پرش به محتوا

بایگانی

بایگانی شهریور, ۱۳۹۲

اصل خبر این است:

مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران از نصب ماهانه 100 کیوسک جدید روزنامه فروشی از پایان امسال خبر داد و گفت: در حال حاضر طراحی و پیش تولید کیوسکهای جدید به پایان رسیده است.
به گزارش خبرنگار مهر، رضا قدیمی در نشست خبری در پاسخ به خبرنگار مهر در مورد نصب کیوسکهای جدید روزنامه فروشی افزود: طراحی دکه‌های روزنامه‌ فروشی نیاز به دقت فراوان داشت و باید با توجه به نیازهای روز جامعه نمونه برداری می‌شد و در حال حاضر نیز طراحی جدید آن به اتمام رسیده به طوریکه براساس برنامه ریزیهای انجام شده از نیمه سال جاری نصب کیوسکهای جدید آغاز می‌شود.
قدیمی با اشاره به اینکه در مناطق 22 گانه تهران 1200 کیوسک روزنامه فروشی وجود دارد گفت: برای نصب این دکه‌ها مناطق خاصی در نظر نداریم و به مرور در تمام مناطق شاهد ساماندهی کیوسکهای روزنامه فروشی و نصب آنها خواهیم بود.
مدیرعامل شرکت ساماندهی صنایع و مشاغل شهر تهران در مورد فروش سیگار در کیوسکهای روزنامه فروشی نیز افزود: در این خصوص نه ابزار و نه امکاناتش را داریم و ارگانهای ذیربط باید جلوی این تخلفات را بگیرند».

چند سؤال برای ما پیش آمد که ایشان یا هر مسئول دیگری اگر جواب بدهند، خیر دنیا و آخرت و دعای کلی آدم بدرقه راهشان خواهد بود؛
سؤال اول: با توجه به حجم وسیع مطالعه مردم در اوقات فراغت و تیراژ بسیار بسیار بالای مطبوعات در ایران که سر هم کلا به چهار میلیون (برای مطبوعات چهار میلیون خیلی است) نسخه نشریه می شود، آن هم برای جمعیت نزدیک به هشتاد میلیونی… ضرورت نصب کیوسک های جدید را که حتما ضروری ست توضیح دهند. (3 نمره)

سؤال دوم: درباره سیگار فروشی در دکه های مطبوعات در تهران و دیگر شهرها، با توجه به این که کسی نه امکان مدیریتش را دارد و نه مسئولتیش را قبول می کند، و با توجه تر به این که سیگار برای مردم از روزنامه واجب تر است، آیا می شود دکه ها را به نام دکه سیگار فروشی و سفته فروشی تغییر عنوان داد و خدمات متنوع تری هم برای آن پیش بینی کرد؟ (4 نمره)

سؤال سوم: آیا این مسائل اصلا به ما رسانه ها مربوط است که در آن دخالت می کنیم؟ (3 نمره)
سؤال انحرافی: وقتی روزنامه ها آن قدر زیادند که تعطیل هم می شوند، کلا چه کاری بود که منتشر شوند؟ (نمره دلخواه؛ هر چقدر سخاوت و کرم پاسخ دهنده عزیز می باشد.)

سؤال چهارم: آیا امکان سنجی درباره مصرف مطبوعات در مناطق مختلف وجود دارد؟ اگر وجود ندارد لااقل از مردم محله ها درباره مصرف سیگارشان پرس و جو کنند تا دست کم نصب فوری دکه ها این موضوع مهم تر انجام شود. (نمره ندارد)

راننده گفت: می شینی حواست باشه سیا میا نکنی ماشینو؛ واکسی شده لباسات؟ چیه رو صورتت … کفاش گفت: واکسه حاجی ولی نترس؛ کهنه شده؛ به جایی نمی گیره … پیرمرد گفت: شما استتار کردی؟ عملیاته الان لابد … راننده گفت: پدر جان زندگی ما همه ش عملیاته … کفاش گفت: نمی ذارن کار کنیم بابا؛ یه بار مغازه دار خفتمون می که یه بار شهرداری؛ مردم هم دیگه دستشون به جیبشون نمی ره … پیرمرد گفت: توی ماموریت نباید پول بگیری سرباز … راننده گفت: مردم نون شب ندارن خب؛ تو می خوای واکس بزنی براشون که پول بگیری؟ کفش ندارن بپوشن. واکس کی می زنه … کفاش گفت: مردم بخیل هم شده ن ها؛ قبلا من آقام تو این کار بود مسخره ش می کردم که واسه دو زار خودتو سیا می کنی مردم هی یه جوری نگات می کنن؛ الان خودم تو تنورم … پیرمرد برگشت: کیا رو انداختن تو تنور؟ باز لابد نون کم شده … راننده گفت: حالا روزی صد داری دیگه؟ اگه بصرفه منم ول کنم بیام بیفتم تو واکس زدن و دو تا درفش زدن. تو سایه می شینی راحت واسه خودت چونه کرایه هم نمی زنی … کفاش گفت: یه عمر به ساز زندگی رقصیدیم هنوزم هشتمون گرو نهمونه؛ شما همین چرختو بچسب به نفعته. تهش منم باید یه لگن بخرم بیفتم به مسافرکشی … پیرمرد گفت: من می دونم شما نباید حرف بزنی ولی اگه کسی رو داری می پایی بجمب؛ ترافیک بدتر می شه الان … راننده گفت: دانشجو بودی؟ بهت می خوره درسخون باشی … کفاش بحث را عوض کرد: از جهان کودک می اومدی شهرداری و سد معبر نبود؟ می خوام بساط کنم همین پایین می ترسم شر بشه … راننده گفت: کاری بهت ندارن مرد؛ کارتو بکن شب عیدی. نونت حلال حلاله … پیرمرد گفت: من یادمه توی بنگاه شادمانی اون زمون یه جوون رعنایی بود که حرف و حدیث پشت سرش زیاد بود؛ می گفت هر چی هم پشت شاه می گه تو تیاتراش کسی کاریش نداره؛ عنتر بازی هاش عالی بود. فکر پشتش بود … زن گفت: دربست … راننده که پشت چراغ بود گفت: خانوم می بینی که مسافر دارم … زن گفت: خب پیاده شون کن دو قدم بر واسه سلامتی شون هم خوبه … کفاش خندید: ما رو ندیدن انگار … راننده از حرص گاز داد: بره یه تاکسی خالی دربست کنه. من از این نونا می خورم … پیرمرد گفت: این خانوم تنها بود انگار؛ سوارش می کردی خب … راننده گفت: پولدار بود، تنها نمی مونه … کفاش پول را انداخت و رفت پایین و جعبه اش را هم سفت چسبید … راننده گفت: خوشم می آد کاسبه … پیرمرد گفت: من تنهام. عید اومده یا گذشت؟

اصل خبر را بخوانید:

مدیر گروه اقتصاد داروی دانشگاه علوم پزشکی تهران اعلام کرد در سال ۷۶ هر ایرانی ۲۶۵ عدد دارو مصرف کرده است که این آمار در سال ۹۱ به ۴۵۲ عدد رسیده است.
به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان فارس، عباس کبریایی‌زاده در همایش داروسازان ایران که در سالن همایش های رازی برگزار شد، گفت: در سال 76 به طور کلی 14 میلیارد عدد دارو مصرف شده بود که در سال 91 به 35 میلیارد عدد افزایش یافته است.
وی ادامه داد: همچنین تعداد داروهای تولید داخل از 556 میلیون عدد به 1.4 میلیارد عدد رسیده و نزدیک به 3 برابر شده است.
مدیر گروه اقتصاد دارو دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: با توجه به ارزش دارویی ایران نسبت به واردات شاهد شکاف 7.5 درصدی هستیم که به عبارتی داروهای ایرانی ارزان هستند و این برای نظام سلامت خوب است و می‌توانیم با قیمت مناسب دارو به مردم بدهیم اما مشکلی که هست این تفاوت قیمت یعنی سوبسید به خارجی‌ها می‌دهیم و رشد صنعت دارو در کشور را فراهم نمی‌‌‌کنیم.
کبریایی‌زاده در مورد سرانه مصرف عددی دارو در کشور گفت: در سال 76 هر ایرانی 265 عدد و در سال 91 ، 452 عدد دارو مصرف کرده‌اند و رشد بازار دارویی کشور بیشتر از متوسط جهانی است و باید برای منطقی کردن بازار دارو بیشتر تلاش شود.
وی با اشاره به بررسی بازار دارویی کشورها و بار بیماری‌ها گفت: در کشور ما مصرف داروهای آنتی‌بیوتیک، قلبی، دیابت و تنفسی رشد داشته است.

ابهام اول: این که ایرانی ها در سال این تعداد دارو می خورند، آیا معناش این است که خیلی سالم اند؟ خیلی به سلامت خودشان اهمیت می دهند؟ خیلی سیستم درمانی دوستشان دارد؟ خیلی راحت به دکتر و دارو دسترسی دارند؟ خیلی دارو دوست دارند؟ خیلی راحت دارو می اندازند بالا؟ جای خیلی چیزها دارو می خورند؟ یا چی؟

ابهام دوم: این که داروهای خارجی در بازار نیست، معناش این است که خیلی داروی ایرانی داریم که جایگزین آن هاست؟ خیلی اوضاع داروسازهای ما خوب است؟ داروی ایرانی ارزان است؟ داروی خارجی چیز مضر و بدی ست؟ آیا ما چون دستمان به دارو نمی رسد داروی مزبور بو می دهد؟

ابهام سوم: چرا بحث واردات دارو که به خاطرش یک وزیر استعفا شد و یک معاون رفت و حالا دولت جدید هم خیلی رویش تاکید دارد، به جایی نمی رسد؟ آیا ما زیادی داریم پی بعضی چیزها را می گیریم؟

ابهام همین جوری: به نظر ما در بحث دارو ابهامی وجود ندارد؛ آن ور تولید نمی شود؛ این ور هم نیست. تمام.

ابهام چهارم: از مسئولان تقاضا داریم با جمع آوری همین تعداد داروی خارجی باقیمانده مشت محکمی بر دهان آن ها بزنند و تولید داخل را به هر قیمتی شده ارج و قربی تازه ببخشند و عمر هم که دست خداست طبعا.

راننده گفت: اینا خودشون می دونن دارن چی کار می کنن؛ واسه ما و شما فیلم می آن پدرجان … پیرمرد گفت: من نمی دونم این جوونای این دوره مگه خدمت نرفته ن که آدم بشن؟ زل می زنه تو چشمای من، می گه بلیتت رو بده یا کارت بکش … زن گفت: پدرجان اینا نون زحمتکشی نخورده ن که، نون مفت تو سفره ی بابا ننه شون بوده این جوری دراومده ن خب … پسر جوان گفت: خب راست گفته طرف؛ گفته باید بلیت بدین که برین سوار اتوبوس بشین؛ حرف بدی نزده … پیرمرد گفت: اون زمونا که من با قوای چرچیل تو روسیه می جنگیدیم که شماها با روس ها فامیل نشین … راننده زد زیر خنده: الان با کی فامیلیم؟ … زن گفت: جوونا اصلا حرمت سرشون نمی شه؛ دومادم تا ظهر می خوابه من باهاس برم براش نون بگیرم کوفت کنه … راننده گفت: خواهرم شما فکر کردی جوون روغن نباتی حیا میا سرش می شه آخه؟ … پسر گفت: آخه شما هم احترام جوونا رو نگه نمی دارین؛ احترام دست بزرگتره … پیرمرد گفت: چرچیل یه بار اومد سان ارتش اینگیلیس رو ببینه، ما هم نیروی مهمون بودیم، جلوی من وایساد گفت احترام از چشمات می باره سرباز؛ محافظ من می شی؟ گفتم من باید برگردم به وطنم خدمت کنم؛ قهر کرد رفت … زن گفت: جوونا مفتخور شده ن … راننده گفت: سه راه شادمان نبود؟ من آزادی نمی رم ها … پیرمرد گفت: ته ش هم خود چرچیل نذاشت بمونم اینگیلیس سردار بشم … پسر گفت: آقا من پیاده می شم، خب از اولش می گفتی آواره مون نمی کردی … راننده گفت: وقتی می گن حیا ندارین همینه دیگه، دو قدم راه بری خیلی زورت می آد؟ نمی بینی بسته س این بی صاحاب؟ … پسر در را کوبید و رفت … پیرمرد گفت: اینا بایست می رفتن زیر دست میرپنج تا آدم می شدن … زن گفت: همه شون همینن؛ لجباز و بی حیا … راننده گفت: حرمت شماها رو نگه داشتم وگرنه یه نر و ماده می زدم تو گوشش بفهمه اونی که می کوبه در طویله س نه در تاکسی من … پیرمرد گفت: از غم عشق تو ای صنم روز و شب ناله ها می زنم … زن گفت: شوهر خدابیامرزم اگه بود دومادم به م زور نمی گفت … پیرمرد گفت: پس تنها زندگی می کنین؟ … راننده ناگهان زد روی ترمز: ای بی صفت، الان می آم سراغ جد و آبادت.

اصل خبر را بخوانید و به سؤالات زیر پاسخ دهید:

رویکرد دولت جدید در تسریع خدمات رسانی به واحدها و تکمیل پروژه های مسکن مهر، موجب شتاب بیشتری در ساخت و ساز شده است که در نهایت تحویل سریعتر واحدها را به دنبال خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار مهر، با روی کار آمدن دولت یازدهم تامین خدمات زیربنایی مسکن مهر وارد فاز جدیدی شده است و اغلب سایت ها با سرعت بیشتری مشغول خدمات رسانی به واحدهای مسکن مهر هستند بطوریکه با ادامه این روند، متقاضیان مسکن مهر می توانند امیدوار به تحویل واحدهایشان در سال جاری باشند.
بر این اساس بزرگترین مشکل سایت های مسکن مهر، تامین خدمات زیربنایی و روبنایی پروژه ها است بطوریکه با وجود اتمام ساخت برخی از سایت ها در سال گذشته، هنوز خدماتی مانند آب، برق و گاز این واحدها تامین نشده است و به همین جهت خیابان ها هم تلی از خاک هستند.
در واقع در نگاه اول سایت های مسکن مهر، ساختمان هایی نیمه کاره دیده می شوند که شرایط ظاهری آنها با گذشت 4 سال هنوز شبیه به یک محله مسکونی نشده است به همین جهت پیش خریداران این واحدها با نگرانی سرنوشت تحویل واحدها را پیگیری می کنند.
این در حالی است که علاوه بر وضعیت نامشخص پروژه ها، افزایش قیمتی که در چند ماه اخیر به متقاضیان مسکن تحمیل شده آنها را با مشکلاتی مواجه کرده است و اغلب آنها توان پرداخت این رقم ها را ندارند بنابراین پیش خریداران علاوه بر اینکه باید پول بیشتری بپردازند زمان تحویل واحدهایشان را هم نمی دانند.
البته جمعه گذشته، وزیر راه و شهرسازی در بازدید از سایت های شهر جدید پردیس اعلام کرد که بیش از رقم های گذشته، افزایش قیمتی در این سایت ها اعمال نمی شود و پیمانکاران هم موظفند، پروژه ها را به پایان برسانند. به همین جهت به نظر میرسد، ساخت و سازها با شتاب بیشتری انجام گیرد و پیش خریداران مسکن مهر هر چه سریعتر واحدهای خود را تحویل بگیرند.

پرسش اول: بالاخره مسکن مهر چه خواهد شد؟ آیا ساخت مسکن مهر جدید ادامه می یابد؟

الف _ دولت جدید مردم را دوست دارد؛ ربطی به عوض شدن دولت ندارد و ادامه می یابد.
ب _ دولت جدید ترجیح می دهد همین ها که قبلا زاییده (نیمه ساخته) شده را بزرگ (تکمیل) کند فعلا.
ج _ گفته بودند ادامه می یابد؛ مسئولان همیشه سر قولشان هستند.
د _ ما نمی دانیم.

پرسش دوم: مسکن مهرهایی که تا الان ساخته شده اند چه می شوند؟

الف _ ما نمی دانیم.
ب _ باید یک سیلی زلزله ای بیاید بعد درباره اش حرف خواهیم زد.
ج _ طی یک عملیات مالی برای بعد از 99 سال به مردم فروخته می شوند.
د _ از نظر قیمت به مسکن معمولی تبدیل می شوند تا حاشیه سیاسی نداشته باشند.

پرسش سوم: چرا اوضاع مسکن این طور است؟ چرا همه درگیر ملک و مسکن هستند؟

الف _ طوری نیست؛ خیلی هم نرمال و خوب است.
ب _ چون جاهای دیگر سرمایه گذاری کرده اند و جاش درد می کند.
ج _ چون جمشید بسم الله هنوز به این بازار نیامده است.
د _ چون بالاخره باید درگیر یک چیزی باشند.

پیرمرد گفت: من کلی کوپن گوشت توی خونه دارم؛ چرا اعلام نمی شن؟ … راننده گفت: کوپن؟! پدر جان دیشب می خوندم که کلا ستاد کوپن ها هم بعد از یارانه ها سابید تموم؛ سفره جمع شد … زن گفت: وا مگه کوپن حق ما نیست؟! برای چی باید جمعش کنن؟ … راننده گفت: خواهرم وقتی یارانه رو استاد کردن، خب دیگه کوپن هم نمیدن؛ خیلی تابلوئه … پیرمرد گفت: روسیه اون زمونا کوپن های ما رو می خورد؛ بهمون نمی داد؛ میگفتن سر قراردادشون با ناصرالدین شاه بوده قصه … زن گفت: پدر جان شما چطوری می گی کلی کوپن گوشت داری؟ یعنی باطل شده ن نرفتی بگیری شون؟ … پیرمرد گفت: نخیر؛ یک سوم سمت راست کوپن ها همیشه گوشت اعلام می شه؛ یکسوم سمت چپ مال روغن و برنج و ایناست؛ اون وسطی ها برای صابون و پنیر … راننده خندید: الان چند وقته شما جنس کوپنی اعلام نشده که بری بگیری؟ بابا می گم سفره جمع شد … زن گفت: وا؛ پس این خواهر من دروغ می گه که شوهرش عصرها بعد از سرویس مدرسه می ره کوپن میفروشه؟ … راننده گفت: ببین چی می فروشه که به اینا می گه کوپن می فروشم؛ ها ها ها … پیرمرد گفت: ما توی اینگیلیس هم که بودیم، اون جا کوپن داشتن؛ حتی چرچیل هر چهارشنبه می اومد توی صف گوشت و نوشیدنی کوپنی می موند که به مردمش بگه توی جنگ تنها نیستن … زن جوان گفت: مستقیم … زن جوان سوار شد: سلام؛ تا همین چهارراه قائم مقام میرم … پیرمرد گفت: دخترم قائم مقام فراهانی میدونی کی بود؟ … زن جوان گفت: با منین آقا؟ … پیرمرد گفت: بله دخترم؛ کی بهتر از شما؟ قائم مقام یک وزیر شایسته ای بود برای این مملکت؛ کوپن رو همین قائم مقام و امیرکبیر اختراع کردن برای بشر؛ می دونی روسا نذاشتن میرپنج جنس کوپنی بریزه تو دست و بال مردم؟ … زن گفت: پدر جان شما هم خیلی داغی برای کوپن انگار … راننده گفت: ملتفت شدی خانوم؟ کلا کوپن اختراع ایرانی هاس … زن جوان با تعجب گفت: مگه کوپن هنوز هست تو ایران؟! مگه سوبسید می دن هنوز؟ … زن گفت: میگن با بنزین کلا قطع شده … راننده گفت: مثل این که برای این پدرمون هنوز کوپن اعلام می کنن … پیرمرد گفت: عدالت یعنی کوپن؛ یه روزی همه جهان به حرف من می رسن … راننده گفت: پدر جان شما سنی ازت گذشته؛ حرف بودار نزن … زن جوان گفت: آقا من پیاده می شم؛ چقدر میشه؟ … راننده گفت: هفتصد؛ قابلی هم نداره … زن جوان گفت: چه خوب؛ فکر میکردم دیگه باید هزار بگیرین کم کمش … زن جوان در را بست و رفت … زن گفت: شیکم شون سیره ها؛ خوش به حالشون … راننده گفت: مردم دارن خانوم؛ همه که مثل ما گشنه نیستن … پیرمرد گفت: تنها بود؟

اصل خبر را بخوانید:

معاون سرمایه‌های اجتماعی معاونت امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری گفت: در پی دستور معاون اول رییس‌جمهور نسبت به توقف اجرای مصوبات دولت دهم از اول خرداد ماه امسال تا تصمیم‌گیری مجدد، اجرای مصوبه افزایش مرخصی زایمان زنان از 6 به 9 ماه و مرخصی دو هفته‌ای پدران متوقف شده است.
پروین هدایتی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس «زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، افزود: مصوبه مجلس در زمینه تبصره 2 ماده واحده قانون اصلاح تنظیم جمعیت و خانواده همچنان به قوت خود باقی است و بر اساس این تبصره، دولت مجاز است مرخصی زایمان زنان را به 9 ماه افزایش دهد و مرخصی دو هفته‌ای برای پدران در نظر بگیرد.
درخواست معاونت امور زنان از معاون اول رییس جمهور برای اجرای قانون افزایش مرخصی زایمان
وی در ادامه گفت: در حال حاضر نامه‌ای خطاب به اسحاق جهانگیری – معاون اول رییس‌جمهور- تنظیم شده و در آن درباره مصوبه افزایش مرخصی زایمان توضیحات لازم را ارائه و از او درخواست کرده‌ایم که مصوبه افزایش مرخصی زایمان از سایر مصوبات اول خرداد ماه به بعد مستثنی شود و به اجرا درآید.
به گزارش ایسنا، مجلس شورای اسلامی 20 خرداد ماه سال جاری مرخصی زایمان مادران را از شش ماه به 9 ماه افزایش داد و برای پدران هم مرخصی دو هفته‌ای در نظر گرفت و 16 تیرماه سال جاری هیات وزیران اجرایی شدن مرخصی زایمان مصوبه مجلس از سوی تمامی دستگاه‌ها و بخش‌های دولتی و غیردولتی را مصوب کرد. با استقرار دولت یازدهم به دستور اسحاق جهانگیری- معاون اول رئیس‌جمهور- تمامی مصوبات دولت از تاریخ ۱۳۹۲/۳/۱ تا تصمیم گیری مجدد، غیر قابل اجرا اعلام شد که یکی از آن‌ها مصوبه افزایش مرخصی زایمان بود.

هشدار اول: آن یک میلیون تومانی را که قرار بود به هر نوزاد بدهند یادتان هست؟ ندادند و بچه های زیادی روی دست مردم ماند؛ الان هم عزیزانی که هنوز اقدام نکرده اند مراقب باشند تا تکلیف مرخصی معلوم نشده اقدامی نکنند.

هشدار دوم: در بحث مرخصی زایمان برای پدرها ما نگران این مساله هستیم که پدرها خیلی بیشتر از این ها برای شوک وارده مرخصی لازم داشته باشند؛ هیچ کس حواسش به دردهای مردها در موضوع زایمان نیست. لغو هم که کردند دیگر بدتر.

هشدار سوم: اگر ممکن است دولت جدید خدمات شایان دولت قبلی مثل این جور چیزها را لغو نکند خب؛ دلخوشی ها کم نیست واقعا؛ دولت جدید دارد کمشان می کند.

هشدار انحرافی: اگر ممکن است در این بحث زایمان یارانه سزارین را هم واریز کنند؛ هر کس نخواست عمل کند و طبیعی زایمان کند پولش را ببرد برای آینده بچه خرج کند.

هشدار چهارم: لااقل اگر مرخصی زایمان مادرها را برمی دارند، برای پدرها یک دوره فشرده بازیابی روح و روان و خواب کافی بگذارند؛ جای دوری نمی رود. ممنون از مسئولان که هی به فکر ما هستند.

راننده گفت: دیگه خسته شده‌ م؛ هر روز باهاس کارمو ول کنم، برم تو آفتاب دنبال خونه بگردم … پیرمرد گفت: آدم تو نظام یاد می‌ گیره که تو پوتین‌ ش زندگی کنه … پسر دانشجو گفت: آقا راستی می‌ گن پوتین دوباره واسه افتتاح نیروگاه بوشهر می‌آد … راننده گفت: من می‌گم اثاث‌ هام بیرونه، شما به روس ‌ها دل بستی؟! دلت خوشه جوون؟ … پیرمرد گفت: روسیه با اون بیامرز خیلی بد بود؛ همیشه شریک دزد بود و رفیق قافله … پسر گفت: حالا مگه شما الان خونه نداری که دنبال خونه‌ ای؟ … راننده گفت: بابا یه خبطی کردم، صابخونه اومد گفت یا چارصد بذار رو کرایه ‌ت، یا بلند شو؛ منم سینه سپر کردم که اوهوکی، پا می‌ شم؛ خونه ریخته… الان یه هفته ‌س هر جا می ‌رم می ‌بینم باهاس هفتصدد بذارم رو پول اجاره‌ م، روم هم نمی ‌شه به صابخونه بگم حاجی می ‌شینم همین جا، دستتو هم می ‌بوسم … زن گفت: مستقیم … پیرمرد گفت: مستقیم راننده ‌ها یعنی دربست خانوم، این‌ جوری نگو؛ ها ها ها … زن سوار شد: آقا چقدر می ‌شه تا سر تخت ‌‌طاووس؟ … راننده گفت: هفتصد می‌ شه خواهرم … زن گفت: پریروز سوار شدم پونصد، خوبه سر گردنه نیست … پسر گفت: وقتی خودشون می ‌گن گرون کنین خب اینام از خداشونه خانوم. یه بار اول سال هم تاکسی ها هم آژانس ها گرون کردن. الانم دوباره نرخ جدید اومد … پیرمرد گفت: چرچیل هیچ وقت نذاشت تاکسی ‌ها گرون کنن؛ می‌ گفت دزد زیاد می‌ شه … راننده صدای رادیو را برد بالا و هم ‌خوانی کرد: ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی ‌دونی … زن گفت: بله خب، معلومه وقتی سه برابر کرایه می‌ گیرین سرخوش هم هستین … پسر گفت: خوش به حال هر کی دلش خوشه واقعا … پیرمرد گفت: جوون، تو چرا دلت خوش نیست؟ خب برو زن بگیر، ببین زندگی چقدر شیرین می‌ شه؛ من اگه زنم رو هنوز داشتم موهام سفید نمی‌ شد یهو … زن گفت: زن بگیرین که زنه رو پیر کنین، نه؟ … گوینده‌ی اخبار در رادیو گفت: وی وعده داده است که منتظر دلار 2450تومانی و کاهش شدید قیمت طلا باشید … راننده گفت: چشم عسلم، پولامون رو نگه می‌ داریم دلار ارزون شد می ‌ریم کلی می ‌خریم؛ هر هر هر … زن گفت: آقا من جلوی اون فتوکپی‌ یه پیاده می ‌شم … راننده با رادیو خواند: مرا که با تو شادم پریشان مکن … پیرمرد گفت: قمر خوب می‌خوند؛ نذاشتن‌ ش … زن گفت: آقا گفتم پیاده می‌ شم؛ یه ذره صدای اون بی ‌صاحابو کم کن … راننده زد روی ترمز: صاحاب داشت که نمی ‌اومد زیر دست شما سگدوی کنه که. بفرما.

اصل خبر را بخوانید و با احتیاط زایدالوصفی به سؤالات پاسخ دهید و فورا از محل بگریزید؛

رئیس … با رد شایعات درباره رفتنش از این سازمان گفت: تا زمانی که به ما نگفته‌اند برو، هستیم و الان هم سخت و محکم، ایستاده‌ایم و برنامه‌های استراتژیک سازمان را دنبال می‌کنیم.
رئیس سازمان … در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره شایعاتی که پیرامون رفتن وی و آمدن فردی جدید برای تصدی این مسئولیت در پی تغییر دولت مطرح شده است، گفت: خودتان می‌گویید شایعه است، شایعه که دیگر جواب دادن ندارد.
وی افزود: تا زمانی که به ما نگفته‌اند برو، مشغول کار هستیم و الان هم سخت و محکم، ایستاده‌ایم و داریم کارمان را می‌کنیم. هنوز هیچ صحبتی برای رفتن با ما نشده و داریم برنامه‌هایمان را دنبال می‌کنیم. هر وقت دولت تشخیص داد که این تغییر باید اتفاق بیفتد، ما هم در خدمت دوستان هستیم و در جایی دیگر خدمتگزاری می‌کنیم.
وی تاکید کرد: من به دو دلیل به اجلاس امسال … نرفتم؛ یکی اینکه همزمان برنامه دیگری در سازمان داشتیم که همین نشست تخصصی بررسی کودتای 28 مرداد بود و لذا نماینده فرستادیم. ضمن اینکه ارائه کنندگان مقالات هم در این اجلاس حاضر هستند. نکته دوم اینکه با توجه به شرایط جسمی ‌ام، پزشک اجازه پرواز طولانی‌ مدت را به ما نداده است.

پرسش اول: چرا خیلی ها سفت سر جای شان می مانند و عوض نمی شوند؟

الف _ چون شرایط جسمی شان اجازه نمی دهد.
ب _ چون شوق خدمت نمی گذارد.
ج _ چون کارشان واقعا درست است.
د _ چون به شما مربوط نیست.

پرسش دوم: چرا آن مسئول معروف هم هر چه اعتراض و حکم و فلان آمد تا پریروزها از جاش تکان نخورد؟

الف _ چون صلاح آن سازمان را در ماندنش می دانست.
ب _ چون کارش خیلی درست بود و به خاطرش حتی اساسنامه را عوض می کردند.
ج _ چون خیلی خدمت کرده بود و باید مزد خدمات را می گرفت.
د _ چون به شما مربوط نیست.

پرسش سوم: چرا جای ما مردم عادی در کارهامان محکم نیست؟

الف _ چون خودت داری می گویی عادی! بدبخت!
ب _ چون مردمان عادی باید بدانند هر لحظه امکان رفتن شان زیاد است و دنیا جای ماندن نیست.
ج _ چون دلیلی ندارد یک نفر وقتی عادی ست هی سر یک کار بماند.
د _ چون به شما مربوط نیست.

پرسش چهارم: چرا این طور شد؟ چرا هی این طوری می شود؟

الف _ طوری نشده است؛ دولت عوض شده، خدمتگزاران اما ماندگارند لابد.
ب _ ما نبودیم. ما شهرستان بودیم.
ج _ شما اول برو پرونده های سیاه خودت را جمع کن وگرنه افشات می کنیم.
د _ چون به شما مربوط نیست.

راننده خودش را حسابی خاراند و چون کار دیگری به ذهنش نرسید، عربده زد: ونک بیا، ونک خبر مرگم بیا، ونک بشه قبرستون من بیا … پیرمرد خمیازه کشید و از وسط خمیازه ادامه داد: جوون خودتو خسته نکن؛ مسافر اگه بخواد بیاد اونه که عربده می زنه؛ تو نزن … راننده گفت: پدر جان بیا بزرگواری کن یه امروز رو با ما ور نرو؛ بشین رادیو گوش کن چه می دونم برو تو چرچیل ببین چی گیرت می آد؛ ما رو بی خیال شو … پیرمرد گفت: اون رادیو رو بزن ببینیم بعد از مصدق بالاخره کی نخست وزیر شده … رادیو گفت: وی افزود از فردا مرغ با قیمتی کمتر از پنج هزار تومان در میادین توزیع خواهد شد تا قیمت ها تنظیم شود … راننده گفت: هر چی رو اینا دست زدن بدتر شد؛ هر چی رو خواستن تنظیم کنن روزگار ما کوکش بدتر در رفت. اه … رادیو گفت: این مقام مسئول همچنین با اشاره به مساله فرسایشی زمین های شرق تهران … پیرمرد گفت: شخص میرپنج یک بار که آمد در پادگان ما و سان مخصوص دید از نیروهای امنیتی، به خاطر ظاهر رشید بنده و استحکامی که در وجنات و سکناتم دیده بود، یک قواره زمین در منطقه سرخه حصار دستور داد اهدا کنن به بنده؛ هر چقدر پی گیری کردم هنوز به نتیجه نرسیده؛ منتظرم وقتش پیش بیاد برم پیش مقام وقت، قضیه رو بگم و مطالبه زمینم رو پی بگیرم همچنان … راننده گفت: می دن پدر جان؛ شما ور نرو، می دن … رادیو هنوز خبر می داد: ادامه خبرها؛ در پی شورش نیروهای پلیس بولیوی در اعتراض به کمی دستمزدها، ارتش این کشور برای مقابله با این شورش ها خیابان های پایتخت این کشور مستقر شد … پیرمرد گفت: وضعیت عجیبی یه؛ بزن موسیقی، در ذهن بنده نمی گنجه این قبیل شورش ها واقعا … راننده موج رادیو را چرخاند؛ رادیو تکانی به خودش داد و رفت روی صدای یک گوینده خیلی خوشحال: جوون ایرونی سلااااااااااااااام؛ صبح دل انگیزی یه نه؟ چرا نمی خندی … راننده گفت: بز بز قندی؛ اینا صبحا چی می زنن این قدر خوشحالن؟ خیلی مایه تیله می گیرن واسه این نعره هاشون لابد … پیرمرد گفت: سکوت قلبتو بشکن و برگرد.

بخشی از گزارش دیروز فارس را بخوانید و به سؤالات پاسخ دهید؛

خیابان مولوی محل اصلی فروش تجهیزات قلیان است، جایی که قلیان‌های رنگارنگ و گران قیمت و تنباکوهای متنوع یکجا جمع شده‌ا‌ند.
وارد اولین مغازه‌ که می‌شوم تعدادی جوان را می بینم که در گیر و دار انتخاب کوزه قلیان و بدنه در نهایت به قلیانی با قیمت 120 هزار تومان رضایت می‌دهند.
وقتی از آقای «م»، فروشنده مغازه در مورد قیمت اجزای قلیان سؤال می‌کنم می‌گوید: خرید قلیان بستگی به سلیقه و پول در جیب شما دارد، قیمت قلیان از 3 یا 4 هزار تومان شروع می‌شود و تا 2 میلیون و گاه بیشتر به فروش می‌رسد.
البته قلیان‌های یک یا 2 میلیونی سفارشی است و معمولا جوانک‌های پولدار و اشرافی آن‌ها را خریداری می‌کنند البته بعضی از سفره‌خانه‌های معروف و بزرگ در تهران هم از این قلیان‌های سلطنتی برای دکور استفاده می‌کنند.
وارد مغازه بعدی که ‌می‌شوم دو کاغذ بزرگ با عنوان «قلیان‌ چاق‌کن شارژی» و «شلنگ یخی» توجه‌ام را جلب می‌‌کند.
آقای «ع» فروشنده مغازه این دو محصول جدید را نشانم می‌دهد و در توضیح آن می‌گوید: این قلیان چاق کن تازه وارد بازار شده، شبیه یک پمپ مکنده است، باید سر قلیان را به آن وصل کرده و دستگاه را روشن کنید.
این وسیله قلیان را به کام می‌اندازد و دیگر نیازی نیست که برای چاق کردن قلیان نفس خود را هدر دهید، قیمت اش هم 45 هزار تومان است.

پرسش اول: چرا دولت های مختلف تلاش می کنند قلیان را محدود کنند؟
الف _ قلیان برای سلامتی انسان مضر می باشد.
ب _ قلیان چیز بدی می باشد و دارای انواع فسادهای جانبی می باشد.
ج _ بالاخره دولت باید یک کارهای مهمی بکند.
د _ همه موارد

پرسش دوم: چرا دولت ها نتوانستند قلیان را جمع کنند؟

الف _ قلیان یک صنعت بزرگ و یک تفریح ملی می باشد.
ب _ قلیان دوسیب و نعناع پرتقال انصافا خوش طعم می باشد.
ج _ قلیان به آقازاده ها وصل است.
د _ قلیان از تریاک و شیشه و دزدی و این ها خیلی بهتر است.

پرسش سوم: چرا قلیان ممنوع است ولی همه جا هست؟

الف _ چون هر چیزی را مسئولان ساماندهی کنند همین می شود.
ب _ چون ممنوعیت قلیان نوشته می شود ولی خوانده نمی شود.
ج _ چون قلیان از قهوه خانه ها به خانه ها و مغازه ها و حتی اداره ها رفت.
د _ چون همین است که هست.

پرسش چهارم: چرا این طور شد؟

الف _ ما نمی دانیم؛ ما همیشه این جور وقت های مهم شهرستان بودیم.
ب _ دولت جدید درستش می کند.
ج _ خانواده چطورند؟ سلام برسانید.
د _ طوری نشده که؛ خارج از این جا خیلی بدتر است.

راننده آوازش گرفت: شبا همه ش به میخونه می رم من، سراغ می و پیمونه می رم من، تو این میخونه ها خسته دردم، به دنبال دل خودم می گردم … پیرمرد گفت: وااااای به حالش، رسواش می کنم من. ای وای ای وای … راننده گفت: یه روز قدر وقامو می دونستی … پیرمرد گفت: بی وفا بی شرف حالا که من افتاده ام از پا چرا … رادیو گفت: وی همچنین ابراز امیدواری کرد با تغییرات جدید دولت، مشکلات اساسی مردم در بخش اقتصاد حل و فصل شود … راننده گفت: بیان خودمون رو حل و فصل کنن بهتر نیست؟ ما ملت فقیر بیچاره نباشیم دولت هم راحت تره ها؛ خرجی هم نمی کنه … پیرمرد گفت: یک بار از من خواستند که نباشم؛ بنده قبول کردم که سه روز رو به عنوان استراحت و درمان بخش تحتانی در منزل استراحت کنم؛ در همان سه روز، سی اسلحه و دویست گونی گندم و یکی از سربازهای آرتش ربوده شدند؛ شخص فرمانده آرتش آمد به منزل بنده رو از تحت درمان تحتانی به آرتش برد برای جمع آوری امور … راننده گفـت: راستی آدم ربایی چطوری یه؟ فقط بچه پولدار می دزدن؟ نمی شه من یه پولی هم دستی بدم منو بدزدن این زن و بچه م یه مدت قدر منو بدونن؟ جدی ها؛ شاید بشه از پدرزنه هم یه چیزایی کند … رادیو گفت: غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده … پیرمرد گفت: همون روز بنده دستور دادم تمام خروجی های پایتخت رو ببندند؛ معلوم شد یکی از کسبه مهم شهر از سرباز خوشش آمده و قرار بوده اجبارا دخترش رو به سرباز بده. ازدواج صورت گرفت و کاسب مربوطه هم بعد از فلک به دار آویخته شد … راننده گفت: جدی اگه بشه عالی یه؛ کلی هم آدم معروف می شه؛ عکس و فلانش رو تو سایت ها و روزنامه ها نشون می دن؛ بشه جنایی ش هم کرد تلویزیون هم تو شوک نشون می ده به نظرم. برم تو آمارش … پیرمرد گفت: اون زمان عشق قیمت داشت؛ مثل الان نبود که فوری ازدواج کنند و فوری هم طلاق بگیرند؛ عشق در جوانی ما آداب داشت. الان همه ایدز دارن … رادیو گفت: به خبر ترافیکی توجه کنید … راننده گفت: من رو بدزدین. تو رو جون مادرتون منو بدزدین.

اصل خبر را بخوانید؛

دبیر کانون انجمن های صنفی کارگران استان تهران در گفتگو با مهر با تشریح 10 خواسته کارگران از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت یازدهم که به زودی کار خود را در ساختمان 10 طبقه خیابان آزادی آغاز می کند گفت: بهبود شرایط کار و تقویت امنیت شغلی کارگران از مهم ترین خواسته های کارگران است.
این ده خواسته به شرح ذیل است:
1- بهبود شرایط کار و کاهش نرخ بیکاری و افزایش امنیت شغلی
2- بهبود شرایط زندگی و ارتقاء وضعیت معیشتی کارگران
3- افزایش مهارت نیروی کار در جهت اهتمام به ارتقاء بهره وری
4- ارتقاء مکانیسم 3 جانبه گرایی و بالا بردن واقعی قدرت چانه زنی در تصمیم گیری ها با مشارکت ملموس کارگران و کارفرمایان و با الهام از کنوانسیون 98 سازمان بین المللی کار
5- احیاء شورای 3 جانبه مشاوره ملی برای تصمیم سازی و تصمیم گیری شرکاء اجتماعی
6- رعایت حریم تشکل های کارگری
7- اهتمام به گسترش تشکل های کارگری واقعی منطبق بر قوانین کار و با صعه صدر دولت در راستای اجتناب از دخالت های آشکار در نحوه فعالیت انجمن ها.
8- سند کار شایسته و شاخص گذاری عملیاتی آن در راستای اجرای ماده 25 برنامه پنجم و ماده 101 برنامه چهارم توسعه به صورت واقعی به اجرا درآید تا از این طریق حقوق بنیادین کار؛ گفتگوهای اجتماعی – گسترش حمایت های اجتماعی، حق پیگیری حقوق صنفی و مدنی کارگران از سوی تشکلات ذیربط، اشتغال مولد و بازنگری و اصلاح مقررات کار و تامین اجتماعی به صورت عملیاتی محقق شود.
9- تغییر ساختار تامین اجتماعی که پیش از این نیز به صورت دوجانبه طرحی از سوی کارگران و کارفرمایان به مجلس ارائه شده نیازمند اهتمام جدی مجلس و حمایت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی است.
10- توزیع سهام عدالت در بخش کارگری غیرمنصفانه و غیرعادلانه بوده است.

بنابراین ما چند مورد دیگر اضافه می کنیم تا دل کارگران به حد کافی شاد شود؛

11 – افزایش 300 درصدی حقوق و مزایا و اضافه کار به شرط کسر نکردن مالیات
12 – برگرداندن خدمات و ادبیات خدمتی دولت قبلی که کارگرها را خیلی دوست داشت و سعی می کرد آن ها حتما در رفاه کامل زندگی کنند.
13 – اجرای کامل دورکاری در منزل و واگذاری آن هزار متر زمین که دولت قبلی وقت نکرد بدهد.
14 – اجرای کامل و قوی تر طرح یک میلیون تومان برای هر بچه؛ الان کلی خانواده هست که زاییده و پول نگرفته. با توجه به تورم و گرانی و کاهش سه برابری ارزش پول بی زحمت مبلغ را ببرند بالای سه میلیون تومان برای هر بچه که با خیال راحت جمعیت را زیاد کنیم به یاری خداوند.
15 – تعویض جای شمال با تهران؛ که ساکنان هر دو جا راضی باشند.

باقی مطالبات در ستون های بعدی به اطلاع دولت و ملت خواهد رسید.

رادیو یکهو خواند: از غم عشق تو ای صنم روز و شب ناله ها می زنم من … پیرمرد یکهو به وجد آمد و زد زیر آواز: خروس همسایه دنبال مرغه … پیرمرد یکهو خوابش برد … راننده دستش را گذاشت روی بوق و فحش های غیر رسانه ای داد … پیرمرد از خواب پرید و روی داشبورد خم شد تا اوضاع را بررسی کند: حمله کردن؟ آماده باشیم … زن گفت: آقا شما خونتو کثیف نکن؛ این جوونا یه موتور که می خرن دیگه فکر می کنن دنیا مال اوناست … راننده گفت: همون دنیا مال ایناس که به کفششون هم نیست یه وقت یکی رو له کنن … پیرمرد گفت: کفش سرباز پوتین شه؛ پوتین مثل ناموسه برا سرباز … زن گفت: همین موتوری ها یکی شون هفته قبل کیف دخترم رو زد؛ معلوم نبود با چی زد روی کتف بدبخت تا سه روز گریه می کرد … راننده گفت: خواهر و مادر که سرشون نمی شه؛ فقط می خوان کیف بزنن ببینن مال دزدی چی توش هست … پیرمرد نگاهش را دوخت به افق: ما اون زمان که آرتش بودیم کسی جرات دزدی نداشت؛ در لندن هم دوره می دیدیم، یادمه یک دزدی رو برده بودن پیش چرچیل که رفته بود کیف یک خانمی رو در سالن تئاتر زده بود؛ کاشف به عمل اومده بود جوون یکی رو دوست داشته و برای خرج ازدواج دزدی می کرده؛ می گن چرچیل اول خودش برای جوون جشن ازدواج گرفت؛ بعد اون دختر رو فرستاد با اون دزد زندان خانوادگی، که هم مجازات بشن هم به گناه نیفتن … راننده گفت: کاش ما هم می رفتیم دزدی که می گرفتن مون، اون قدر خرج عروسی نمی افتادیم … زن گفت: بچه من الان سه ساله داره ماهی یه سکه می ده؛ دیوونه سر خواستگاری جوگیر شد گفت 400 تا سکه رو بکنیم 444 تا واسه خنده؛ الان هر ماه گریه می کنه سکه می ده … پیرمرد گفت: همسر مرحومه من یک گلوله طلا مهریه ش بود به مناسبت آرتشی بودن بنده؛ همون وقت هم دادم یه جواهرساز که بازنشسته آرتش بود ساخت سر عقد دادم بهش … زن گفت: مهریه هم شده بدبختی؛ کی زمون ما مهریه رو می گرفتن یا می دادن؟ کی جرات می کرد طلاق بگیره اصلا … راننده گفت: بس که این رادیو تلویزیون به زن جماعت رو می دن؛ البته ببخشین ها خواهر؛ شماها ماهین؛ زن های این دوره رو می گم؛ تا می گی اوهوی می گن طلاق … پیرمرد گفت: طلاق خیلی زشته؛ غرور مرد می شکنه با طلاق … زن گفت: الان همه دنبال طلان و طلاق … راننده سرش را برد بیرون و عربده زد: گاو چی می گه؟

امروز سومین روز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی کابینه‌ی آقای روحانی در مجلس شورای اسلامی‌ست و امسال به لطف رسانه‌ها و نسلی که مشتاق‌ترند برای دنبال کردن مذاکرات مجلس، توجه زیادی به این مذاکرات در پخش زنده وجود دارد. به عنوان یک روزنامه‌نگار که تجربه‌ی رادیو و تلویزیون را هم دارم، چند نظر شخصی‌م را می‌نویسم؛

یکم ـ در همه‌ی این سال‌ها رادیو مذاکرات مجلس را به طور زنده پخش می‌کند؛ از نوجوانی فریادهای ناطق نوری و بعدها مهدی کروبی بر سر نمایندگان را به یاد دارم؛ و نطق‌های بعضا شاهکار نمایندگان شاخص را؛ اما امسال سیمای جمهوری اسلامی هم علاقه‌ی زیادی به پخش زنده‌ دارد و کار درستی هم می‌کند؛ حتی خودش هم به خاطر این مساله از خودش تشکر می‌کند؛ و خب لابد دارد لطف می‌کند، چون کار رسانه‌ی ملی فقط گفتن اخبار فساد و تباهی در بقیه‌ی جهان و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز موش و گربه در تایوان است.

دوم ـ فرصت پخش زنده‌ی گسترده‌ی مذاکرات مجلس، بیشتر از همه برای مردم است؛ تا نمایندگان خود را خیلی خوب بشناسند و ببینند آیا بعضی از نمایندگان‌شان اصولا در مجلس هستند؟ بیدارند؟ بلدند حرف بزنند؟ موضع‌شان در عرض چند ماه چه قدر و چه طور تغییر می‌کند و … دستورکار اصلی این چند روز به گمان‌م بیشتر از بررسی صلاحیت وزرا، بررسی صلاحیت نمایندگان توسط مردم خواهد بود.

سوم ـ در این چند روز هیچ موافق و مخالف و وزیر بعد از اینی از فناوری و ابزار کمی جدیدتر از فریاد و کاغذ استفاده نکرد؛ هنوز رسانه‌ی تریبون برای دوستان فقط در حد فریاد کاربرد دارد؛ بد نبود دوستان از مانیتورهایی که دست‌کم رئیس‌جمهور سابق برای پخش فیلم از آن استفاده کرد، برای ارائه‌ی فایل اسناد یا تحلیل استفاده می‌کردند؛ آن‌ هم مانیتورهایی که در آنتن زنده‌ هم دائما دیده می‌شوند.

چهارم ـ عجیب‌ترین موضوع تکرارشدنی در نطق‌های بعضی از مخالفان وزرای پیشنهادی این است که گویا دارند عصبانیت هشت سال اخیر از دولت قبلی را بر سر شخص و برنامه‌ی پیشنهادی هر وزیر جدید خالی می‌کنند؛ این که دوستان در چهار سال و هشت سال اخیر کجا بودند و گاهی ته‌مانده‌ی قبلی‌ها را به تبرک می‌بردند، به خودشان مربوط است؛ اما مثلا خراب بودن اوضاع بیمه‌ی تکمیلی یا دیپلماسی اقتصادی برای غلط گرفتن از دیکته‌ی نانوشته بی‌ربط است.

پنجم ـ نمایندگان زن این روزها دقیقا کجا هستند؟ اصولا در صحن مجلس حضور دارند؟ یا مشغول استیفای حقوق حقه‌ی بانوان‌اند؟ نکند به خاطر ادبیات خیلی مردانه‌ی نقد (!) نمایندگان روی‌شان نمی‌شود در مجلس باشند؟

ششم ـ چیزی به اسم سنت نقد و روش انتقادی ظاهرا در هیچ قشری از سیاست‌بازهای ما وجود ندارد. در رسانه‌ها هم. مثل من که دارم نقدبازی می‌کنم طبعا.

هفتم ـ امیدوارم پویایی نمایندگان مردم و رسانه‌‌ها در باقی ایام هم بی‌ مصلحت‌نگری‌های رایج همین قدر زیاد باشد.