کارکردگرایی؟

دارم به این فکر می‌کنم که هر آدمی خودش کارکردش را برای اطرافیان‌ش تعریف می‌کند.

کارکرد آن‌هایی که از طنز نان می‌خورند، غم نیست؛ برای همین کسی نمی‌خواهدشان، اگر غمگین باشند.

شغل‌مان را عوض کنیم؟

4 thoughts on “کارکردگرایی؟”

  1. جلال یک بار جایی خوندم که شادی چیزی است عمومی و مشترک بین آدم‌ها؛ اما غم‌ها و دردها خصوصی‌اند و مال خود آدم. به نظرم کار شمایی که از طنز نان می‌خورید دقیقا به همین دلیل قابل ستایش است …

  2. ندیده رسام

    دقیقن!!!! مسل همیشه دوروست می گی اسلم!!!! این یکی حرف ازافه نیشت اسلم!!!
    اووووهههه !!!! خیلی وقت می باشد که در تی وی نمی باشید، چرا اسلم؟؟؟!!!!

  3. آقای سمیعی من الان وبلاگتونو پیدا کردم!!!

    چی چی رو شغل رو عوض کنین؟!!

    می دونید هنوز که هنوزه بابام بعضی وقتا تیکه که می ندازن میگن: میدونید آخه؟ دور همیم، می خوایم خوش باشیم!!! ( تیکه کلام خودتون توی حرف اضافه!)

    بعدشم، اصولا کسائی که می فهمن، چه در طنز باشن چه در فلسفه چه در دین؛ همیشه تنهان. راهتونو ادامه بدید. کسانی، هرچند اندک خواهند فهمید شما رو!

    اگه آدما بخوان به خاطر اینکه مردم اونها رو درک کنن یا بخوان، عوض بشن، انسانیت خودشونو بردن زیر سوال. اونی باشید که باید، نه اونی که میخوان!

    موفق باشین!

Comments are closed.