دیگر فقط راهبری فکس و تکذیبیه نیست. سند استراتژی محتوا بحران‌های روابط‌عمومی جدید را برای یک سازمان رسمی و محافظه‌کار پیش‌بینی و مدیریت می‌کند.

درباره‌ی این تجربیات خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی ـ استراتژیست محتوا و مشاور روابط عمومی جدید

#استراتژی_محتوا؛ لحن ارتباطی -۵

6a01a511c63c50970c01b8d0e73ad0970

برای نوشتن یک سند عملیاتی #استراتژی_محتوا باید به پرسش‌های مهمی درباره‌ی ماهیت کار فرد/#سازمان/#برند بتوانیم پاسخ بدهیم؛ این پرسش‌ها عملا خودشان بخش مهمی از نقشه‌ی راه ما برای معرفی ما و مذاکره با سطوح مختلف جامعه‌ی هدف هستند.

پرسش‌های پایه برای نوشتن استراتژی محتوا برای هر کارفرمای مشخصی باید دقیق و متناسب‌سازی شوند؛ اما کلیت این پرسش‌ها برای کشف و تفاهم مشترک درباره‌ی ماهیت کار، مدل‌های درآمدی و بوم کسب‌وکار، مخاطبان هدف‌گرفته‌شده در جامعه‌ی هدف و از همه مهم‌تر کانال‌ها و محتوای رسانه‌ای لازم برای معرفی به مخاطب هستند. یکی از ارزش‌های مهم استراتژی محتوا، که بسیاری از سازمان‌های بزرگ یا مجموعه‌های خیریه و برندها اهمیت آن را به خوبی درک کرده‌اند، تعیین لحن مناسب برای معرفی و مذاکره با هر دسته از مخاطبان است؛ برای مثال در سند استراتژی محتوا و هویت شفاهی یک شرکت بزرگ وابسته به یک بانک کلیدی، لحن مذاکره برای سهام‌داران و مدیران با لحن معرفی و مذاکره با نخبگان و طبعا با لحن ارتباط با مخاطب عام فرق دارد و هر یک تعریف و چارچوب و کلمات کلیدی خود را دارند؛ برای مثال، یادتان باشد برای مذاکره با افراد هیات مدیره‌ی یک بانک، با زبان طنز و شوخی نمی‌توانید مسیر درستی را در شروع ارتباط پیش ببرید!

درباره‌ی لحن‌ها خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا    #contentstrategy   #branding  #tone

استراتژی محتوا، تبیین ماهیت و روش -۵

content-strategy

+

نوشتیم که #استراتژی_محتوا معنای مهم‌ترش همان آخرین مرحله‌ی خلق یک برند یا مجموعه یا روند درآمدی‌ست؛ آخرین مرحله به این معنا که شما وقتی همه‌ی ابزارها و خدمات و فرایند ارایه‌ی محصول خودتان را طی می‌کنید، می‌رسید به بیان چرایی و چیستی و چگونگی؛ ممکن است برای مخاطب و مشتری شما یک یا دو بخش این سه‌گانه مهم باشد؛ مثلا او فقط برای چگونگی فرایند کار و خدمت و محصول شما دچار ابهام است… اما شما برای تعریف خودتان برای خودتان و دیگران در تبیین این سه بخش، نهایتا محتاج استراتژی محتوا خواهید بود.

درواقع، استراتژی محتوا به معنای یک سند پایه در ویترین کاری شما برای #برندینگ و پیش از آن، برای معرفی‌تان به دیگران نقشه‌ی راه می‌سازد؛ نقشه‌ای که در آن با تعیین اهداف، جامعه‌ی هدف، بخش مشتریان در جامعه‌ی هدف، رسانه‌ها و در پایان، سیاست راهبردی شما برای نوع تولید و انتشار #محتوا در #رسانه‌ های شماست. سندی که حتی بحران‌های #روابط_عمومی و #بازاریابی شما را باید حدس بزند و برای آن‌ها و پرسش‌های کلیدی در هر سطح از مخاطبان، پاسخ شفاف و کامل داشته باشد.

چه پرسش‌هایی ممکن است وجود داشته باشند؟ خواهیم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا   #contentstrategy  #branding  #crisis

#استراتژی_محتوا، از کجا باید شروع کرد؟ -۳

Content-Diversity-in-Online-Marketing1

برای این که بدانیم #استراتژی_محتوا برای #سازمان یا #برند یا #استارتاپ ما باید از چه نقطه‌ای شروع شود، باید ابتدا تکلیف‌مان با کارمان و مخاطبان مشخص باشد. برای این که بدانیم دل‌مان می‌خواهد کجای جهان باشیم، باید اول بفهمیم دقیقا کجا ایستاده‌ایم!

در یادداشت نخست گفته بودم که در تجربه‌ی مشاوره‌ی این سال‌ها فراوان دیده‌ام که بیزینس‌های حتی موفق و بزرگ، ممکن است اسناد پایه‌ی کافی نداشته باشند. منظور ما از #اسنادپایه آن بخش از #اسنادسازمانی هستند که به تعریف ماهیت و چشم‌انداز و ماموریت کار مربوط‌اند؛ کافی‌ست با چند مدیر یک مجموعه صحبت کنید و بسنجید ذهنیت‌های آن‌ها درباره‌ی هویت #برند و خدمت یا محصولی که می‌فروشند، چه‌قدر با هم منطبق است؛ در موارد زیادی این ذهنیت‌ها ممکن است خیلی از هم دور باشند.

یکی از گام‌های مهم برای تدوین استراتژی محتوا همین بررسی یا حتی تدوین اسناد ناموجود هویتی و پایه‌ی یک بیزینس است؛ در واقع پی‌ریزی یک سند و فرایند عملیاتی و بلندمدت روند تولید و بازنشر محتوایی و رسانه ای، روی همین اسناد اتفاق می‌افتد؛ بنابراین استراتژیست محتوا ممکن است ابتدا شروع به تدوین و تکمیل اسناد پیشینی‌تر از سند محتوا و رسانه کند.

contentstrategy# #verbalidentity #branding

*

ادامه دارد.

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا