Monthly Archives: آبان ۱۳۸۹

مرحوم آقای مشهدی جهان خانم

مشهدی جهان خانم و پسرش، چون دخترعمه‌ی ما را به عنوان عروس‌شان برده‌‌اند، فامیل‌مان شده‌اند.

یک روز مشهدی جهان آمد و به عموجان گفت که تلویزیون رنگی‌شان را اگر نمی‌خواهند، به قیمت مناسب بخرد و ببرد؛ عموجان هم گفت ببرید و بعدا پولش را بدهید.

سه روز بعد مشهدی جهان تلویزیون را برگرداند و گفت مرحوم پدرش آمده به خوابش و گفته تلویزیون آقای سمیعی را ببر پس بده. می‌گفت هر چه اصرار کرده آقاش در خواب نگفته چرا.

عموجان مکثی کرد و گفت: مش جهان! مرحوم آقات وقتی گفت پس ببر، نگفت کنترل و آنتن‌ش را هم برگردان؟