پرش به محتوا

جلال سمیعی | استراتژی محتوا، برندینگ و روابط‌عمومی

یادداشت‌های من درباره‌ی فضای آن‌لاین، شبکه‌های اجتماعی، ژورنالیسم و طنز

بایگانی

بایگانی مرداد, ۱۳۸۹

درباره‌ی تمام شدن برنامه‌ی طنز «حرف اضافه»*

دوست طنزنویس‌م از من خواست تا برای تمام شدن برنامه‌ی طنز «حرف اضافه» و در واقع برای ارضای خودشیفتگی‌م، چیزی بنویسم؛ برنامه‌ای که ناراحتی‌م را از تمام شدن‌ش پنهان نمی‌کنم. در شش ماهی که این برنامه زنده از سیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شد، همیشه با بازخوردهای بیشتر از حد انتظار و انصافا بهتر از همین حد انتظار روبه‌رو شد؛ این که می‌گویم بهتر، به خاطر آن است که فکر می‌کردیم با شرایط سیاسی خاص بعد از انتخابات و رابطه‌ی جدید مخاطبان با صدا و سیما و بخش‌های اجرایی و سیاسی، این برنامه یا دیده نخواهد شد و یا حاشیه‌های سیاسی خواهد داشت؛ اما واقعا اتفاق بدی نیفتاد.

اگرچه نامه‌های شورای نظارت صدا و سیما، گاهی این برنامه را به دلیل آن چه «تخریب دستگاه‌های اجرایی، سیاه‌نمایی و …» برمی‌شمرد، زیر سؤال می‌برد، اما حمایت‌های مدیر شبکه‌ی یک و مهم‌تر، اراده‌ی تهیه‌کننده و من ـ به عنوان نویسنده و مجری آیتم ـ و تیم مشاوره‌ی محتوایی بر حفظ کیفیت و تفاوت این بخش با برنامه‌های طنز مشابه در رادیو و تلویزیون باعث شد تا در این شش ماه برنامه مخاطبان روزافزون پیدا کند؛ البته این برنامه در تلویزیون مشابهی نداشت و در دو شبکه‌ی رادیویی هم بخش‌هایی با شباهت‌های کمی به این آیتم وجود داشتند.

دوره‌ی نخست «حرف اضافه« در حقیقت از دی 86 تا خرداد 87 روی آنتن صبح بخیر ایران رفت؛ آن روزها هم برنامه با مخاطبان زیاد و متعجبی روبه‌رو شده بود، که یا برای سلامتی من نگران بودند و یا گمان‌های دیگری درباره‌ی من داشتند؛ «صبح بخیر ایران» تمام شد و گروه دیگری «صبح عالی بخیر» را راه انداخت و این برنامه هم ادامه نیافت؛ اما با شروع دوباره‌ی «صبح بخیر ایران» این آیتم طنز هم باز روی آنتن رفت؛ این بار اما شرایط سیاسی و اجتماعی کشور آن‌قدر مبهم و خطرناک بود، که راه‌اندازی دوباره‌ی یک آیتم طنز سیاسی ـ اجتماعی، آن هم در رسمی‌ترین شبکه‌ی سیما، جرات می‌خواست؛ و خب البته حمایت‌های مدیریتی خوبی هم از برنامه در همان آغاز می‌شد.

تصورات خیلی‌ها از من و این برنامه‌ی پانزده دقیقه‌ای، متنوع بود؛ بعضی‌ها اصرار داشتند که من ـ به عنوان یک طنزپرداز هیچ‌کاره ـ از آقازاده‌ها هستم، یا نسبتی سببی با بزرگان دارم**؛ بعضی‌ها فکر می‌کردند برنامه قبلا ضبط‌شده یا مثل بازی‌های جام‌جهانی با چند ثانیه تاخیر روی آنتن می‌رود؛ جالب‌تر آن که بعضی‌ها اصرار داشتند که حرف‌های این مجری غیرعادی از گوشی به زبان او جاری می‌شود! ولی این یک برنامه‌ی طنز معمولی بود با پنج خبر، که از خبرگزاری‌های رسمی انتخاب می‌شد و نت‌هاش را شب قبل می‌نوشتم و قبل از آنتن، متن‌ها بررسی نظارتی ـ مشورتی می‌شدند؛ البته هیچ وقت این آیتم سفارشی نبود؛ به جرات می‌گویم اگر احتمالا «حرف اضافه» بین مخاطبان اقبالی داشته، برای این است که محتوا و لحن و حتی چهره‌ی مجری‌ش هیچ شباهتی با بقیه‌ی برنامه‌های سیما نداشت! شاید مردم می‌دیدند حرف‌هایی که در ذهن‌شان درباره‌ی اتفاقات دولتی و اجتماعی، یا مشکلات‌شان هست، برای اولین بار از زبان یک مجری تلویزیون گفته می‌شود. واکنش‌های مردم، در کوچه و خیابان، خیلی مثبت‌تر از تصورمان می‌شد؛ و البته واکنش‌های رسمی‌ای که خیلی منتظرشان بودیم و خبری ازشان نمی‌شد.

حتما یکی از مهم‌ترین دلایل بیشتر دیده شدن دوره‌ی فعلی «حرف اضافه»، بازتاب آن در اینترنت و گاهی حتی شبکه‌های ماهواره‌ای آن سوی آب بوده است؛ خیلی‌ها که تلویزیون ایران را نمی دیدند و یا به هر دلیلی این برنامه را ندیده بودند، از این راه مخاطب برنامه شدند؛ ساعت پخش برنامه طوری بود که خیلی‌ها هنگام پخش برنامه یا در خواب بودند و یا در راه، اما بازپخش تکه‌هایی از بعضی برنامه‌ها که به خاطر واکنش به‌روز و متفاوت‌ش به تحولات جامعه جلب توجه می‌کرد، آن‌ها را با این بخش ساده‌ی طنز آشنا کرده بود. هرچند اصحاب مطبوعات و حتی بسیاری از طنزنویس‌ها واکنش خاصی به برنامه ندادند. خب لابد برنامه‌ی مهمی هم نبوده.

به هر حال بعد از شش ماه پخش زنده، این برنامه به دلیل تغییر تهیه‌کننده‌ی «صبح بخیر ایران» متوقف شد؛ در گفتگویی با ایسنا گفته بودم که شاید الگوی «حرف اضافه» برنامه‌ی طنز دهه‌ی هفتاد داریوش کاردان در رادیو بوده باشد؛ برنامه‌ای که در روزگار خودش و روزگار حکومت رادیو بر مخاطبان، جسورانه بود و خط قرمزهای زیادی را دور می‌زد. امیدوارم همان‌طور که بعد از دور‌ه‌ی‌ نخست این بخش، آیتم طنزی در «صبح عالی بخیر» به راه افتاده بود، طنز (به عنوان پرمخاطب‌ترین و ضروری‌ترین گونه‌ی برنامه‌ای) از برنامه‌های سیما حذف نشود. در این قحطی خنده، هر اتفاقی در هر رسانه‌ای با زمینه‌ی طنز، حتی به عنوان سوپاپ هم غنیمت است!

خوشحال می‌شوم شما و به ویژه اگر طنزنویس هستید، درباره‌ی این برنامه بنویسید.

* «حرف اضافه» از بهمن 88 تا تیرماه 89 هرروز در برنامه‌ی زنده‌ی«صبح بخیر ایران» شبکه‌ی یکم سیما پخش می‌شد .

**نگارنده به شدت مجرد است و باقی خواهد ماند.

  • خب امروز بعد از شش ماه آیتم  طنز«حرف اضافه» در «صبح بخیر ایران» تمام شد؛ دلیل‌ش را هم شما فرض کنید که عوض شدن تهیه‌کننده بوده لابد.
  • می‌روم بخوابم مدتی.
  • پ.ن: خوب که خوابیدم یک یادداشت مفصل درباره‌ی برنامه خواهم نوشت؛ به زودی در یک شبکه‌ی دیگر شروع به کار می‌کنم.

کار راحتی نیست که آدم یادداشت مربوط به تولدش را در میانه‌ی بازی هلند ـ اروگوئه بنویسد؛ من خیلی آدم فوتبالی‌ای نیستم، اما گمان می‌کنم فوتبال یکی از بهترین سرگرمی‌های جدی روزگار ماست؛ باقی این حرف را می‌گذارم برای وبلاگ رسانه‌ایی که هی می‌خواهم راه‌ش بندازم و همت نمی‌کنم.

کجا بودیم؟ هان، هجدهم تیر امسال من 28 سال را پشت سر می‌گذارم و روزگار نبردش را در سالی تازه از عمرم با من شروع می‌کند. حقیقت‌ش را بخواهید، زندگی برای من واقعا دوست‌داشتنی و واقعاتر (!) سخت است؛ من از وقتی فهمیده‌ام که بزرگ شده‌ام، دیگر نمی‌توانم روی جنگنده‌ی زندگی را فراموش کنم.

سالی بر من گذشته است که نهایت اتفاق‌های خوب و نهایت اتفاق‌های بد برایم افتاده‌اند؛ از آمدن‌های خوب و رفتن‌های بد، تا کارها و پول‌های تازه و تمام شدن‌های همیشگی و روزهای بد؛ از دستگیری‌ها و مردن‌ها تا آزاد شدن‌ها و خارجی شدن‌ها؛ از حرف‌های کهنه تا حرف اضافه‌ی تازه‌ای که به زودی تمام خواهد شد؛ و از من اهل رادیو تا من گاهی تلویزیون.

چند نفری هستند که فراموش‌شان می‌کنم و نمی‌بخشم‌شان؛ چند نفری هستند که می‌بخشم‌شان اما کارشان را فراموش نمی‌کنم؛ یکی هست که خیلی از اتفاق‌های خوب این سال از او بوده و یکی هست که ضربه‌های بدی به من زده؛ مرور این‌ها در سال‌روز پیرتر شدن دلچسب است و خراشنده.

+

یقین دارم روزگار نو روزگار بهتری خواهد بود؛ این را از شیب کند اما مثبت روزهام می‌فهمم؛ و یقین دارم این جاده هر بار که گرد و غبارش بنشیند، باز هم جاده خواهد ماند؛ روزنامه‌نگاری و لنگ‌درهوایی به من یاد داده که هر لحظه باید منتظر دگرگون شدن وضعیت باشم.

پ.ن.1: امسال تولدم را قرار است در سفر بگذرانم؛ تجربه‌ی تازه‌ی خوبی باید باشد.

پ.ن.2: راستی هلند الان یک بر صفر از اروگوئه جلو افتاده. به امید قهرمانی‌ش.