الهی بمیرم، بی زورگیری!

چند هفته‌ی پیش که فیلم زورگیری چهار جوان با قمه در تمام رسانه‌ها و خانه‌ها چرخید و مرثیه‌ی ناامنی همه جا بلند شد، یقین داشتم که این اتفاق خواهد افتاد. می‌دانستم قوه‌ی قضائیه بعد از این که دیگر خیلی شور قضیه دربیاید، ماجرا را محکوم می‌کند و بعد هم دستور قاطع برای برخورد می‌دهد و طبعا به‌زودی هم اعدام عمومی و بسته شدن پرونده… .

اما دیروز صبح زود که دو جوان در پارک هنرمندان تهران در وضعیتی رمانتیک به دار آویخته شدند، تکرار مرثیه‌ها این بار درباره‌ی مظلومیت زورگیرها بود. یک عکس هم از یکی‌شان که سر بر شانه‌ی مامور اعدام گذاشته بود، همه جا چرخید و روی رقم هفتاد هزار تومان هم تاکید شد؛ مرثیه‌ها زده بود به صحرای کربلا و رقم حاصل از زورگیری اشک مؤمنان را درآورد.

معتقدم بسیاری از مجرمان و شبه‌مجرمان در این مملکت، نه تاوان قانون‌شکنی، که تاوان شرایط را می‌دهند. شهلا جاهد را یادتان هست که رسانه‌ها هنوز نمرده چه بالا بردندش تا خانواده‌ی مقتوله دیگر از حرصش هم که شده از اعدام نگذشت؟ هر وضعیتی وقتی آشش شور می‌شود، چند قربانی می‌خواهد لزوما؛ قربانی‌هایی که باید مثل گوشت سلاخی جلوی ویترین کبابی آویزان شوند تا بقیه‌ی گاوها حساب کار دست‌شان بیاید که دیر یا زود وقت کباب خوردن است. می‌دانید؟ طنزنویس‌ها هم معمولا جواب طنزشان را نمی‌دهند، جواب تقویم را می‌دهند. کاریکاتور چشم‌بندان شرق را یادتان هست؟ اگر این روزها چاپ می‌شد آن همه سر و صدا می‌کرد؟ رای دادگاه که بعد از روزهای سالگرد جنگ صادر شد، مبنی بر برائت هادی حیدری بود.

مردمان افراط و تفریط، هم بر ناامنی کارزار قمه‌ها گریه می‌کنند و هم بر اعدام قمه‌باز. نمی‌فهمم‌تان! کسی که تیزی برمی‌دارد نه برای دعوا با فردی مشخص، یا حتی کشتن یک نفر معلوم، که برای ترساندن هر کسی که از زیر گذر رد شد، خیلی فرق دارد. قمه برداشتن، تخلف رانندگی نیست که هی زورگیری کنی و پولش را بدهی. تا به حال خفت‌تان کرده‌اند؟ مثلا اگر رقم حاصل از زورگیری صد میلیون تومان بود دیگر اعدام‌ش مشکلی نداشت؟

می‌دانم که گلایه از اجرا نشدن خیلی حکم‌های سنگین، وجود دارد؛ می‌دانم که خیلی دزدهای محترم بزرگ توی خانه‌ی داخل و خارج‌شان دارند صفا می‌کنند… اما برای زورگیری مجازات جایگزین سراغ دارید که بتواند اوضاع را بهتر کند؟ اگر در میان آن جماعت خواب‌زده‌ی سحرخیز، فقط یک جوان هم باشد که با دیدن اعدام‌ها از فکر زورگیری بگذرد، به نظرم اتفاق بدی هم نیتفاده است.

بی‌رحم هستم؟ نمی‌دانم؛ فقط این را می‌دانم که تا مردم به هم رحم نکنند، تکلیف حکومت که دیگر مشخص است. من با نمایش عمومی اعدام موافق نیستم، با خیلی از اعدام‌ها هم… اما کسی که به قصد جان مردم تیزی برمی‌دارد، قابل ترحم نیست. این که شما با یک حکومت مشکل دارید، معناش این نیست که هر کاری بکند، جیز است! مراقب گردن‌تان هم باشید.

10 thoughts on “الهی بمیرم، بی زورگیری!”

  1. نه،شاید یکی‌ با دیدن این صحنه کارشو بذاره کنار،اما وقتی‌ یه استادیوم می‌رن تماشا، کلی‌ قبح این کارا ریخته می‌شه،و همینطور جامعه خشن تر می‌شه. والا الان ۳۵ ساله دارن آعدام می‌کنن،جرم کمتر شده؟ چرا تو اروپا اینطوری نمی‌شه؟ یکم ربط به اوضاع اجتمایی‌ نداره؟ فقرو بی‌کاری… وگرنه منو شما که از خانوادهای بهتر میایم چرا نمیریم قمه بکشیم؟ راحته اینطوری پای کامپیوتر نشستنو گفتن که چرا یکی‌ کار اشتباه می‌کنه… ما نه روان شناسیم نه جامعه شناس، ولی‌ لاقل میبینیم که بقیهٔ کشور چطوری امنیتشون ۱۰۰ برابر ماست

  2. عليرضا كتابدار

    سلام برادر؛ کاملا با شما موافقم. خوشحالم توی ایم مارپیچ سکوتی که دوستان ایجاد کرده اند، امثال من و شما ساکت نیستیم.

    1. Jalal Samiee

      موافقم علیرضا جان، واقعا مارپیچ سکوت ساخته‌اند رفقا.

  3. میترا خانم کی گفته امنیت کشورهای دیگه ۱۰۰ برابر بهتر از ماست؟ اگه بخوایم مقایسه کنیم تازه ایران نسبتا امنیت داره. تو نیویورک در هر ۳ ثانیه یه جرم اتفاق میفته. در بعضی کشورهای اروپایی و آمریکایی جرایمی اتفاق میفته که مخ آدم صوت میکشه!! طرف جوون ۲۰ سالس میزنه ۲۰ نفرو میکشه یه جا بدون دلیل خاصی! من نمیگم ایران امن ترین جای دنیاس اما خطرناکترین هم نیست!

  4. دختر نارنج و ترنج

    سلام آقای سمیعی عزیز
    راستش خیلی به این مسئله ی اعدام این دو تا جوان فکر کردم. من فیلم را ندیدم. اما خوب می دونم که ترس، زمانی که مواجه می شی با آدمی که می خواد چیزی ازت بدزده یعنی چی؟ یه بار توی همین خیابون اصلی شهرک اکباتان، رسیدم بالای سر دزدی که توی ماشینم بود. شاید اون روز اگه به من می گفتن این جوون رو چیکارش کنیم مسلماً دلم می خواست دستش رو قطع کنن، چون این هم یه جور تعدیه. اما قضیه اعدام، واقعا هنوز تکلیفم رو با نفس این موضوع نمی دونم. یعنی همه ش با خودم فکر می کنم اگه توی سرزمینی زندگی می کردم که اعدام اصلا معنی نداشت باز هم وقتی کسی کار قبیحی انجام می داد، من نوعی به اعدام فکر می کردم؟ این دو تا جوون یا آدم های دیگه مد نظرم نیستن، هرچند که مهمن چون جون دو تا آدم بود. اما من با قضیه ی اعدام، با نفس این قضیه کنار نیومدم. درست و غلطش رو نمی دونم…

  5. سيد صابر موسوي

    سلام جناب سمیعی
    این کامنت صرفا جهت اعلام موافقت با این نوشته ی شماست
    تا بعد
    فی امان الله

  6. از من با چاقو زورگیری شده ولی راضی نیستم یارو بمیره. چیزی باعث شده یارو زور گیری همین هستن که اعدامش میکنن

  7. خسته نباشی!!!
    این خبر رو خوندی که بعد از اعدام که به قول خودت حتی در دل یک جوان هم ترس بندازه که خوبه چه اتفاقی افتاد؟ یکسری دیگه یکی دیگه جلوی ای تی ام گرفتن و یارو پول نداشته، قربانی رو بردن به ریل قطار دستبند زدن و به خانواده‌اش گفتن پول بیارین …
    چی شد پس؟ جمهوری اسلامی تا شما ها رو داره غم نداره

Comments are closed.