پرش به محتوا

بایگانی

بایگانی اردیبهشت, ۱۳۹۱

امسال در بخش داخلی جشنواره‌ی رادیو برگزیده شدم؛ به خاطر نویسندگی یک برنامه‌ی طنز در رادیو سلامت؛ اما نکته‌ی مهم‌تر این است که برندگان امسال مثل من و رضا ساکی و مجید خسروانجم و میثم عبدی، که بچه‌های عاصی رادیو بوده‌ایم و هستیم، خیلی وقت‌ها به رعایت نکردن ساختارهای کلاسیک برنامه‌سازی در رادیو متهم می‌شدیم و برنامه‌مان حتی در داوری‌ها شنیده نمی‌شد!

امروز رفتم جایزه‌ام را بگیرم، گفتند کامیون جوایز هنوز آفیش نشده و نرسیده است به رادیو.

شاید جوان‌تر شدن داورهای جشنواره‌ی رادیو نگاه داوری را تغییر داده باشد. نمی‌دانم. شاید هم ما بالاخره بلد شده‌ایم برنامه بسازیم!

+ برگزیدگان جشنواره‌ي رادیو

جلال سميعي در زمينه طنز چهره نسبتا آشنايي است. كار در چند حوزه از جمله مطبوعات، راديو، تلويزيون و وبلاگ‌ها را تجربه كرده است. وي از سال 83 تا 86 در راديو جوان و از مرداد 86 در راديو تهران فعاليت کرد و از همان سال «حرف اضافه» را در برنامه صبح بخير ايران روي آنتن برد. سميعي اين روزها در راديو سلامت يك برنامه طنز عصرگاهي دارد و تازگي‌ها هم در برنامه جديد نيمروزي «خونه زندگي» در شبكه 2 حضور پيدا كرده و توانسته لحظات متفاوتي را براي مخاطبان اين شبكه سيما به وجود بياورد.

طنزهايي كه شما در صدا و سيما اجرا مي‌كنيد، چه محتوايي دارد و بر چه اساسي نوشته مي‌شود؟

من اول و آخرش يك طنزنويس هستم و شغلم نوشتن است، براي همين هر اجرايي كه تاكنون داشته‌ام بر مبناي نوشته‌هاي خودم بوده و معمولا براساس اخبار روز يا حال و هواي عمومي جامعه‌ام طنز مي‌نويسم. طنزنويس بايد عاقل باشد و وقتي اين همه سوژه در كشورش وجود دارد از خودش حرف درنياورد!

چطور شد تصميم گرفتيد خودتان علاوه بر نگارش، اجرا را هم به عهده بگيريد؟

چه در راديو و چه در تلويزيون، اصل ماجرا اين بود كه با هر بازيگر و گوينده‌اي كه تمرين مي‌كرديم، لحن لازم براي رساندن شوخي‌هايي كه در متن و ذهنم بود، پيدا نمي‌شد. وقتي هم مي‌خواستم به آنها بگويم چنين لحني براي اين نوشته لازم است يا شوخ‌طبعي اين پيام را بايد با اين لحن يا ميميك چهره رساند، آخرش خيلي‌ها مي‌گفتند كار خودت است! من مجري خوبي نيستم. شايد فقط جدي بودني كه در لحن شوخي‌هايم دارم، تضاد لازم با شوخي‌ها را براي خنداندن مخاطب ايجاد مي‌كند.

با توجه به اين‌كه شما از دهه 80 كار طنز را در صدا و سيما شروع كرديد، به نظرتان روند پرداختن به طنز در رسانه ملي چگونه است؟

طنز يكي از بهترين دماسنج‌هاي وضع فكري جامعه است و بهترين شاخص براي وضع آزادي بيان به شمار مي‌آيد.
به نظرم توجه بيش از پيش به اين موضوع لازم و جدي است.

معمولا برنامه‌هاي طنز در راديو و تلويزيون با چه مشكلاتي مواجه است؟

طنزنويس‌ها و برنامه‌سازان طنز عموما نه براساس شايستگي‌شان انتخاب مي‌شوند اما به خاطر آثار خودشان تاوان نمي‌دهند، بلكه سرنوشت‌شان هميشه به شرايط سياسي و اجتماعي گره مي‌خورد.

از طنز معمولا براي ايجاد نشاط استفاده مي شود و اگر در طرح همين طنز ها نکته اي باشد که به کسي بر بخورد به سادگي برنامه را حذف مي کنند.

طنز در چه قالبي تاثير بيشتري بر مخاطب دارد؟

طنز هميشه تاثيرگذار است اما وقتي تاثيرگذارتر مي‌شود كه دغدغه ذهني مخاطب را با زبان خود او در رسانه مطرح كند.

برخي معتقدند طنزهايي كه در تلويزيون يا راديو مطرح مي‌شود، طنز نيست برخي اوقات هجو، هزل و… مي‌شود. چطور مي‌توان اين مشكل را مرتفع كرد؟

مشكل مهمي كه با كلمه طنز داريم اين است كه طنز بار همه شوخ‌طبعي‌ها از قبيل هجو، فكاهي و هزل را بر دوش مي‌كشد، يعني مهران مديري، پيمان قاسمخاني، داريوش كاردان و منوچهر آذري و آن رفيق‌مان كه در جشن‌ها تقليد صدا مي‌كند، همه آنها اسمشان طنزپرداز است! طنز و فكاهي هر دو ارزشمند است، اما كاركرد و قالب‌شان با هم متفاوت است. مشكل اينجاست كه معمولا يكي از اين دو قرباني كاركرد ديگري مي‌شود.

در دهه 70 داريوش كاردان طنزهاي خاصي را در راديو اجرا مي‌كرد و پس از آن پاي اين گونه طنز‌ها به تلويزيون باز شد، شما تا چه اندازه از تجربيات او استفاده كرديد؟

قبلا هم گفته‌ام كه آقاي كاردان بعد از انقلاب و در شرايط سختي برنامه طنز راديويي را با شوخي‌هاي ظريفي با اخبار و رجال سياسي كليد زد. اين تجربه در راديو و تلويزيون ما توسط خود ايشان و گروه‌هاي بعدي تكرار و تكميل شد، اما برنامه‌هاي من در تلويزيون ايران شايد يك سبك جديد است كه بدون تيپ، لباس و موسيقي‌هاي شوخ‌طبعانه مي‌كوشد با لحني رندانه و ظاهري جدي، شوخي كند.

چرا بيشتر برنامه‌هاي طنز شما در برنامه‌هاي صبحگاهي از تلويزيون پخش مي‌شود؟

اولين پيشنهادي كه داشتم، ايجاد يك بخش كوتاه در صبح بخير ايران بود. من در برنامه‌هاي مختلفي در راديو و تلويزيون نويسندگي و گاهي اجرا داشته‌ام؛ عصرهاي راديو جوان و بعدها صبح راديو تهران و حالا عصرهاي راديو سلامت و برنامه شبانه حس ششم كه از شبكه يك سيما پخش مي‌شود، اما شايد اين ريتم تند و واكنش طنزآميز به خبرها در يك بخش كوتاه ويژه صبح جذاب‌تر باشد. مخاطب صبحگاهي هم عجله دارد و هم نمي‌خواهد از خير خبرهاي اول روزش بگذرد، براي همين برنامه‌هاي «حرف اضافه» و «دريافت شد» ريتم تند و مدت زمان كوتاهي داشت.

دوره‌هاي مهم زندگي كاري شما در راديو جوان شكل گرفت، چه شد كه به تلويزيون آمديد؟

من كار جدي تحريريه را در برنامه‌هاي طنز راديو جوان تجربه كردم. در گروهي كه بعدها پراكنده شد، سعي كرديم گسترش نوعي از طنز را در راديو آغاز کنيم كه در آن مخاطب با لحن عادي خودش و بدون سر و صداي بي‌مورد و ادا، شوخي بشنود كه اين لحن تازه شنونده‌هاي زيادي پيدا كرد و باعث شد برنامه‌سازان تلويزيوني هم سراغ ما بيايند.

بيشتر دوست داريد در تلويزيون كار كنيد يا راديو؟ فعاليت در اين دو رسانه چه تفاوت‌هايي دارد؟

اين دو رسانه از نظر ساز و كار توليد و دستمزد با هم تفاوت‌هاي زيادي دارد؛ راديو رسانه صدا و سكوت است، اما در تلويزيون شما تصوير هم داريد. سختي كار در هر يك از آنها هم با يكديگر فرق‌هاي زيادي دارد اما در نهايت من يك راديويي هستم و كار با صدا براي من سختي توام با دلچسبي دارد.

قصد نداريد برنامه جديدي را در قالبي متفاوت براي تلويزيون يا راديو تهيه كنيد؟

مدت‌هاست به برنامه‌اي با محوريت رسانه‌هاي شهروندي فكر مي‌كنم؛ برنامه‌اي كه بتواند با آنچه مخاطبانش برايش ساخته‌اند، توليد و پخش شود. هنوز نمي‌دانم بشود چنين برنامه‌اي را توليد كرد يا خير.

فرشيد شکيبا/ جام جم (لینک پی‌دی‌اف)