پرش به محتوا

بایگانی

دسته بندی: داستان

کتاب – «چگونه بازیگر شویم؟»، «چگونه شاعر شویم؟»، «چگونه مدیر فرهنگی شویم؟»، «چگونه موسیقی‌دان شویم؟»، «چگونه نقاش شویم؟» و «چگونه نویسنده شویم؟» منتشر شد.
به گزارش خبرآنلاین، عباس محمدی درباره این مجموعه کتاب گفت: این ۶ کتاب زیر مجموعه «چگونه هنرمند شویم؟» است که به صورت طنز به ۶ مقوله بازیگری، شاعری، نقاشی، مدیر فرهنگی، موسیقی و نویسندگی پرداخته است. به گفته او این مجموعه به شکل طنز و کاریکاتور تدوین شده است که سه کتاب توسط امید مهدی‌نژاد، دو مجموعه هم توسط اسماعیل امینی و یک مجموعه هم توسط جلال سمیعی نوشته شده است.
وی افزود: همانطور که می‌دانید در ساحت هنر اتفاقاتی می‌افتد که نه شایسته هنر است و نه هنرمند که این مجموعه در بیانی طنزگونه به این اتفاقات و معضلات فرهنگی در این حوزه ها اشاره دارد.
این مجموعه تولید حوزه هنری استان تهران است که سوره مهر آنها را در با قیمت ۲ هزار و ۳۰۰ تومان (مجموعه ۶جلدی، ۱۳هزار و ۸۰۰تومان) منتشر کرده است.

راننده گفت: برنج چرا گرون شد یهو؟ نکنه باز اون ور دنیا بلا ملا اومد سر برنج‌ها؟ … زن گفت: من امروز رفتم دو کیلو برنج ایرانی بخرم، دیدم نمی‌شه؛ چهار کیلو خارجی خریدم … پیرمرد گفت: رضاخان خودش می گفت هر کی نون و برنج مردم رو گرون کنه، از کمونیسم بدتره … مرد گفت: لابد فردا می‌گن برنج خارجی آلوده‌ست، بعد باز خودشون تکذیب می‌کنن … راننده گفت: همه‌شون تو کار برنج‌ن بابا، اینا بازی‌یه که من و شما رو وادار کنن چی بخریم چی نخریم … پیرمرد گفت: چرچیل خودش می‌اومد با ما و ارتش اینگیلیس بیلیارد می‌زد؛ می‌گفت اینا مهمون مان؛ فردا جنگ بشه بی‌طرف می‌مونن جلوی ما … زن گفت: اگه این برنج خارجی‌ها آلوده‌س، پس چطور همه‌ جا تبلیغ هم می‌شن؟ … راننده گفت: خب واسه ما تبلیغ می‌شه خواهرم، از ما بهترون که اینا رو نمی‌خورن … مرد گفت: من دیده بودم توی رستوران‌های دبی، برنج رو جلوی مشتری از توی بسته باز می‌کنن، کارشناس تایید می‌کنه، مشتری اگه حال کرد، براش فوری می‌پزن می‌آرن؛ اون‌وقت این‌ جا می‌ری رستوران، برنج‌ش بوی صابون می‌ده … پیرمرد گفت: صابون توی ارتش خیلی به کار می‌آد، ها ها ها … زن گفت: دوماد پسرعمه‌م خودش تو کار واردات خوراکی‌یه؛ می‌گفت این برنج‌های خارجی‌ رو همه رو مفت از ژاپن می‌آرن؛ اون جا زلزله که شده اتمی شده، خودشون نمی‌خورن که؛ می‌فرستن برای ماهای بدبخت … راننده گفت: همیشه همین طوره؛ الان خیار آورده‌ن توی بازار از آلمان، همه‌ش مریضی کشنده داره؛ یه وقت از یه خیاری مطمئن نبودین، نخورین ها … مرد گفت: آخرش هم می‌فهمن واسه فروش یه داروی جدید این خیارها رو داده‌ن تو بازار … پیرمرد گفت: می‌رفتیم واسه یه پادگان خرید می‌کردیم، لباس نظامو که می‌دیدن مگه دیگه حساب می‌کردن؟ … زن گفت: وای حالا دیگه برنج و خیار هم نخوریم، اون دفعه هم که گو‌شت‌ها آلوده بود، چی بخوریم؟! … پیرمرد گفت: دخترم حرص نخور، درست می‌شه … راننده گفت: پدرجان این اداره‌ی دارایی‌یه؛ همین جا می‌خواستی بری؟ … پیرمرد گفت: نمی‌دونم؛ همین جا ارث تقسیم می‌کنن؟ … مرد گفت: نه پدر من، نکنه دادگاهی چیزی می‌خواستی بری اشتباه اومدی؟ … زن گفت: خدا هیچ مسلمونی رو اسیر بیمارستان و کلانتری نکنه … پیرمرد گفت: اومدم ببینم باغ ارث جدمون رو بالاخره تقسیم کرده‌ن یا نه … راننده گفت: ای بابا، شما هم بدتر از اینا همه چی‌ت جاده خاکی‌یه که … مرد گفت: دربست بگیر.

http://www.7sobh.com/issues/?p=71&action=read#/3/zoomed

مدیر یکی از مراکز فعال در حوزه‌ی سلامت خانواده، در گفتگو با یک خبرگزاری گفته: عملکرد سایت‌های همسریابی باید به طور دقیق بررسی شود و باید دید که آیا روش‌های انجام شده علمی است یا خیر.

۱-      برای دوستانی که در جریان اینترنت یا در جریان این سایت‌ها نیستند، دانستن این مقدمه لازم است که سایت‌های همسریابی به شما کمک می‌کنند که از طریق یک بانک اطلاعاتی خیلی جدی، همسر دلخواه‌تان را جستجو کنید و با او به هر شکلی که می‌شود، ازدواج کنید.

۲-      سایت‌های مختلفی برای یافتن همسر یا «در آستانه‌ی همسر شدن» یا «قصدمون ازدواجه» یا «قصدمون آشنایی برای امر خیر می‌باشد» یا «بابا مامان خوبن؟» وجود دارد، که بسیاری از آن‌ها فیلتر شده‌اند و برخی از آن‌ها هم لابد به دلیل روش علمی یا نیت خیری که پشت‌شان هست، آزادانه فعالیت می‌کنند. آیا اگر سایت‌های دوست‌یابی هم در توضیح فعالیت‌شان اعلام کنند که قصدشان خیر «می‌باشد»، می‌توانند به عنوان سایت‌های مجاز همسریابی فعالیت کنند، یا نه؟

۳-      ایشان درباره‌ی روش علمی همسریابی که یک سایت بتواند بر اساس آن کار کند، توضیح مشخصی نداده‌اند؛ آیا روش سنتی معرفی برای ازدواج که قرن‌ها در خانواده‌ها رایج است، روش علمی‌ست؟ آیا سایت‌های همسریابی همان دیجیتال‌سازی روش عمه و خاله در معرفی گزینه‌های ازدواج نیستند؟ آیا آدم درست است بردارد روش عمه‌اش را برای همسریابی دیجیتال کند؟

۴-      آیا اگر آدم همسر دلخواهش را در یک سایت گیر بیاورد، می‌تواند به او اعتماد کند؟ آیا اگر خانم متین و محجوب موجود در سایت، یک وقت نادرخان از آب دربیاید، چه کسی پاسخگوست؟ آیا کار به جای باریک بکشد، سایت مسؤولیتی قبول می‌کند؟ آیا الان که خاله‌ی طرف، همسر پیشنهادی‌ش را در آرایشگاه زنانه پیدا می‌کند، مطمئن‌تر نیست؟ آیا هر چقدر هم سایت‌های همسریابی درست کار کنند، جوینده نباید عاقل باشد؟

۵-      اگر رفتیم همسر دلخواه‌مان را در سایت همسریابی پیدا کردیم و به اسم هم زدیم، بعد اشرار آمدند از دیوار سایت رفتند بالا و پروفایل همسر آینده‌مان را هک کردند، چه کار باید بکنیم؟ آیا تقصیر همسرمان بوده که رعایت نکرده؟ آیا تقصیر سایت بوده که امنیت نداشته؟ آیا هکرها بی‌تربیت بوده‌اند؟ آیا به هر حال همسر آدم باید ازدواج با خودش را در سایت همسریابی به شکل موجهی پیشنهاد بدهد؟ آیا شنونده باید عاقل باشد؟

۶-      به یک مشاور برجسته برای آن که تعیین کند حداقل چقدر سرمایه و امکانات و گزینه‌های مناسب برای راه‌اندازی یک سایت همسریابی علمی لازم است، فورا نیازمندیم.

http://www.7sobh.com/issues/?p=70&action=read#/3/zoomed

راننده خواست چیزی بگوید، اما بوق زد و داد کشید: مرتیکه مگه طویله‌س سر خرو کج می‌کنی وسط چهارراه؟ … پیرمرد گفت: اینا باید می‌اومدن نظام، تا بفهمن تو ارتش چطوری امتحان می‌گیرن … زن گفت: بابا الان پول می‌گیرن گواهی‌نامه می‌دن؛ دختر همساده‌مون خیلی خنگه به از شما نباشه، هیژده بار رد شد توی گواهی‌نامه، آخرش نمی‌دونم آشناشون کجا براش جور کرد … راننده گفت: خب بله آبجی، اون‌جوری می‌گیرن می‌آن وسط چهارراه عین این شتر می‌زنن به بقیه … پیرمرد گفت: توی لندن هر کی بد رانندگی کنه، محاکمه می‌برن‌ش پیش خود چرچیل؛ یه بار یکی رو برده بودن، توی چشم راننده‌هه نیگاه کرد، گفت: خیلی بلدی فرمون بگردونی بیا جای من بشین! راننده‌هه از خجالت خودشو کشت تو زندان … زن گفت: همین دختر خنگی که می‌گم، تا حالا سه بار آدم کشته با ماشین؛ منتهی خدا بابای بیمه رو بیامرزه … راننده گفت: اوه اوه شنیده‌م دیه شده نود میلیون؛ قیمت شترها بالا رفته با دلار … پیرمرد گفت: راننده‌ی متخلف مثل سرباز بی‌قید می‌مونه، باید بذارن‌ش گل دیوار، تیربارون … زن گفت: داداش بدبخت من هم مثل شما راننده‌س دیگه؛ البته ده تن داره؛ یه بار رفت با تریلی‌ش وسط یه مینی‌بوس، الان یه عمره داره قسط دیه می‌ده … راننده گفت: بدشانس بوده آبجی؛ رفیق ما با شرکت واحد زد به یه خانوم مسن؛ یه جوری خانومه رضایت داد که حتی ازدواج کرد‌ن … پیرمرد گفت: من خیلی تنهام … زن گفت: خدا شانس بخواد بده توی تصادف هم می‌ده … مرد سوار شد و در را محکم کوبید: آقا من مستقیم می‌رم، فقط عجله دارم اگه می‌شه … راننده گفت: عجله مال سوئیسه هانی؛ ترافیکو نمی‌بینی؟ توقعاتی دارن مردم … پیرمرد گفت: سه سوت باید بند پوتین رو می‌بستیم به خط می‌موندیم؛ حتی دماغا تو یه خط … مرد گفت: حالا شما زودتر برو کرایه اضافی می‌دم … زن گفت: صف بانک بود این؟ خبری شده؟ … راننده گفت: همه‌ش صف صف صف؛ عمرمون توی صف گذشته … پیرمرد گفت: لابد صف کوپنه دخترم؛ اینا هوا رو هم کوپنی می‌کنن آخرسر … مرد گفت: نه خیر، صف بسته بودن برای نوبت اسم‌نویسی سهام … راننده گفت: از این هرمی‌هاست لابد؛ یه زمونی جلوی یه شرکت شامپو صابون از این صف‌ها بود؛ بعدا گفتن هرمی بوده … زن گفت: این نونا خوردن نداره، ولی خیلی سود توشه … پیرمرد گفت: این حوالی بربری کجاس؟

http://www.7sobh.com/issues/?p=67&action=read#/3/zoomed

اصل خبر این است که سرپرست وزارت راه و ترابری، با اشاره به این‌که خانه‌های خالی شناسایی شده‌اند، تصریح کرده:‌ اختیار اعمال قانون تعزیرات را برای مالکان این واحدها داریم؛ ایشان قبلا هم به شدت افزوده بودند که دست‌کم فقط دویست هزار خانه‌ی خالی در تهران وجود دارد.

۱-      دوستان گفته‌اند که از طریق سنجش و بررسی میزان برق مصرفی خانه‌ها، به این نتیجه رسیده‌اند که این خانه‌ها کلا خالی‌ست؛ آیا این که یک خانه مصرف برق چندانی نداشته باشد، معنایش خالی بودن خانه است؟ آیا ظرفیت‌های کاربردی یک خانه، لزوما به روشن بودن چراغ‌ها و دستگاه‌های برقی مربوط است؟ آیا ممکن نیست افرادی باشند که از خانه‌ها در راه‌هایی غیربرقی استفاده کنند؟

۲-      گفته‌اند که احتمال دارد این خانه‌های خالی‌مانده، نوعی احتکار محسوب بشود و با مالکان‌شان جور دیگری از نظر عوارض و مالیات و غیره، برخورد شود. آیا کسانی که خانه‌ی خالی احتکار می‌کنند، گذاشته‌اند تا گران بشود؟ آیا همین حالا هم خانه گران نیست؟ آیا کسی که خانه‌‌اش را همان‌طور می‌اندازد که خالی بماند، دلش خوش است؟ آیا واقعا بهتر نیست به آن‌ها رهنمودهایی درباره‌ی کارکردهای فراوان خانه‌ ارائه شود؟ آیا بهتر نیست دوستان این مالکان را به جای برخورد، راهنمایی کنند؟

۳-      آیا این که آدم دلش بخواهد خانه را خالی نگه دارد، واقعا جرم است؟ آیا قانونی درباره‌ی احتکار خانه‌ی خالی وجود دارد؟ آیا مسؤولان به زودی قانون وضع می‌کنند؟ آیا به زودی با خانه‌های خالی برخورد قانونی می‌شود؟ آیا کلا آدم اگر از هر ظرفیتی که دارد، استفاده نکند، ممکن است یک روزی جرم تلقی بشود؟ آیا ما همیشه بدبین هستیم و برای مسؤولان حرف درمی‌آوریم؟ آیا احتیاط حکم نمی‌کند چیزهای خالی دیگرمان را هم بررسی کنیم و اگر خطری دارد، زودتر پرش کنیم؟

۴-      آیا دوستان خودشان در طرح‌های انبوه‌سازی مسکن، خانه‌های خالی فراوانی ایجاد نمی‌کنند؟ آیا برای پر کردن آن خانه‌ها تمهیدی اندیشیده‌اند؟ آیا نهایتا وضعیت خانه‌های خالی را چه کسی ساماندهی می‌کند؟ آیا اصلا به ما چه مربوط است؟

۵-      سفارش برای هرگونه پر کردن هرگونه خانه‌ی خالی پذیرفته می‌شود.

http://www.7sobh.com/issues/?p=66&action=read#/3/zoomed

دختر دانشجو گفت: آقا بیا سر جدت بریم، بین راه می‌زنی خب … مرد گفت: راست می‌گه آقا؛ بیا جهنم و ضرر خودم اون یه نفر رو حساب می‌کنم … راننده گفت: من بنزین هفتصدی نمی‌زنم که شما به‌م صدقه بدی … پیرمرد گفت: گر دست فتاده‌ای بگیری مردی … دختر گفت: آقا شلوغ بشه دردسره ها، بریم … زن آمد و سوار شد: آقا برو برو الان صرافی رو می‌بندن باز … راننده راه افتاد: مگه چی شده خواهر؟ دلار می‌گن نایاب شده، راسته؟ … پیرمرد گفت: زمان بیامرز دلار کم اومد، خودش رفت از چرچیل خرید آورد ریخت تو مملکت … زن گفت: آقا از چهارشنبه دلار آزاد شده، ملت خونه می‌فروشن دلار می‌خرن … دختر دانشجو گفت: خانوم شماهایین که جو می‌دین به بازار، خبری نیست ها … مرد گفت: شما برو دبی ببین اصلا از این خبرها هست؟ هرچی می‌خوای دلار بخر؛ هیشکی نمی‌گه خرت به چند … زن گفت: دخترم تو بچه‌ای، سرت تو درس و مشقه، چی می‌فهمی از بازار ارز؟ من شوهرم خیلی سال کارش دلار بود … پیرمرد گفت: ما لندن که دوره می‌دیدیم، دلار رو آتیش می‌زدن جای سیگار می‌کشیدن؛ تا دلار لندن بود کی دلار عموسام رو آدم حساب می‌کرد … دختر گفت: پوند انگلیس، پدرجان … زن گفت: چهارشنبه داشتم باقالی پاک می‌کردم، خواهرم اس‌ام‌اس زد دلار یهو کشیده بالا؛ نفهمیدم چطور رفتم تا استانبول … مرد گفت: خانوم اینا بازار سیاهه، نخرین تا ارزون بشه … راننده گفت: فردا لابد می‌ری یه بلبرینگ بندازی می گن سه برابر شده؛ چرا؟ دلار گرون شده! ای آتیش … پیرمرد گفت: گرما آتیش شده لامصب؛ جوونی‌های ما کی تابستون این‌جوری بود؟ می‌رفت بالای ۴۰ دولت می‌گفت تعطیل … زن گفت: سه ساعت تو صف بودم آخرش گفتن دلار تمومه، برین اگه فردا باز آزاد بود بیاین … راننده گفت: جاهای دیگه هم این‌طوره؟ یعنی تو آمریکا مردم واسه دلار باس صف بکشن؟ … مرد گفت: نه آقا، من اون هم سال تایلند بودم برای یه کار فرهنگی، اصلا کسی نگاه نمی‌کنه به این چیزا … زن گفت: خدا رحمت کنه رفتگون همه رو، شوهر من تو صف همین دلار مرد، سال ۷۲ که یهو سر مضاربه‌ای‌ها خورد به سنگ … پیرمرد گفت: تنهایی بد دردی‌یه … دختر دانشجو گفت: آقا من پشت چراغ پیاده می‌شم … راننده گفت: افسره اونجا، باس بعدش نیگر دارم … دختر گفت: نه که حالا همه کاراتون قانونی‌یه … زن گفت: مردم چه خوشن به خدا.

http://www.7sobh.com/issues/?p=65&action=read#/3/zoomed

رئیس فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو گفته یکی از مشکلات عمده‌ی شنا در کشور، بلاتکلیف بودن سواحل کشور است؛ به‌ طوری که در دریای خزر هیچ کس متولی سامان‌دهی سواحل نیست.

۱-      آیا منظور ایشان به عنوان رئیس فدراسیون ورزش‌های آبی مملکت، این بوده که برای سامان‌دهی سواحل کشور شخصا اعلام آمادگی کرده‌اند؟ آیا سواحل یک کشور را می‌توانند بدهند یک مقام ورزشی سامان بدهد؟ آیا تعریف سامان‌دهی در کشور برای سواحل دقیقا چه چیزهایی‌ست؟

۲-      آیا این که سواحل کشور سامان‌دهی ندارند، باعث شده است که مثلا در سه روز تعطیلات اخیر چندین نفر فقط در سواحل دریای خزر غرق شوند؟ آیا سامان‌دهی سواحل یعنی دوستان باید بیایند همه‌ی سواحل را هرطور شده تبدیل به مناطق مجاز و امن برای شنا کنند؟ آیا مناطق شنا فقط با کم‌ کردن عمق ساحل و کشیدن ریسمان دور آن منطقه دیگر امن می‌شود؟ آیا همه‌ی سواحل آزاد است؟ آیا خیلی از سواحل که یا در دست شهرک‌های دولتی‌ست یا به شهرک‌های به هر حال اختصاصی تعلق دارد، امن است؟ آیا یعنی حتی سواحل شهرک‌های دولتی یا اختصاصی، امن نیستند؟

۳-      آیا منظور ایشان از سامان‌دهی و امن کردن سواحل، حضور نیروی انتظامی هم هست؟ آیا پلیس وقتی در سواحل حضور دارد، آن سواحل دیگر امن نیست؟ آیا وقتی پلیس در سواحل هست، برای شنا امن نیست، اما از جهات دیگر به هر حال امن است؟ آیا پلیس نجات غریق هم هست؟ آیا نکند خیلی از نجات غریق‌ها پلیس هستند و ما خبر نداریم؟ آیا ما کلا از چیزی خبر داریم یا فقط فکر می‌کنیم که خبر داریم؟

۴-      آیا مردم فکر می‌کنند اگر در مناطق امن و سالم‌سازی شده شنا کنند، شنا به‌شان نمی‌چسبد؟ آیا امنیت در این مناطق بیش از حد لازم است؟ آیا اگر آدم زیاده از حد احساس امنیت کند، باید فرار کند؟ آیا آدم ترجیح می‌دهد در دریا خفه بشود اما از امنیت خفه نشود؟ آیا همه جا باید آقا پلیس‌ها مراقب ما باشند که در دریا یا هر منجلابی غرق نشویم؟

۵-      آیا طرح امنیت اجتماعی هم به طرح سالم‌سازی سواحل دریا مربوط است؟ آیا ما غرضی داریم که می‌خواهیم این‌ها را به هم ربط دهیم؟ آیا ما تربیت نداریم؟

۶-      سالم باشید.

http://www.7sobh.com/issues/?p=63&action=read#/3/zoomed

با توجه به آن که رسانه‌ها دیگر شورش را درآورده‌اند و تا یک بچه کمی از پدر و مادرش بیشتر کتک می‌خورد، لوس‌بازی می‌کنند و کلمه‌ی بی‌انصافانه‌ی «کودک‌آزاری» را به مخاطبان القا می‌کنند، و به بهانه‌ی (ویراستار عزیز در جریان باشد که ما واقعا این خبر را بهانه کرده‌ایم تا این قضیه را کلا برای ملت و رسانه‌ها حل کنیم) این که اخیرا باز یک بچه‌ی دیگر در اثر کتک خوردن، به مرگ طبیعی فوت کرده است، باید نکاتی را به همه گوشزد کنیم تا ابهامی باقی نماند؛

۱-     بچه پیش خانواده امانت است و خب طبیعی‌ست که والدین باید از بچه‌شان مثل یک امانت نگه‌داری کنند تا علف هرزی به جامعه تحویل ندهند. روش‌های جلوگیری از رشد یک علف هرز، هیچ‌کدام روش‌های مهربانانه‌ای نیست به هر حال؛ بچه باید بفهمد که زندگی خیلی سختی‌ها دارد. برای همین وقتی یک پدر یا مادر سختی زندگی به‌ش فشار می‌آورد، می‌تواند با کتک زدن بچه هم دلش آرام بشود و هم به بچه بفهماند که زندگی دشوار است.

۲-     آدم وقتی اعصاب ندارد کلا باید بزند یک چیزی را خرد و خاکشیر کند؛ طبیعی‌ست که یک پدر دلسوز که باید نقش همسری مهربان را هم ایفا کند، با سرویس کریستال و چینی همسرش نمی‌تواند دق دلی‌ش را خالی کند؛ خب بچه بزرگ می‌کنند برای چی؟ فوق‌ش بچه له شد، ترمیم می‌شود. مثل چینی نیست که وقتی شکست، دیگر شکسته… آن هم چینی یادگاری عمه‌ی خانم.

۳-     روش تربیتی هر پدر و مادری با بقیه تفاوت دارد؛ یک وقت یک بچه‌ای هست که آن‌قدر اصول تربیتی رویش خوب اجرا شده، که والدین می‌توانند او را با یک نگاه از جلوی دیس مرغ بلند کنند و او بفهمد که در ادامه باید آن سینه‌ی مرغ را برای مهمان باقی بگذارد و بلند سه بار بگوید سیر شدم و از والدین‌ تشکر کند و به اتاقش بخزد و منتظر کتک باشد… خب چنین بچه‌ای که نگاه این‌قدر روی او مؤثر است، نیاز به روش تربیتی قوی‌تری ندارد؛ اما بچه‌ای که کتک خوردن برای او عادی‌ست، باید تربیت شود.

۴-     متاسفانه شاهد هستیم که گاهی مددکاران اجتماعی از برگشتن کودکان به‌اصطلاح آزاردیده به خانه‌شان گلایه می‌کنند؛ اولا وقتی قانون راضی‌ست و والدین هم راضی‌ و بچه هم لابد راضی، پس ناراضی کجاست؟ ثانیا شما بیشتر از قانون می‌فهمید که بچه حتی اگر زیر کتک برود آن دنیا، خب قسمت‌ش این بوده و والدین می‌توانند دوباره روی قسمت حساب کنند؟

۵-     نفس‌کش نبود؟

+ منتشرشده در هفت‌صبح

راننده گفت: بابا همین جوری می‌ریزن یهو تو خونه‌های مردم، هر چی هست می‌برن … زن گفت: آبجی‌م می‌گفت همین جوری سرباز با سه تا قد شما اومده با دسته‌بیل پشت‌بوم رو باز کرده، رفته هر چی دیش و ایناس ریخته پایین … پیرمرد گفت: از جوانان سلب آسایش مکن … راننده گفت: آخه این‌طوری که نمی‌شه مردم رو به‌شون بگی نکن که بدتر می‌کنن … زن گفت: هر شب تمام خانواده‌ی ما می‌شینن پای اون برنامه‌هه که یکی شام درست می‌کنه بقیه می‌خورن نمره می‌دن؛ شوهر من که اصلا بدش می‌آد از خاله‌زنکی، می‌شینه به نوامیس مردم نمره می‌ده … پیرمرد گفت: آدم باید همیشه حس کنه داره به ناموس خودش فقط زل می‌زنه … راننده گفت: خواهرم آخه اینا مگه تلویزیون‌شون چی داره که توقع دارن مردم بشینن پاش؟ می‌زنی این‌ور حاجی‌یه اون‌ور حاجی … زن گفت: دوماد عمه‌م این تو دبی مغازه داره؛ می گه شما تو دبی هر چی می‌خوای نیگاه کنی بکن، فقط صداش مزاحم مردم باشه شرطه‌ها با باتون می‌آن می‌زنن تلویزیون‌تو خورد می‌کنن می‌رن …  پیرمرد گفت: زمانی که ما رفتیم لندن، تازه ماهواره داشت هوا می‌شد، همون وقتا هم اینگیلیس سلطان تلویزیون‌ها بود … زن گفت: پسرم به از شما نباشه، توی آژانس کار می‌کنه؛ می‌گه همه می‌شینن سریال ماهواره می‌بینن؛ فقط واسه اخبار می‌زنن این ور … راننده گفت: اخبار هم نمی‌گن اینا؛ همه‌ش می‌خوان بگن دنیا آشوبه، فقط اینجا آرومه … پسر دانشجو گفت: مستقیم … پیرمرد گفت: مستقیم نداریم، اون مال دوره‌ی جنگ بود … راننده گفت: بیا تا هر جا راه‌مون دادن مستقیم می‌ریم … پسر سوار شد و در را بست: جلو دارن دیش‌ها رو می‌ریزن پایین، راه بسته شده … زن گفت: خاک به سرم سر صبحی چه خبره … پیرمرد گفت: چرچیل از بی‌خوبی مرد؛ بس که به جهان خدمت کرد، شبا خواب نداشت این مرد؛ وقتی مرد، تازه فهمیدن شبا تا صبح مشغول خدمت بوده … پسر گفت: همین‌جوری از بالا می‌ندازن پایین، چه صدایی هم می‌ده … زن گفت: نمی‌گن زن و بچه‌ی مردم خوابن؟ چه بی‌خیال … راننده گفت: جریمه‌ها رو هم برده‌ن بالا ولی انگار سودی نداره؛ بیا، این ماشین با گردن برافراشته توی طرح چه کار می‌کنه … موبایل پسر زنگ خورد: الو؛ ببین اینا اوکی‌ان یا بازم جوجو می‌آن؟ به‌شون بگو درصدشون می‌پره ها، بگو یارو دور زده می‌خواد یه تومن رو خودش ببنده با جشنواره؛ آره آره … پیرمرد خمیازه کشید؛ زن گفت: تا قصر هم می‌رین؟

راننده زد روی ترمز و گفت: این چراغ قرمز هم که عمر ما رو تلف کرد؛ سه دقیقه‌ست بعدش هم طبق معمول دو دقیقه روی صفر می‌مونه … پیرمرد گفت: معمولی بودن، خیلی غمگینه … زن گفت: آقا فهمیدین چی شده؟ یه نماینده‌ گرفته یکی از رئیس‌های دانشگاه‌ها رو کتک زده … پسر دانشجو گفت: هان؛ اون رو من هم شنیده‌م؛ انگار وزیر بهداشت نرفته بوده شهرشون، نماینده‌ی اون شهر هم خلاصه عصبانی بوده اون رئیسه رو خلاصه آره … راننده گرزش را از زیر پاش آورد بالا و گفت: مردم اعصاب ندارن انگار؛ من خودم هرروز مجبورم یکی رو بزنم تا راه باز شه … پیرمرد گفت: توی دوره‌ی آموزشی ما در لندن، چرچیل خودش شخصا به رضاخان قول داده بود هرکی از ما نافرمونی کنه فلکش کنن … زن گفت: بچه‌های این دوره رو بگو که چی می‌خوان بشن؛ بچه‌ی من زل زل تو چشمم نگاه می‌کنه به‌م می‌گه «تی‌تی» جای مامان … پسر گفت: خوبه که، صمیمی‌تره تی‌تی … راننده گفت: فکر کن من به ننه‌م بگم تی‌تی، از همون پنجره با تاکسی‌م می‌ندازدم پایین … پیرمرد گفت: ادب مرد به ز دولت اوست … زن گفت: یه روانپزشک آورده بودن تلویزیون، می‌گفت شما هر چی به بچه بیشتر گوش کنی بی‌ادب‌تر می‌شه … راننده گفت: خانوم تو سیاست هم همینه؛ شما هر چی بیشتر به رقیب‌ت گوش کنی، بیشتر می‌گه می‌خوام … پیرمرد گفت: تو زندگی زن و شوهری هم این‌طوره؛ آدم نبایست خیلی بخواد … پسر گفت: به نظرم کف مطالبات‌مون باید بره بالا؛ حکومت این کاراش لطف نیست، وظیفه‌س … پیرمرد گفت: تو اینگیلیس هر کی اضافه بخواد می‌دن به‌ش که ناراضی نمونه کودتا کنه … زن گفت: ما که هر چی بابا ننه‌مون گفتن گوش کردیم، بچه‌مون شده این؛ بچه‌های اینا چی می‌شن؟ اعصاب ندارن … راننده گفت: من یادمه بابام یه بار فقط دید دارم سیگار می‌کشم، یه نگاهی به‌م انداخت و هیچی هم نگفت؛ فقط یه نگاهی انداخت که رفتم با دوستای سیگاری‌م به هم زدم حتی … پیرمرد گفت: توی ارتش هر کی سیگار می‌کشید، تبعید می‌شد جزیره‌ی سرگردونی وسط دریاچه نمک … پسر گفت: آقا الان باید بری خدا رو شکر کنی که بچه‌ت سیگاری‌یه یا تریاکی‌یه، کراکی نیست … راننده گفت: دود رو بایست مرد بگیره، به بی‌جنبه نبایست دود داد … موبایل پسر زنگ زد: هانی دارم می‌رسم به‌ت، امنه؟ اوه اوه پس بوس برات … زن آه کشید: آخرش که چی؟