تاکسی‌هفت

راننده زد روی ترمز و گفت: این چراغ قرمز هم که عمر ما رو تلف کرد؛ سه دقیقه‌ست بعدش هم طبق معمول دو دقیقه روی صفر می‌مونه … پیرمرد گفت: معمولی بودن، خیلی غمگینه … زن گفت: آقا فهمیدین چی شده؟ یه نماینده‌ گرفته یکی از رئیس‌های دانشگاه‌ها رو کتک زده … پسر دانشجو گفت: هان؛ اون رو من هم شنیده‌م؛ انگار وزیر بهداشت نرفته بوده شهرشون، نماینده‌ی اون شهر هم خلاصه عصبانی بوده اون رئیسه رو خلاصه آره … راننده گرزش را از زیر پاش آورد بالا و گفت: مردم اعصاب ندارن انگار؛ من خودم هرروز مجبورم یکی رو بزنم تا راه باز شه … پیرمرد گفت: توی دوره‌ی آموزشی ما در لندن، چرچیل خودش شخصا به رضاخان قول داده بود هرکی از ما نافرمونی کنه فلکش کنن … زن گفت: بچه‌های این دوره رو بگو که چی می‌خوان بشن؛ بچه‌ی من زل زل تو چشمم نگاه می‌کنه به‌م می‌گه «تی‌تی» جای مامان … پسر گفت: خوبه که، صمیمی‌تره تی‌تی … راننده گفت: فکر کن من به ننه‌م بگم تی‌تی، از همون پنجره با تاکسی‌م می‌ندازدم پایین … پیرمرد گفت: ادب مرد به ز دولت اوست … زن گفت: یه روانپزشک آورده بودن تلویزیون، می‌گفت شما هر چی به بچه بیشتر گوش کنی بی‌ادب‌تر می‌شه … راننده گفت: خانوم تو سیاست هم همینه؛ شما هر چی بیشتر به رقیب‌ت گوش کنی، بیشتر می‌گه می‌خوام … پیرمرد گفت: تو زندگی زن و شوهری هم این‌طوره؛ آدم نبایست خیلی بخواد … پسر گفت: به نظرم کف مطالبات‌مون باید بره بالا؛ حکومت این کاراش لطف نیست، وظیفه‌س … پیرمرد گفت: تو اینگیلیس هر کی اضافه بخواد می‌دن به‌ش که ناراضی نمونه کودتا کنه … زن گفت: ما که هر چی بابا ننه‌مون گفتن گوش کردیم، بچه‌مون شده این؛ بچه‌های اینا چی می‌شن؟ اعصاب ندارن … راننده گفت: من یادمه بابام یه بار فقط دید دارم سیگار می‌کشم، یه نگاهی به‌م انداخت و هیچی هم نگفت؛ فقط یه نگاهی انداخت که رفتم با دوستای سیگاری‌م به هم زدم حتی … پیرمرد گفت: توی ارتش هر کی سیگار می‌کشید، تبعید می‌شد جزیره‌ی سرگردونی وسط دریاچه نمک … پسر گفت: آقا الان باید بری خدا رو شکر کنی که بچه‌ت سیگاری‌یه یا تریاکی‌یه، کراکی نیست … راننده گفت: دود رو بایست مرد بگیره، به بی‌جنبه نبایست دود داد … موبایل پسر زنگ زد: هانی دارم می‌رسم به‌ت، امنه؟ اوه اوه پس بوس برات … زن آه کشید: آخرش که چی؟

2 thoughts on “تاکسی‌هفت”

  1. جمشید رحیمی

    سلام
    من ادبیات و طنز نخوندم ولی کارهای شما را دوست دارم امیدورام همیشه موفق باشید

  2. سلام دوست من
    خوندم جالب بود فضای سازی با حالی ازتو تاکسی پایتخت داری
    اصفهان سوار تاکسی لام تا کام ….
    غیراز بگو و بخند و نخند
    یه شیطنت هم کردی ها
    اگه بیشتر نه
    تا درودی نو

Comments are closed.