تاکسی هفت ـ روزنامه‌ی هفت‌صبح ـ سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳

راننده دستش را گذاشت روی بوق و زیر لب با خونسردی گفت: این قدر بوق می زنم تا اجدادت بیان جلو چشمت نصیحتت کنن؛ راهو می بندی بی پدر؟ هر چی بوقه مال تو … پیرمرد گفت: نزن جوان؛ نزن! مگه در اجباری به تو یاد نداده ن که بی صدا بری و بیای … …

تاکسی هفت ـ روزنامه‌ی هفت‌صبح ـ سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ Read More »