Monthly Archives: اردیبهشت ۱۳۹۴

تاکسی هفت – سه‌شنبه یکم اردیبهشت  1394  

راننده گفت: شما باور نکنی ها؛ اینا خالی زیاد می بندن بابا. یه وقت می بینی اصلا کلاهبرداری می شه بعدا صداش در می آد… مرد گفت: خب به هر حال من دارم ریسک می کنم. صدام خوبه. آشنا داشته باشم یا می برن منو دوبله، یا لااقل دیگه رادیو که می تونم برم. انصافا صدام رادیویی نیست؟ حاضرم براتون عین حیاتی حرف بزنم… راننده گفت: بابا اخبار گفتن که فقط صدا نمی خواد. هزار جور گزینش و اینا داره. هر کسی رو راه نمی دن اون جا بره خبر بخونه… رادیو زده بود زیر آواز: جونشو نثار کرده، قربون یار کرده، آخ دوماد غزال عشقو با دل شکار کرده… مرد گفت: خدایی ش الان بذار گوینده ش بیاد ببینیم صدای من بهتره یا این. بابا اینا همه شون آشنا دارن. روابط دارن. من خبر دارم. من تهش رو درآورده م… مرد گوینده با صدای گرفته گفت: خب امروز روز بزرگداشت سعدی هم هست و براتون غزلی عاشقانه خط تیره عارفانه می خونم از شاعر گلستان و بوستان… مرد گفت: بیا. معلومه مشکوکه اصلا. صداش رو عمدا خش انداخته. منم بخوام ادا دربیارم از اینا بهتر بلدم… راننده گفت: یه کم برامون خبر بخون ببینیم چی کاره ای… رادیو گفت: تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد. دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی… صدای موسیقی بالا رفت… مرد صداش را بم کرد و گفت: صبحانه در پاستور، ناهار در بهارستان. مجلسی ها امروز میهمان و میزبان دولت بودند. خبرها از جلسات فشرده دولت و مجلس برای بررسی لایحه تکمیلی بودجه امسال حکایت دارد… راننده زد زیر خنده: خوبه صدات ها. خدایی ش برو یه تستی بده… پیرمرد از خواب پرید و روی صندلی جلو عربده زد:  مرحوم پدر خدابیامرز می فرمودند هر وقت دیدی یک وضعیتی شده در مملکت، که به تو می گن پیر شدی و بنشین گوشه ای و دیگه کارها را به ما جوان ها بسپار، بلند شو اول تمام کارها را خودت تمام کن، بعد قبل از ناتوانی و زمین گیر شدن خودت را یک جایی یک جوری گم و گور و مرده کن! مرحوم پدر همیشه نگران بودند که کسی به ایشون بگه شما ناتوانی. یک بار هم حتی وقتی مرده بودند خم به ابروی ایشون نیومد. متفرق بشین. برین کنار و بذارین بنده خودم این بحران را درست کنم. قوام باید بدونه ما هنوز اون قدر بی پشت و پناه نیستیم که لایحه را از ترس روس ها بایکوت بنمایه… پیرمرد دوباره خوابید… مرد با نگرانی گفت: ایشون نسبتی دارن؟ یه مقداری نافرمن انگار… راننده گفت: ایشون کلا تو وضعیت دوره مصدق استندبای مونده ن. شما نگران نشو. دو تا صدای دوبله دربیار بخندیم ترافیکه.