نمی‌شود انکار کرد که این روزها جوک‌های زیادی با شروع «لره» در پیامک‌های رسیده از بسیاری از رفقا و در خیلی از شبکه‌های اجتماعی مجازی منتشر می‌شود؛ یک جور جریان مثل همیشه مشکوک، که از بس فراگیر شده، توی چشم می‌زند و در گفتگوهای ما هم می‌آید که «راستی چه خبر شده که جوک‌های لری فراوان شده‌اند؟».

خوابگرد ـ که محاوره‌ی ناگهانی‌مان درباره‌ی این پدیده به این یادداشت‌ها رساندمان ـ معتقد است که کار به جایی رسیده که برخی جوک‌های قدیمی معروف هم با تغییر مطلع از «یه ترکه» و حتا «یه رشتیه» و نظائر آن‌ها، برای خندیدن به «یه لره» دست‌به‌دست می‌‌شود.

البته رضا ساکی، طنزنویس رسانه‌ای اهل خرم‌آباد هم نوشته است: اتفاقی که در جک‌های بعد از حوادث سال ۸۸ افتاده این است که جک‌ها رویکرد انتقادی صرف پیدا کرده‌اند. من این جک‌ها را لری نمی‌دانم و اصلا «یه لره» یا «لرها» در این جک‌ها موضوع اصلی نیست. “یک لره” گفتن در آغاز جک در واقع پایندی به ساختار قدیمی جک‌های ایرانی است که در آنها به قومیت‌ها توهین می‌شد اما حالا دیگر مسئله لر و ترک نیست و این عبارات فقط برای این در مقدمه جک می‌آید تا مشخص کنند‌ه‌ی این باشد که قالب بیانی یا نوشتاری مورد نظر جک و لطیفه است.

به گمانم چند نکته درباره‌ی این پیامک‌ها وجود دارد:

1ـ از دیدگاه رسانه‌ای، پیامک‌ها پیام‌هایی که انتشار آن‌ها در تیراژ انبوه در مدت‌زمانی کوتاه، از رسانه‌ی موبایل، کار ساده‌ای‌ست؛ ویژگی انتشار رسانه‌های فردی مثل موبایل، فارغ بودن از ویرایش و سخت‌گیری در به اشتراک گذاشتن انواع محتواست؛ بسیاری از این جوک‌ها بی هیچ تغییری برای عده‌ی زیادی از رفقا فوروارد می‌شوند. موبایل رسانه‌‌ای‌ست که در عین فراگیری حتی همه‌ی حواس کاربرش، ذاتا کاربری ِ سطحی و کم‌دقتی دارد؛ برای بسیاری از مخاطبان ایرانی که اصولا خندیدن به کلیشه‌های قومیتی در ذهن‌شان یک عادت تاریخی‌ست، اهمیتی ندارد که چیزی که برای دیگران می‌فرستند، متضمن چه اشاره یا انتسابی به یک قومیت خاص است.

2ـ خندیدن به کلیشه‌های قومیتی برای ما عادی‌ست؛ ردپای جوک‌هایی که به ترک‌ها یا لرها یا قزوینی‌ها یا عرب‌ها یا رشتی‌ها خصلت یا نقصی مشخص را نسبت می‌دهند، در ادبیات قدیمی ما و در رسانه‌های امروزی ما وجود دارد؛ سینما و تلویزیون و رادیوی ما با همه‌ی دستورالعمل‌هایی که از بالا هست، نمی‌تواند از خیر خنداندن با لهجه‌ها بگذرد؛ این واقعیتی‌ست که در درازمدت در جامعه‌ی ما نسل به نسل منتقل می‌شود و با وجود حساسیت‌های سیاسی و اجتماعی‌ای که برخی قومیت‌ها در واکنش به این توهین‌ها (یا آن چه توهین می‌پندارندش)، به این سادگی کم‌رنگ نخواهد شد. همین کلیشه‌های با سن بالا هم موجب می‌شوند که اگر حتی فرضیه‌ی مطرح‌شده درباره‌ی تلاش برای تغییر جریان جوک‌ها از ترکی به لری درست باشد، آن تلاش به سادگی و در زمانی کوتاه موفق نباشد؛ جوک‌های قومیتی ویژگی‌هایی دارند که تغییر واژه‌های قومیتی نمی‌تواند کلیشه‌های قومیتی را به قوم جدید منتسب کند.

3ـ من بختیاری‌ام و همیشه به شوخی گفته‌ام که یک جور لر هفتاد درصد به حساب می‌آیم! بختیاری‌ها و لرها به خاطر اشتراک‌های اقلیمی و فرهنگی زیادی که با هم دارند، گاه یک قومیت دانسته می‌شوند؛ آن طور که رضا ساکی هم گفته، لرها و بختیاری‌ها ذاتا کنایه‌گو و شوخ هستند؛ خشونتی مهربانانه در کلام این قوم هست که تلخی و شیرینی توامان دارد؛ حتی مادر به فرزندش با کنایه محبت یا نصیحتی می‌کند و تشر می‌زند؛ تعصبی هم که در برخی اقوام هست، در لرها آن‌قدر نیست که از خیر تعریف کردن ِ اوریجینال یا منتشر کردن جوک‌هایی که درباره‌ی خودشان هست بگذرند! ممکن است این جریان بخشی‌ش زیر سر خود لرها باشد!

4ـ قضاوت درباره‌ی هر نقلی که از یک قومیت می‌شود، نمی‌تواند شتاب‌زده و سطحی باشد؛ هم‌چنان که یک کاریکاتور در یک روزنامه‌ی جمعه‌ها چند سال پیش باعث حوادثی جدی در آذربایجان شد و خیلی‌ها معتقد بودند که نهایتا اشاره‌ای معناش اهانت به همه‌ی ترک‌ها نیست… این جوک‌ها هم لزوما توهین‌ به لرها نیستند؛ بخشی ازجوک‌های قومیتی حتی به زیرکی آن قوم اشاره می‌کنند و بخشی دیگر هم آن قدر عمومی‌اند که می‌توانند بی اشاره به قومیتی معنای خود را حفظ کنند؛ سمت و سوی انتقادی پیامک‌ها و جوک‌هایی که با سرعت نور در التهاب‌های سیاسی و اجتماعی ایران منتشر می‌شوند، گاهی ربط خاصی به قومیتی که همراهش نقل شده‌اند ندارند؛ جوک‌ها بارزترین واکنش «همگان» یا همان «افکار عمومی‌»‌اند که نه در خبرها و گزارش‌های صدا و سیما جایی دارند و نه در مطبوعات رسمی منتشر می‌شوند… اما واقعی‌ترین بازخورد افکار عمومی به فضای جامعه‌اند.

5- یادتان هست لابد که وقتی سریال شب‌های برره پخش می‌شد، خیلی‌ها نگران در امان ماندن زبان فارسی بودند؟ حالا جز چند واژه در گفتار چند نوجوان چیز زیادی از برره در جامعه نمانده است؛ ماندگاری هر پیام را باید در درازمدت بررسی کرد؛ کلیشه‌های قومیتی هم عمرشان دراز است و باید در طول زمان و با تغییر دیدگاه‌های فرهنگی برای از بین بردن‌شان راهی پیدا کرد؛ جوک‌ها در بیان شفاهی و با موبایل و اینترنت منتقل می‌شوند و تغییر هم می‌کنند؛ زد و خوردهای رسانه‌ای قومیت‌ها در ایران هم، ریشه‌های سیاسی و اجتماعی دیرپایی دارد، که تنها زیر سر جوک‌های موبایلی نیست.

* مصرعی در ذهنم بود که نمی‌دانم از کیست: درها برای بسته شدن آفریده شد!