تاکسی هفت ـ یک‌شنبه ۴ آبان ‍۱۳۹۳ ـ روزنامه‌ی هفت‌صبح

راننده گفت: حالا چند سالش بود بینوا؟ جوون بود؟ داغ جوون خیلی سخته… مرد آهی کشید: آقا این بچه چهل سالش نشده بود. سرطان کل بدنش رو گرفته بود. دکتره می گفت انگار همه شاهرگاش شده ن یه سری سیاهرگ خسته. سیاهرگ می دونی که خون کثیف رو بر می گردونه به قلب. این بچه …

تاکسی هفت ـ یک‌شنبه ۴ آبان ‍۱۳۹۳ ـ روزنامه‌ی هفت‌صبح Read More »