تاکسی هفت ـ روزنامه‌ی هفت صبح ـ سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲

راننده دستش را روی بوق فشار داد و گفت: من بذارم تو راحت بری که خودمو مسخره کرده م که؛ عمرا بذارم … پیرمرد گفت: من واقعا درک نمی کنم این جوان ها رو؛ مقداری که کرک پشت لبشون سبز می شه سوار یک اتول می شن و حرکاتی از خودشون بروز می دن، که …

تاکسی هفت ـ روزنامه‌ی هفت صبح ـ سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲ Read More »