تاکسى هفت – روزنامه ى هفت صبح – چهارشنبه ٢٨ اسفند ١٣٩٢

راننده گفت: بشین حاجى زودتر، بشین تا ننوشته افسره… مرد نشست و شروع کرد به فحش دادن: سرویس کردن ما رو اینا، حروم شون باشه اون نونى که مى خورن؛ یه غلطى کردم گفتم مى خوایم بریم سفر، یقه مون نکنن، ببرم اون بى صاحابو معاینه فنى، یارو سه بار عقب جلو کرده مى گه سوزن کاربورات ش خرابه، برو بخر بیا؛ مى گم بى پدر آخه الان تو این خرتوخرى ترافیک از کجا برم بخرم، مى گه مشکل خودته، خب مشکل عمه ته… راننده گفت: داداش من تو که مى دونى اینا دنبال کاسبى ان، خب ورندار اینو سر عید ببر، الان برّه کُشون شونه خب، معلومه مى تیغن… پیرمرد گفت: کاسب داریم تا کاسب؛ بنده در همین تهران زمان بیامرز، کاسب هایى مى شناختم که اى واى اى واى … مرد گفت: پدرجان اون مان همه معلوم بود کارشون، هر کى پولکى بود پول مى گرفت، هر کى نبود نبود؛ الان مى رى اداره یا گاراژ یا هر جا، نمى دونى یارو مظنه ش چیه، مى گیره بار اول، یا تاقچه بالاست باید باهاش چونه بزنى… راننده گفت: آقا الان جواب سلامت رو هم مفتى نمى دن، فقط هر کى یه قلقى داره؛ همه مثل ما نیستن که رقم شون معلوم باشه… پیرمرد گفت: رفتم پیش رئیس شون، گفتم یا این جا رو سامان مى دین، یا بنده رأسا مدیریت مى نمایم؛ اخطار بنده آن قدر جدى بود، که کسبه ى غیررسمى و بى مسئولیت جمع شدند… راننده گفت: حالا کجا دارى مى رى؟ این چیزا سمت خیابون ملت و تیربرق هست بیشتر، برو اون جاها… مرد گفت: تاکسى خریده م نونم رو بده، نونمو مى خوره بدتر… راننده گفت: اصلا از وجناتت معلومه تاکسى دارى، ایول… پیرمرد گفت: بنده با این همه وجنات و سکنات، هرگز از موقعیت م سوء استفاده نکردم، اما از تعهد بنده بارها در امور مالى و اجرایى و حتى عاطفى، سوء استفاده هایى شد؛ بارها خواستند از طریق پیشنهاد ازدواج هاى سیاسى و حتى دیپلماتیک بنده رو در راه هایى بیندازند که صلاح مملکت نبود… مرد گفت: شب عیدى به چه خفّتى افتادیم ها، کجاش عیده؟ همه ش بدبختى… راننده گفت: حاجى بى خیال، ما که باید تحمل کنیم، لااقل لذتشم ببریم؛ هارهارهار… مرد گفت: توقع دارى هر کى گفت عیزتون مبارک بپرم ماچش کنم؟ نزنم تو گوشش شانس آورده… راننده گفت: ولى ما مى کیم با همین دستاى سیاه و قیافه ى کاربوراتى ت عیدت مبارک… پیرمرد گفت: بنده شب عید ازدواج کردم؛ عید خوبى بود واقعا؛ من تنهام. بنده تجدید فراش لازم دارم.

4 thoughts on “تاکسى هفت – روزنامه ى هفت صبح – چهارشنبه ٢٨ اسفند ١٣٩٢”

  1. سلام
    حیف که دیر کشف کردم این بلاگ رو
    ممنون از نویسنده خوش سخن

Comments are closed.