پرش به محتوا

جلال سمیعی | استراتژی محتوا، برندینگ و روابط‌عمومی

یادداشت‌های من درباره‌ی فضای آن‌لاین، شبکه‌های اجتماعی، ژورنالیسم و طنز

بایگانی

بایگانی خرداد, ۱۳۹۵

6a01a511c63c50970c01b8d0e73ad0970

برای نوشتن یک سند عملیاتی #استراتژی_محتوا باید به پرسش‌های مهمی درباره‌ی ماهیت کار فرد/#سازمان/#برند بتوانیم پاسخ بدهیم؛ این پرسش‌ها عملا خودشان بخش مهمی از نقشه‌ی راه ما برای معرفی ما و مذاکره با سطوح مختلف جامعه‌ی هدف هستند.

پرسش‌های پایه برای نوشتن استراتژی محتوا برای هر کارفرمای مشخصی باید دقیق و متناسب‌سازی شوند؛ اما کلیت این پرسش‌ها برای کشف و تفاهم مشترک درباره‌ی ماهیت کار، مدل‌های درآمدی و بوم کسب‌وکار، مخاطبان هدف‌گرفته‌شده در جامعه‌ی هدف و از همه مهم‌تر کانال‌ها و محتوای رسانه‌ای لازم برای معرفی به مخاطب هستند. یکی از ارزش‌های مهم استراتژی محتوا، که بسیاری از سازمان‌های بزرگ یا مجموعه‌های خیریه و برندها اهمیت آن را به خوبی درک کرده‌اند، تعیین لحن مناسب برای معرفی و مذاکره با هر دسته از مخاطبان است؛ برای مثال در سند استراتژی محتوا و هویت شفاهی یک شرکت بزرگ وابسته به یک بانک کلیدی، لحن مذاکره برای سهام‌داران و مدیران با لحن معرفی و مذاکره با نخبگان و طبعا با لحن ارتباط با مخاطب عام فرق دارد و هر یک تعریف و چارچوب و کلمات کلیدی خود را دارند؛ برای مثال، یادتان باشد برای مذاکره با افراد هیات مدیره‌ی یک بانک، با زبان طنز و شوخی نمی‌توانید مسیر درستی را در شروع ارتباط پیش ببرید!

درباره‌ی لحن‌ها خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا    #contentstrategy   #branding  #tone

content-strategy

+

نوشتیم که #استراتژی_محتوا معنای مهم‌ترش همان آخرین مرحله‌ی خلق یک برند یا مجموعه یا روند درآمدی‌ست؛ آخرین مرحله به این معنا که شما وقتی همه‌ی ابزارها و خدمات و فرایند ارایه‌ی محصول خودتان را طی می‌کنید، می‌رسید به بیان چرایی و چیستی و چگونگی؛ ممکن است برای مخاطب و مشتری شما یک یا دو بخش این سه‌گانه مهم باشد؛ مثلا او فقط برای چگونگی فرایند کار و خدمت و محصول شما دچار ابهام است… اما شما برای تعریف خودتان برای خودتان و دیگران در تبیین این سه بخش، نهایتا محتاج استراتژی محتوا خواهید بود.

درواقع، استراتژی محتوا به معنای یک سند پایه در ویترین کاری شما برای #برندینگ و پیش از آن، برای معرفی‌تان به دیگران نقشه‌ی راه می‌سازد؛ نقشه‌ای که در آن با تعیین اهداف، جامعه‌ی هدف، بخش مشتریان در جامعه‌ی هدف، رسانه‌ها و در پایان، سیاست راهبردی شما برای نوع تولید و انتشار #محتوا در #رسانه‌ های شماست. سندی که حتی بحران‌های #روابط_عمومی و #بازاریابی شما را باید حدس بزند و برای آن‌ها و پرسش‌های کلیدی در هر سطح از مخاطبان، پاسخ شفاف و کامل داشته باشد.

چه پرسش‌هایی ممکن است وجود داشته باشند؟ خواهیم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا   #contentstrategy  #branding  #crisis

چیزی که در توجه روزافزون به #استراتژی_محتوا تاثیر دارد، تازگی این مفهوم نیست؛ اتفاقا استراتژی محتوا مفهوم تازه‌ای نیست، تازه کشف‌ش کرده‌اند، چون فهمیده‌اند حالا که خیلی از رقبا ابزار یا سرویس مشابه را دارند و با خریدن یا متناسب‌سازی نرم‌افزارهای منبع‌باز، رقابت را در بخش سخت‌افزاری کارها تنگاتنگ و نزدیک کرده‌اند، باید به‌دنبال مزیت‌های رقابتی جدیدی باشند، که هر کسی به آن دسترسی ندارد.

ذهن شما به‌عنوان مدیر #سازمان یا #برند و محتوایی که در ذهن‌تان برای معرفی خدمت یا محصولی که برای تبلیغ و فروش‌ش باید مذاکره کنید، می‌تواند مزیت رقابتی شما باشد! این مزیت را #استراتژی_محتوا ایجاد می‌کند. بسیاری از ایده‌های نو و ساختارشکنی‌های فنی و فرایندی در مدت کوتاهی پس از ارایه ممکن است تماما لو بروند و حتی با رفع نقص‌های ایده‌ی اصلی بهتر هم کپی و ارایه بشوند؛ اما محتوا، به معنای نقشه‌aی مشخص برای ساختار تولید و بازنشر پیام شما برای جامعه‌ی هدف، ممکن است تنها یا یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های شما باشد.

تفاوت در القای جذابیت و خاص بودن خدمت یا محصول شما به مخاطبان جامعه‌ی هدف، اگرچه همه‌ی ماجرای کار شما نیست، اما می‌تواند فریاد بلندتر در دعوای جلب توجه برای ذهن مخاطبان مشکوک و فراری باشد! همین محتوای لعنتی‌ست که همه به شوق دیده شدن سراغ‌ش می‌روند و همه هم از ترس چه‌طور دیده شدن، از آن فراری‌اند.

چرا اشتیاق و فرار؟ خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#contentstrategy  #branding  #competition

Content-Diversity-in-Online-Marketing1

برای این که بدانیم #استراتژی_محتوا برای #سازمان یا #برند یا #استارتاپ ما باید از چه نقطه‌ای شروع شود، باید ابتدا تکلیف‌مان با کارمان و مخاطبان مشخص باشد. برای این که بدانیم دل‌مان می‌خواهد کجای جهان باشیم، باید اول بفهمیم دقیقا کجا ایستاده‌ایم!

در یادداشت نخست گفته بودم که در تجربه‌ی مشاوره‌ی این سال‌ها فراوان دیده‌ام که بیزینس‌های حتی موفق و بزرگ، ممکن است اسناد پایه‌ی کافی نداشته باشند. منظور ما از #اسنادپایه آن بخش از #اسنادسازمانی هستند که به تعریف ماهیت و چشم‌انداز و ماموریت کار مربوط‌اند؛ کافی‌ست با چند مدیر یک مجموعه صحبت کنید و بسنجید ذهنیت‌های آن‌ها درباره‌ی هویت #برند و خدمت یا محصولی که می‌فروشند، چه‌قدر با هم منطبق است؛ در موارد زیادی این ذهنیت‌ها ممکن است خیلی از هم دور باشند.

یکی از گام‌های مهم برای تدوین استراتژی محتوا همین بررسی یا حتی تدوین اسناد ناموجود هویتی و پایه‌ی یک بیزینس است؛ در واقع پی‌ریزی یک سند و فرایند عملیاتی و بلندمدت روند تولید و بازنشر محتوایی و رسانه ای، روی همین اسناد اتفاق می‌افتد؛ بنابراین استراتژیست محتوا ممکن است ابتدا شروع به تدوین و تکمیل اسناد پیشینی‌تر از سند محتوا و رسانه کند.

contentstrategy# #verbalidentity #branding

*

ادامه دارد.

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

content-strategy

واقعیت امروز بسیاری از #بیزینس‌ها و برندها این است که ممکن است راه طولانی و موفقی را در راه‌اندازی و پیشرفت خود طی کرده باشند؛ اوضاع درآمد و هویت شفاهی‌شان هم در اکوسیستم کاری و عمومی خوب باشد؛ حتی در قله‌ی رقابت و درآمد ایستاده باشند و به گواهی خودشان و مشتری‌ها توپ تکان‌شان ندهد.

اما این تکان‌ خوردن یا نخوردن را توپ بحران معلوم می‌کند! بحران‌هایی مانند شایعات یا شبهات و اتهاماتی که در شبکه‌ها و رسانه‌های اجتماعی علیه سازمان یا برند مطرح می‌شود؛ بحران‌هایی مثل حضور یا رشد ناگهانی رقبایی که قدرت و شهرت ریشه‌دار یک برند را می توانند به خطر بیندازند؛ بحران مالی یا تغییرات ناشی از ادغام و توسعه و توقف مقطعی بخش‌هایی از سازمان یا سرویس های برند… همه‌ی این بحران‌ها کافی‌ست نام شما را در سپهر رسانه‌ای و ارتباطی گسترده‌ی امروز جوری سر زبان‌ها بیندازند که خودتان هم تصاویر و روایت‌های عجیبی از خودتان بشنوید.

مثال نزدیک این بحران‌ها در سال گذشته، عکسی از معدوم کردن انبوهی از محصولی مشهور از یک #برند قوی و پرمشتری در مرز کشور همسایه بود، که سکوت روابط‌عمومی آن برند در پاسخ گویی شفاف به آن اتهام و وجود زمینه‌های تقویت و تکثیر شایعه درباره آن دسته از محصولات، زیان‌های انکارنشدنی‌ای به آن محصول و برند در ذهن‌ها و فروش وارد کرد. این در حالی بود که بعدها مشخص شد اتهامی به محصول وارد نبوده و ماجرا به قوانین گمرکی کشور مقصد برمی‌گشت.

اگر می‌گوییم تعریف جدید #روابط_عمومی دیگر به فکس و تکذیبیه و نشست خبری محدود نمی‌شود، منظورمان همین داشتن #استراتژی_محتوا و بازنشر رسانه‌ای در هدایت روابط‌عمومی و تصویر برند در فضای رسانه‌ای و افکار عمومی‌ست؛ امروزه روابط عمومی باید به هر دو حوزه‌ی رسمی و غیررسمی انتشار محتوا توجه کند؛ مراقبت از تصویر و هویت برند و #سازمان، دیگر چندان در اختیار شما نیست. یک اکانت ناشناس یا خارج از دسترسی شما، اگر قوی کار کند و زمینه‌ها و روش‌های انتشار ویروسی #شایعه و اتهام را بشناسد، می‌تواند بسیاری از زحمت‌های شما را بر باد بدهد.

درباره‌ی این بحران‌ها بیشتر خواهم نوشت.

*

جلال سمیعی – استراتژیست محتوا

#contentstrategy  #startups  #branding  #content

content-is-king

این روزها #استراتژی_محتوا دارد به یکی از واژه‌های پرتکرار برندها و استارتاپ‌ها تبدیل می‌شود. این که #محتوا چه اهمیتی در یک فعالیت تجاری یا اجتماعی دارد، تا حدودی برای همگان ظاهرا روشن و بدیهی‌ست… اما در تجربه‌های مشاوره‌ای که در این سال‌ها برای سازمان‌های بزرگ و برندهای باسابقه و #استارتاپ‌های نوپا داشته ‌ام، می‌بینم بسیاری از آن‌ها در معرفی خود نه تنها بسیاری از #اسنادپایه‌ی اولیه را ندارند، بلکه حتی در پاسخ‌گویی به سوالات اساسی برای معرفی خدمت و محصول و ارزشی که مدعی ارایه‌ی آن هستند، ضعف و تناقض دارند. در این یادداشت‌ها قرار است کلیاتی درباره‌ی محتوا و اهمیت پایه‌ای #استراتژی محتوا حرف بزنیم. یکی هم حرف عجیبی گفت: محتوا پادشاه است.

#contentstrategy
 #startups  #branding  #content